نوشته‌ها

کسب و کار ، فناوری اطلاعات و داده ها

 

 

( کسب و کار ، فناوری اطلاعات و داده ها ) می‌توان گفت که ایمیل وسیله ارزشمندی است که در محیط کسب و کار امروز جایگاه مطمئنی برای خود یافته است، ولی نباید از محدودیت‌های آن از لحاظ امنیت، دزدی و فیلترینگ غافل شد. با استفاده از ایمیل نه تنها شرکت خود را در معرض خطر قرار می‌دهد بلکه جرائم رایانه ای، تروریسم مجازی و ویروس‌ها نیز تهدیدی برای سیستم عامل های کسب و کار شما هستند.
دارایی‌های فکری ارزشمندترین بخش هر کسب و کارند و به این دلیل که از نوع دارائی‌های غیرقابل لمس هستند، محافظت از آن‌ها دشوار است. رایانه ها و برنامه های نرم افزاری، نه تنها روش‌های اثربخشی برای برقراری ارتباط در اختیار ما می‌گذارند، بلکه دروازه‌های اشتراک غیرقانونی اطلاعات را که کنترل شان نیز دشوار است، باز می‌نمایند.
موسسه امنیت رایانه ای، یک بررسی در سال ۲۰۰۳ انجام داده که نتایج ناخوشایندی را فاش نموده است. این بررسی نشان داده است که ۱۵% از شرکت‌ها نمی‌دانند که آیا سیستم هایشان در سال گذشته مورد حمله قرارگرفته است یا خیر و بیش از نیمی از آن‌هایی که از این موضوع آگاه بودند، مشکل را به جایی گزارش نکرده‌اند. جرائم رایانه ای نیز نظیر جرائم خیابانی دارای قوانین و مسئولان مشخصی هستند که بر امور نظارت داشته و آن‌ها را کنترل می‌کنند.
ممکن است باور این قضیه مشکل باشد، ولی تصور نمایید که کارکنان یا افراد خارج از شرکت بتوانند با تغییر یا ایجاد داده های جدید برای برنامه های رایانه ای، منجر به تولید اطلاعات نادرست و فریبنده یا تراکنش‌های غیرقانونی شوند یا باعث ورود و پخش ویروس در سیستم گردند. به علاوه، افرادی نیز هستند که برای منافع یا اطلاعات شخصی، یا فقط برای آزمایش داشتن یا نداشتن جواز ورود به سیستم، سعی می‌کنند وارد آن شوند که ما این کار را هک کردن می‌نامیم، در چند سال اخیر، هک را مسئول بسیاری از جرائم در کسب و کار می‌دانند. یکی از تکنیک های هک که آن را تروجان می‌نامند، به هکر اجازه می‌دهد که بدون اطلاع کاربر به رایانه اش دسترسی بافته و به عنوان مثال، رمز عبور یک حساب سرمایه گذاری آنلاین را به دست آورد. این‌ها مسائل امنیتی هستند که مشتریان و شرکت‌ها در اموری مانند سرمایه گذاری، بان‌کداری و مدیریت حساب‌ها به صورت آنلاین با آن‌ها روبه‌رو هستند.
دزدی هویت، کلاهبرداری‌های مالی بین‌المللی، دزدی از اطلاعات مخفی کسب و کار، کلاهبرداری در حراجی‌ها، کلاهبرداری شبکه ای و اخاذی‌های اینترنتی، همه از جمله روش‌هایی هستند که در سال ۲۰۰۲ مورد استفاده قرار گرفته و نزدیک به ۱۲۵۰۰۰ قربانی و بیش از ۱۰۰ میلیون دلار خسارت در برداشته‌اند. اما این جرائم در بررسی جرائم رایانه ای و امنیت که توسط موسسه امنیت رایانه ای انجام شده است نیامده‌اند.
ویروس‌های رایانه ای، برنامه هایی هستند که به صورت مخفیانه خود را به سایر برنامه های رایانه ای یا فایل‌ها چسبانده و به تغییر، انتقال یا نابودی داده ها می‌پردازند. از آن‌جا که بسیاری از ویروس ها از طریق ایمیل گسترش می‌یابند باید پیش از باز کردن ایمیل ها به نام فرستنده آن توجه کنیم. بهترین کار استفاده از برنامه های ضد ویروس است. با استفاده از این برنامه ها می‌فهمیم که آیا فایل مورد نظر دارای ویروس است و آیا باید آن را حذف نمود یا خیر. ویروس ها نه تنها برای کمیسیون تجارت فدرال مهم هستند بلکه مایکروسافت، به همراه اف‌بی‌آی سرویس مخفی و پلیس بین‌الملل یک پاداش بر ضد ویروس را در نوامبر سال ۲۰۰۳ ترتیب دادند. مایکروسافت روی برنامه ای سرمایه گذاری کرده‌است که به مراجع قضایی امکان شناسایی و محاکمه افرادی که به انتشار کرم‌ها، ویروس ها و سایر انواع کدها بر روی شبکه می‌پردازند، را بدهد.
سایر جرائم رایانه ای عبارت‌اند از دزدی حقیقی از تجهیزات رایانه ای (لپتاپها و PDA ها به دلیل اندازه کوچک‌شان بسیار در معرض خطرند)، استفاده از فناوری رایانه ای برای جعل پول یا سایر اسناد رسمی (گذرنامه، روادید، کارت شناسایی و …) و نیز استفاده از این فناوری برای ذخیره غیرقانونی موسیقی و فیلم‌هایی که دارای کپی رایت هستند، با وجود ظرفیت بالای جرائم رایانه ای، شرکت‌های کوچک چگونه می‌توانند از خود محافظت کنند؟

در صورتی که نگران مورد حمله قرار گرفتن سیستم هایتان هستید، اداره امنیت ملی آمریکا، استفاده از موارد زیر را توصیه می‌کند:

  • * به اتفاقات سریعا واکنش نشان دهید.
  • * اگر نمی‌دانید که چه اقدامی باید بکنید، فعالیت‌های سیستم را متوقف نکنید و به فایل‌ها دست نزنید.
  • * رویه‌ها و سیاست‌های شرکت را دنبال کنید.
  • * از تلفن برای برقراری ارتباط استفاده نمایید.
  • * با تیم واکنش به حوادث در اتحادیه خود تماس بگیرید.
  • * قابلیت مشاهده تماس‌های ورودی تمام خطوط را فعال کنید.
  • * با مشاوران عمومی، متخصصان حل مشکلات اضطراری و مراجع قانونی در تماس باشید.
  • * نسخه‌ای از فایل‌هایی تهیه کنید که مزاحمان روی سیستم های کپی کرده‌اند یا برجا گذاشته‌اند.
  • * نقطه ورود احتمالی را شناسایی کرده تا بتوانید شواهد مورد میاز را جمع‌آوری کنید.
  • * با مقصر احتمالی تماس نگیرید.

به علاوه بسیار مهم است که دسترسی به سیستم و مشاهده داده ها برای کاربران غیر مجاز، مسدود شده باشد. در این زمینه، استفاده از رمز عبور، دیواره‌های آتش و نرم افزارهای رمزنگار مفید است.
در نهایت، نگهداری نسخه پشتیبان از داده ها و سیستم های رایانه ای در شرایطی که ممکن است سیستم مورد حمله قرار گرفته یا نیاز به بازیابی داده های تغییر یافته یا از بین رفته طی پردازش ها باشد، اهمیت بالایی دارد.
سیستم ها و روش‌های زیادی برای تهیه نسخه پشتیبان از داده ها وجود دارند. مهم نیست کدام یک را انتخاب می‌کنید ولی مهم است که این کار به صورت دقیق و پیوسته انجام شود. در پکیج جامع دیجیتال مارکتینگ تخصصی نوکارتو می‌توانید پیرامون موضوع‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات، اطلاعات جامعی را به‌دست بیاورید.

اینترنت، اینترانت و اکسترانت

کسب و کارها و فعالیت‌های تخصصی از فناوری و سیستم های اطلاعات مدیریت استفاده می‌کنند. اتصال این ابزار به یکدیگر و تأمین وسیله‌ای برای مرتبط شدن ماشین‌ها و همچنین موضوع کاربران این حوزه‌ها، اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است، بنابراین، رایانه ها شبکه هایی را تشکیل می‌دهند تا تبادلات را آسان کنند.
ممکن است از کسی کلمه “اکس‌ترانت” را شنیده باشید و تصور کرده باشید که منظورش همان “اینترنت” است، زیرا بیشتر مردم اینترنت را وسیله‌ای برای یافتن و به اشتراک گذاشتن اطلاعات می‌دانند؛ ولی سه نوع مختلف از شبکه ها برای به اشتراک گذاشتن و دست‌یابی به اطلاعات وجود دارد.
اینترنت، چیزی است که شرکت برای اتصال به شبکه گسترده جهانی WWW و برقراری ارتباط با مشتریان و دنیای وسیع‌تر بیرونی استفاده می‌کند. این ارتباط از طریق ایمیل، وب سایت ها، پژوهش و دست‌یابی به اطلاعات همگانی صورت می‌پذیرد. از سوی دیگر، اینترنت شرکت آن را به دنیای خارج متصل نمی‌کند بلکه فقط یک شبکه داخلی ایجاد می‌نماید. این شبکه گسترده منطقه‌ای همه رایانه های شرکت را به یکدیگر متصل نموده و به این ترتیب به آن‌ها اجازه می‌دهد تا به حافظه یکسانی دسترسی داشته باشند و بتوانند فایل‌ها و اطلاعات را از یک محل مرکزی، داخل شرکت به اشتراک بگذارند.
اکس‌ترانت زمانی کاربرد دارد که کسب و کار با استفاده از شبکه به تعدادی از ذی‌نفعان نظیر تأمین‌کنندگان، واسطه‌ها، تولیدکنندگان با توزیع کنندگان متصل گردد. این نوع شبکه، بین مجموعه‌ای انتخابی از کسب و کارها ایجاد می‌شود که با یکدیگر همکاری نزدیک داشته و برای برنامه ریزی کار و انجام کسب و کار خود نیاز دارند که اطلاعات را به اشتراک بگذارند.
این شبکه های بزرگ‌تر، تعیین می‌کنند که اطلاعات در کجا به اشتراک گذاشته شود و چه کسی به آن دسترسی یابد؛ اهمیت سایر شبکه های رایانه ای از آن جهت است که تعیین می‌کنند که اطلاعات چگونه به اشتراک گذاشته شود

شبکه های رایانه ای و اهمیت آن‌ها

سیستم های رایانه ای متشکل از سخت افزار، نرم افزار و شبکه ها هستند. یک شبکه داخلی LAN قابلیت اتصال رایانه ها را به شبکه از یک محل و نیز در ساختمان‌های مختلف دارد. در آن محل افراد می‌توانند سخت افزار و نرم افزار را به اشتراک بگذارند. شبکه های LAN در حال تغییرند و به سوی بی سیم شدن یا تبدیل شدن به WLAN می‌روند. به این ترتیب منافع تجهیزات شبکه بدون کابل در اختیار ما خواهدبود. قبل از تصمیم‌گیری درباره بهترین انتخاب برای کسب و کارتان باید تعداد تجیزات دسترسی به شبکه بی سیم، نوع داده یا اطلاعاتی که منتقل می‌شود. پهنای باند مورد نیاز و نیز قابلیت به روز شدن سیستمی که خریداری می‌کنید با توجه به پیشرفت مستمر فناوری را بررسی نماید.
همچنین باید در نظر داشته باشید که سرعت WLAN در زمان خرید، لزوما برابر با سرعت دنیای واقعی نخواهد بود، زیرا WLAN یک واسطه مشترک است و به جای این‌که از سرعت اختصاصی برای دستگاه های متصل به آن انظیر ارتباط Dial – up استفاده نماید، توان خروجی را بین دستگاه ها تقسیم می‌نماید. این محدودیت‌های محاسبه مقدار سرعت مورد نیاز را دچار چالش می‌کنند. بنابراین، خرید مدلی که قابل ارتقا باشد حیاتی است.
به این دلیل که شبکه های بی سیم، برای انتشار داده از راه هوا به جای سیم‌ها استفاده می‌کنند، مسئله امنیت این‌گونه سیستم ها مطرح می‌شود. با انتخاب یک سیستم بی سیم، باید مقیاس‌های امنیت داخلی را به گونه‌ای تنظیم کرد که مطمئن شویم داده ها در طول مسیر دزدیده یا هک نمی‌شوند. مسئله اصلی در تجهیزات سیستم بی سیم، توان خروجی آن است. انواع مبادلات احتمالی در WLAN را مانند ایمیل، مرور وب، برنامه های منابع سازمانی یا برنامه های طراحی رایانه ای در نظر بگیرید. با پراکنده شدن کاربران نسبت به نقاط دسترسی، سرعت‌های شبکه افت فراوانی می‌یابد، بنابراین با نصب نقاط دسترسی کافی، نه تنها همه کاربران خود را تحت پوشش قرار دهید بلکه سرعت اتصال مورد نیاز آن‌ها را نیز فراهم کنید.
امر مسلم این است که با ظهور شبکه بی سیم، نیاز به نشستن در یک‌جا و اتصال به دیوار برای دسترسی به اینترنت کاملا منسوخ شده‌است. در آینده‌ای نه چندان دور، دفتر کار مجازی، واقعیتی قابل لمس برای همگان خواهد بود. نوع دیگری از شبکه های منطقه‌ای با باند پهن هستند. این شبکه ها قوی‌تر از سایرین هستند و به وسیله آن‌ها می‌توان رایانه ها را در مناطق مختلف جغرافیایی با استفاده از امواج مایکروویو، ماهواره یا تلفن به یکدیگر متصل نمود. این نوع شبکه ها به ویژه در کسب و کار رستوران‌ها در حال گسترش‌اند. رستوران‌ها با به کارگیری آن‌ها، شبکه مجازی اختصاصی برای مدیریت یکپارچه زنجیره تأمین، سفارش غذا به صورت آن‌لاین و عملیات پشتیبانی به وجود می‌آورند. برخی رستوران‌ها نیز برای کارکردهای در ارتباط با مشتری نظیر استفاده از کارت‌های اعتباری، از آن‌ها استفاده می‌کنند. به علاوه، آن‌ها تمایلاتی نیز برای استفاده از ماهواره برای انتقال داده هایشان نشان داده‌اند و طبق نظر اسپیس نت که یک تأمین کننده خدمات WAN است، می‌توان این امر را روندی در حال رشد نامید، عجیب نیست اگر می‌بینیم که سرعت و قابلیت اطمینان ماهواره‌ها پیوسته در حال بهبود است.
اما هنوز محدودیت‌های WAN ها برطرف نشده‌اند. بهینه سازی‌های در حال انجام نوید کارکردهای سطح بالاتر را می‌دهند. این فناوری برتر، گران است. این سیستم ها، برحسب میزان فشردگی، شتاب و سرعت مورد نیاز برای کسب و کارتان هزینه های متفاوتی دارند. با استفاده از خدمات دیجیتال مارکتینگ شرکت نوکارتو می‌توانید به کسب و کار خود رونق بخشید.

انواع سیستم های اطلاعات مدیریت

سه نوع اصلی سیستم اطلاعات مدیریت وجود دارد: سیستم های پردازش تراکنش‌ها، سیستم های پشتیبانی مدیریت، سیستم های اتوماسیون اداری.
سیستم های پردازش تراکنش‌ها، با عملیات کسب و کار روزانه سروکار دارند که به جمع‌آوری و سازماندهی داده های عملیاتی حاصل از فعالیت شرکت می‌پردازند. سیستم های پشتیبانی مدیریت برای کمک به تجزیه و تحلیل داده های جمع‌آوری شده و سازماندهی شده، به کار می‌روند این سیستم ها با پیش بینی‌ها، تهیه گزارش ها و انجام تحلیل های دیگر در امر تصمیم‌گیری به مدیر کمک می‌کنند. سیستم های اتوماسیون اداری، ارتباطات را توسط ایمیل، واژه‌پردازها، دستگاه های فکس و سایر انواع فناوری بین افرادی که از سیستم عامل های یکسان استفاده می‌نماید تسهیل می‌کنند.  

سازمان ها چگونه فناوری اطلاعات را به نفع خودشان مدیریت می‌کنند

ضروری است قبل از اقدام به خرید، نگاهی به برنامه های مورد نیاز شرکت یا کسب و کار کوچک خود داشته باشید تا مناسب‌ترین فناوری را مورد استفاده قرار دهید.
نخستین گام این فرایند، ارزیابی آرمان‌ها و اهداف‌تان در مورد فناوری است. می‌توان مجموعه‌ای از نیازهای مدیران اجرائی، مدیران IT و سایر مدیران را که دارای نیازها و ایده های خاصی در رابطه با استفاده از فناوری هستند، تهیه نمود؛ این کار، کمک مؤثری در تغییر دیدگاه سنتی حسابگر به دیدگاه از بالا به پایین و راهبردی و افزایش ارزش فناوری از دیدگاه کارکنان به شمار می‌رود.
آن‌گاه، می‌توان نقشه جریان اطلاعات را تهیه نمود و از آن برای نمایش چگونگی انتقال اطلاعات از یک نقطه سازمان به نقطه دیگر، استفاده کرد. درک این نکته مهم است که تهیه این نقشه، برخلاف سادگی آن، باعث ایجاد یک سیستم رتبه‌بندی جهت تعیین ارزشمندترین کاربران خدمات مرکز منابع اطلاعاتی (IRC)، ایجاد دور نمای رقابتی و کمک در شناسایی اقدامات لازم با توجه به بودجه کوتاه مدت و بلند مدت می‌گردد.
تهیه نقشه جریان اطلاعات دارای سه مزیت اصلی است. نخست این‌که می‌دانیم چه کسانی و چگونه از اطلاعات استفاده می‌کنند، سؤال اساسی که باید از خود بپرسید این است که چه اطلاعاتی در سازمان شما موجودند، این اطلاعات در کجا قرار دارند و چگونه می‌توان به آن‌ها دسترسی یافت. دوم آن‌که، مشتری نهایی و ذی‌نفعان اصلی انواع مختلف خدمات اطلاعاتی در سازمان که به این اطلاعات دسترسی می‌یابند به دقت شناسایی می‌شود. سومین مزیت اصلی، کمک به تمرکز خدمات اطلاعاتی بر فرصت‌های بالقوه ارزشمندتر می‌باشد. به بیان دیگر به شما کمک می‌کند اطلاعاتی را که بیشترین ارزش را دارند شناسایی کرده و به بهترین نحو آن‌ها را در اختیار بگیرید. درک ایم موضوع ارزش مرکز اطلاعات را بارزتر می‌سازد. مشاوران متخصص بسیاری وجود دارند که در تهیه نقشه جریان اطلاعات به کسب و کارهای کوچک کمک می‌کنند؛ در این‌جا پنج قدم پذیرفته شده معمول که در تهیه این نقشه توسط مشاوران به کار می‌رود را می‌آوریم:

۱- وضعیت کنونی را توصیف کنید. نمودار سازمانی شرکت چگونه است؟ کاربران چه کسانی هستند؟ چه کسانی به غیر از کاربران از سیستم استفاده می‌کنند؟ زمانی که ایده کلی شکل گرفت، باید عمیق‌تر به موضوع نگاه کنید و از خود بپرسید تا چه حد با نیازهای کاربران آشنا هستید. کاربران با چه بخش‌هایی از سازمان در ارتباط هستند؟

۲- کاربران بالقوه سایر واحدهای کسب و کار را توصیف نمایید و نیازهای اطلاعاتی‌شان را به بحث بگذارید. این امر در شناسایی نیازهایی که در حال حاضر رفع شده یا رفع نشده به شما کمک می‌کند.

۳- در قدم بعدی، شبکه کاربران بالقوه را ترسیم کنید. این امر، تصویری از حوزه‌های دارای هم‌پوشانی و ترکیب منابع و نیز راه حل هایی برای جریان بهینه اطلاعات به دست می‌دهد.

۴- محیط‌های کاری پیچیده، رقابتی و پویا تصمیم‌گیری اثربخش را مشکل می‌سازند و اولویت‌بندی راه حل‌ها اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. با این روش، می‌توانید راه حلی را که پاسخ‌گوی اکثر نیازهای شرکت با استفاده از منابع بودجه باشد، انتخاب کنید. فرایند رتبه‌بندی را می‌توان با ارزیابی مخاطرات در سازمان انجام داد. حتی تنها با طبقه‌بندی فعالیت‌ها به فعالیت‌های با ریسک کم، متوسط و بالا نیز طرحی از اولویت‌ها در سازمان را در اختیار شما قرار می‌دهد که امکان یافتن بهترین راه حل را در حداقل زمان و با کمترین تلاش برایتان فراهم می‌کند.

۵- آخرین گام این فرایند: تهیه نقشه اطلاعات است. ترسیم راه حل نهایی، نمایش هر بخش و فهرستی از نیازهای اطلاعاتی آن، درک خوبی از زیر مجموعه‌های سازمان ایجاد نموده، کاربر نهایی را تعیین می‌نماید و در نهایت برای هر یک، راه حل‌های اطلاعاتی خاصی را پیشنهاد می‌دهد.

زیر ترسیم جریان اطلاعات، مدیریت دانش قرار گرفته است. بسیاری از شرکت‌ها دریافته‌اند که با رشد سازمان اطلاعاتی که برای موفقیت آن ضروری است، گم می‌شود یا هیچ‌کس نمی‌داند که این اطلاعات باید در اختیار چه کسی باشد و کجا می‌توان به آن‌ها دسترسی یافت. در نتیجه، به ترسیم جریان اطلاعات توجه مضاعفی می‌شود، در حالی که به مدیریت دانش به قدر کافی توجه نشده است.

روندهای مهم در فناوری اطلاعات

کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند هزینه های فناوری پس از یک افت دوره‌ای افزایش یابند. با افزایش هزینه تعمیرات سیستم های کهنه به جا مانده از دوره‌های پیشین، از کار افتادن رایانه های قدیمی و افزایش آگاهی در مورد مزایای سیستم های موبایل، انتظار می‌رود که فناوری جدید با سرعت تازه‌ای وارد دنیای کسب و کار شود. با ورود تدریجی نوآوری‌های فناوری به بازارها، هزینه های مخابراتی و خدمات ذخیره سازی نیز به طور همزمان کاهش می‌یابند.
مایکل جی. میلر ، سردبیر مجله PC معتقد است که بزرگ‌ترین فرصت رشد برای فناوری سیستم های اطلاعات مدیریت، در خدمات وب است. او پیش‌بینی می‌کند که استانداردهای نو ظهور خدمات وب، یکپارچگی را تشویق نموده و به شرکت‌ها امکان می‌دهند تا کاربردهای موجود در سازمان را به یکدیگر مرتبط کرده، به کاربردهای بیرون سازمان متصل نموده یا کاربردهای کاملا جدیدی ایجاد نمایند. به علاوه میلر معتقد است با توجه به تعداد فزاینده برنامه های کاربردی در دنیای شرکت‌های تجاری، امکان چیرگی یک بازیگر (مانند مایکروسافت یا سان‌مایکروسیستمز) بر بازار وجود نخواهدداشت. میلر با پیش کشیدن موارد امنیتی که پیش‌تر مورد بحث قرار گرفت، امنیت را بزرگ‌ترین مانع در راه رشد مستمر این بخش می‌بیند و معتقد است که هم مشتریان و هم کسب و کارها باید پاسخ بهتری در مقابل مسائل امنیتی آماده نمایند.
روند دیگر در MIS، مدیریت فرایندهای کسب و کار (BPM) نامیده می‌شود. همان‌طور که در این بخش نشان داده شد، کاربردها و بسته‌های نرم افزاری بی‌شماری برای علاقه‌مندان به IT وجود دارد. ولی روند جدیدی که در این بخش در حال شکل گرفتن است، مدیریت فرایندهای کسب و کار می‌باشد. مدیریت فرایندهای کسب و کار سریع‌ترین رشد را در دنیای نرم افزار داشته که ارزش بازار آن در سال ۲۰۰۳ بیش از ۶۰۰ میلیون دلار (طبق نظر تحلیل گر گروه دلفی) بوده است. نوآوری موجود در این فناوری ریشه در اتوماسیون فرایندهایی داشت که توسط انسان ها انجام می‌شد که شامل استفاده از قابلیت‌های مدل سازی فرایند، کنترل فرایند، یکپارچگی نرم افزار و استفاده از ابزارهای تولید سریع نرم افزار می‌باشد.
به علاوه، روندی در راستای یکپارچه کردن فناوری های مختلف نیز وجود دارد. همان‌طور که قبلا گفته شد، PDA ها امروزه شامل تلفن و دوربین بوده، اما “palmtop”ها و تلفن‌های تحت وب نیز به وجود آمده‌اند. این نوآوری‌ها در فناوری در حال خروج از قلمرو ارتباطات هستند و به سمت کاربردهای متداول خانگی نظیر شستشو کننده‌ها، یخچال‌ها و حتی مایکروفرها می‌روند.
یکی از مهم‌ترین روندها در سیستم های اطلاعاتی، کمبود افرادی است که می‌توانند در یکپارچه سازی، نصب و راه ندازی این سیستم ها کمک کنند. شرکت‌ها، استفاده از آخرین فناوری ها را مشکل یافته و با کمبود نیروی IT مواجه‌اند. این امر را می‌توان فرصتی عالی برای شرکت‌های مستعد در استفاده از فناوری و نیز مانعی رقابتی برای شرکت‌هایی که قادر به دسترسی به منابع مورد نیاز برای ماندن در صنعت و نیز حفظ مشتری نیستند، دانست. در آینده روند برون‌سپاری فرایندهای IT ادامه خواهد داشت و به احتمال قوی، اتکا بر مشاوران نیز بیشتر خواهدشد.

 

برای مطالعه مقاله های دیگر در زمینه‌های مختلف فناوری اطلاعات و ارتباطات اینجا کلیک کنید.

سیستم های اطلاعات مدیریت

 

 

( سیستم های اطلاعات مدیریت ) آیا می‌دانید سیستم های اطلاعات مدیریت (MIS) و فناوری اطلاعات (IT)، چرا و چگونه چنین اثر عمیقی بر کسب و کار در ده سال اخیر داشته‌اند؟ شاید بهتر باشد که سؤال را این گونه مطرح کنیم، که آیا فناوری اطلاعات، کسب و کارها را تغییر داده یا کسب و کار سبب به وجود آمدن فناوری اطلاعات شده‌است؟ با نگاهی به کسب و کار در دهه ۱۹۹۰، در کمال تعجب می‌بینیم که اصل مهم رقابت است و نه فناوری ، تمرکز مستمر بر افزایش تولید و کارایی، رقابت شدیدی را ایجاد نموده و کسب و کارها را به سوی فناوری کشانده است. با این وجود، دایانا فارل در مجله تحلیل کسب و کار هاروارد می‌گوید: “اکنون که فناوری به اجزای ریز تقسیم شده است، عده‌ای معتقد هستند IT تغییر کمی در کسب و کار داشته است.”
متخصصان و صاحبان کسب و کار در دنیای امروز بر این باورند که فناوری ، نقش اصلی را در عملیات روزانه ایفا می‌نماید. در واقع، برخی از کسب و کارها هیچ گونه حضور ملموسی ندارند و فقط در دنیای مجازی می‌توان آن‌ها را یافت. با این که تب تبدیل کسب و کارهای سنتی به کسب و کار الکترونیکی، تا حدودی خوابیده است ولی نقش فناوری و سیستم اطلاعات مدیریت، انکارناپذیر است. در این بخش به مرور الزامات محیط مجازی و سازمان های فناوری محور امروزی می‌پردازیم و به طور ویژه به MIS می‌پردازیم.
سیستم های اطلاعات مدیریت را می‌توان ابزارهایی برای کمک به مدیران در سازماندهی و تصمیم‌گیری با استفاده از داده ها، تعریف نمود. به عبارت ساده‌تر، یک MIS اثربخش، به ارتباطات سازمان کمک می‌کند. به علاوه، هنوز هم می‌توان گفت که چنان‌چه افراد با یکدیگر کار کنند بسیار بهتر از آن است که به صورت انفرادی کاری را انجام دهند و همچنان همان مفاهیم قدیمی، نظیر همکاری و ارتباطات، در هسته کسب و کار قرار دارند. MIS به جمع‌آوری کارآمد داده ها پرداخته، آن‌ها را دسته‌بندی نموده و اطلاعات به دست آمده را در اختیار افراد متفاوتی می‌گذارد. در ادامه این بخش، تعدادی از نرم افزارهای طراحی شده برای کمک به همکاری بیشتر و ارتباطات بهتر، مورد بررسی قرار می‌گیرند. نخست، باید فهم اولیه از سخت افزارهای محاسباتی را به دست آورد، زیرا آن‌ها ابزارهای پردازش و ارتباط مورد استفاده در MIS هستند. در پکیج جامع دیجیتال مارکتینگ تخصصی نوکارتو می‌توانید پیرامون موضوع‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات، اطلاعات جامعی را به‌دست بیاورید.

اجزای اصلی ابزارهای سخت افزاری محاسباتی

سخت افزار رایانه، همان چیزی است که با نگاه کردن به میز کار یک نفر، می‌بینید: خود رایانه، نمایشگر ورودی‌ها نظیر صفحه کلید، دیسک خوان، سی دی رام و دی وی دی رام، موس و …. اجزایی نیز در داخل آن قرار دارند که کار ذخیره‌سازی و پردازش داده را به محض ورود به سیستم بر عهده دارند. گستره وسیعی از رایانه ها وجود دارند، از رایانه های پردازنده مرکزی تا رایانه های دستی، پردازنده‌های مرکزی، رایانه های بزرگی هستند که بیشتر توسط شرکت‌ها و برای پردازش حجم بالای اطلاعات، مورد استفاده قرار می‌گیرند. آن‌ها بسیار قوی و گران هستند. رایانه های دستی یا دستیاران دیجیتال فردی کوچک، بسیار ارزان و قابل حمل‌اند که امکان استفاده از تقویم‌ها، پست الکترونیکی، دفترچه تلفن بازی‌های دوربین و بسیاری موارد دیگر را برای مصرف کننده فراهم می‌آورند.

نرم افزار

قدرت و کاربرد اصلی یک رایانه، در عملیاتی است که نرم افزارهای نصب شده روی آن انجام می‌دهند. مهم‌ترین عملکرد نرم افزاری، سیستم عامل است که رایانه را راه اندازی می‌کند. برخی از انواع سیستم عامل‌ها عبارت‌اند از Mac OC، Linux ، ۲۰۰۰ windows Windows XP و Unix. این سیستم عامل‌ها، فرایندهای مختلفی را در اختیار ما می‌گذارند و ما می‌توانیم از این طریق از رایانه خود استفاده نماییم.
رایانه با استفاده از نرم افزار، وظایف خاصی را انجام می‌دهد، نظیر ایجاد صفحه گسترده‌ها، صورت حساب‌ها، مدل های مالی، آماده‌سازی اسلاید برای ارائه مطالب، نوشتن یک سند با استفاده از برنامه واژه پرداز. برخی از نرم افزارهای کاربردی عبارت‌اند از Microsoft word (واژه پرداز)، Power Point (ارائه‌ها) و Excel (صفحه گسترده مالی).
مدیریت نرم افزارها و سخت افزارهای مورد استفاده در هر کسب و کار، وظیفه سختی است، زیرا لازم است از عملکرد و هدف هر یک از آن‌ها آگاه باشیم.

نقش مدیر ارشد اطلاعاتی

شما به عنوان یک متخصص یا صاحب یک کسب و کار، احتمالا به امید یافتن راهی برای یادگیری هدف و نقش سیستم های مدیریت اطلاعاتی و در نتیجه تبدیل شدن به مدیر ارشد اطلاعاتی (CIO) در کسب و کار خود، به مطالعه این بخش مشغولید. CIO مسئولیت مدیریت تمام اطلاعات به دست آمده از سخت افزارها و نرم افزارها و نیز کنترل کافی بودن جریان اطلاعات و ارتباطات جهت برآوردن اهداف سازمان را بر عهده دارد.
شرکت تحقیقاتی CIO Insight، نقش‌های یک مدیر ارشد اطلاعاتی را شناسایی نموده است. CIO مسئول ارزیابی تناسب بین راهبرد شرکت و فناوری مورد استفاده برای اجرای این راهبرد می‌باشد. وظایف این شرکت تحقیقاتی عبارتند از: مصاحبه و استخدام افراد، مراقبت از فرصت‌ها و خطرات فناوری اطلاعات، نظارت بر سرمایه گذاری‌های بزرگ، ممیزی زیرساختارهای IT از حیث قابلیت اطمینان و درجه ریسک و ارائه مشاوره در مورد مسائل راهبردی به کارکنان بخش IT. این وظایف، به هیچ وجه کار کوچکی نیستند.
در مقاله‌ای در مجله تحلیل کسب و کار هاروارد، دایانا فارل می‌نویسد که یک CIO باید قادر باشد ۱۰ سؤال زیر را پاسخ دهد:

۱- آیا شرکت، در اصلی‌ترین اقدامات کسب و کار خود از فناوری اطلاعات استفاده می‌نماید؟

۲- آیا اطلاعات مدیریت و سهام‌داران، از صحت و صداقت بالا برخوردار است؟

۳- آیا از فناوری برای تضمین پایداری کسب و کار خود استفاده می‌کنیم؟

۴- آیا مخارجی که صرف فناوری می‌کنیم، بهترین بازگشت سرمایه را به دست می‌آوریم؟

۵- آیا کارکنان ما قادرند اطلاعات و فناوری را به صورت اثربخش به کار گرفته و مدیریت کنند؟

۶- آیا از فناوری اطلاعات برای آموزش و نوآوری استفاده می‌کنیم؟

۷- آیا روی ظرفیت‌های تجاری اینترنت، سرمایه گذاری می‌کنیم؟

۸- آیا تأمین خدمات فناوری اطلاعات به صورت بهینه است؟

۹- آیا همکاران مناسبی در حوزه فناوری اطلاعات داریم؟

۱۰- انتظار ما از CIO و ساختار IT چیست؟

احتمال این‌که در طی جریان مدیریت کسب و کارتان یا مشغولیت به حرفه خود، حداقل یکی از این سؤالات به ذهن‌تان خطور کرده باشد، وجود دارد. اطلاعات موجود در این بخش، به شما کمک خواهد کرد تا به این سؤالات بهتر پاسخ داده و به یک CIO اثربخش‌تر تبدیل شوید.

کارکردهای MIS: ابزارهایی برای به اشتراک گذاشتن همسان داده ها

مایکروسافت یکی از ابتدایی‌ترین و مورد استفاده‌ترین ابزارهای نرم افزاری است. این نرم افزار، امکان ایجاد، ذخیره، بازیابی، ویرایش، چاپ و به اشتراک گذاشتن انواع مختلف استاد را فراهم می‌آورد. این اسناد را می‌توان به سادگی به پیام های الکترونیکی ضمیمه نمود و به محل‌های گوناگون فرستاد تا در آن‌جا سایر همکاران روی آن‌ها کار کنند. Microsoft Word دارای ابزار ویراستاری است که امکان ویرایش متن را بدون تغییر در یکپارچگی سند فراهم می‌آورد. به عنوان مثال، این بخش با استفاده از Microsoft Word تحریر شده‌است ابتدا نویسنده متن را می‌نویسد سابر اعضا و ویراستاران کار تغییر، قالب‌بندی و ویرایش را بر عهده دارند. سپس متن این بخش با سایر بخش‌ها به صورت یکپارچه درمی‌آید. به این ترتیب Word ابزار اثربخشی در سیستم مدیریت اطلاعات به شمار می‌آید زیرا روش انجام کار را تسهیل می‌نماید.
به زمان و تلاشی که با استفاده از این نرم افزار و از طریق تسهیل اشتراک، ذخیره سازی، انتقال، چاپ و کار بر روی اسناد صرفه‌جویی می‌شود، بیندیشید. با رشد توانایی‌های چنین نرم افزارهایی، به تدریج از تعداد اسناد کاغذی کاسته شده و به سمت شرکت‌های بدون کاغذ پیش می‌رویم، با وجود روند گسترده‌ای که در این مسیر شاهد آنیم، هنوز هم بسیاری از صاحبان مشاغل و متخصصان، بدون داشتن کپی‌های کاغذی، احساس خوبی ندارند. با استفاده از خدمات دیجیتال مارکتینگ شرکت نوکارتو می‌توانید به کسب و کار خود رونق بخشید.
یکی دیگر از نرم افزارهایی که بسیار مورد استفاده است، محصولی از شرکت Adobe می‌باشد. ممکن است با نام Adobe Acrobat آشنا باشید، که از کاربردهای آن می‌توان به امکان استفاده دیگران از اسناد روی شبکه بدون تغییر نسبت به فایل اولیه، اشاره نمود، ولی برخلاف اسناد موجود در Word، نمی‌توان قالب‌بندی و محتوای این اسناد را تغییر داده یا بخشی از آن را جدا نمود.
یکی دیگر از ابزارهای مفید در کسب و کارهای کوچک، برنامه های صفحه گسترده نظیر Microsoft Excel هستند. این نرم افزار، ابزاری پویا و قوی برای تهیه گزارش‌ها و صفحه‌های کاری به شمار می‌آید که توسط آن، کاربر می‌تواند با استفاده از فرمول‌های ساده نظیر جمع و تقسیم و نیز مدل های پیچیده برای اتصال صفحه‌ها به یکدیگر، به کار روی اطلاعات بپردازد. همچنین، می‌توان برحسب نیاز، این صفحات را به هم مربوط نمود تا با هم روی داده ها کار کنند. این برنامه قادر به انجام کارهای آماری، به کارگیری مدل های مالی، تهیه نمودارهای متنوع و نظارت بر عملکرد است. با وجود این‌که بسیاری از مردم از اعداد واهمه دارند، صفحه گسترده‌ها قادرند داده ها را به صورتی که کاربرپسند باشند، خلاصه و دسته‌بندی کنند برنامه های صفحه گسترده می‌توانند با استفاده از داده ها، اشکال ترسیمی و نمودار ایجاد کنند. این اشکال را می‌توان در اسناد مختلف وارد نمود یا از آن‌ها برای ارائه گزارش‌ها استفاده کرد.
پست الکترونیکی با ایمیل، انقلابی در ارتباطات فردی و حرفه‌ای به وجود آورده است. ایمیل ابزار ارتباطی سریعی است که توسط آن می‌توان اطلاعات را به اشتراک گذاشت، به جدیدترین چیزها دست یافت و در بیشتر موارد، داده ها را فوری منتقل نمود. از ایمیل برای ارتباطات درون و برون سازمانی استفاده می‌شود؛ می‌توان اسناد مهم، نظیر قراردادها و موافقت نامه‌ها را به آن ضمیمه نمود با پیام های ساده و معمولی نظیر تأیید یک قرار جلسه را با آن ارسال کرد. به علاوه نرم افزارهایی طراحی شده‌اند که می‌توان توسط آن‌ها، اطلاعات صندوق پست الکترونیکی را مدیریت نمود.
یکی از این ابزارها، Microsoft Outlook است که به کاربر امکان ارسال، دریافت و مدیریت مواردی نظیر پست الکترونیکی، تقویم کاری، شماره تلفن‌ها، وظایف یادداشت‌ها را می‌دهد. نرم افزارهایی مانند Outlook کاغذبازی را کاهش داده و از اتلاف وقت ناشی از تماس‌های تلفن جلوگیری می‌کند و در نتیجه منجر به افزایش تولید و سودآوری می‌شود.
در شرکت‌های کوچک، یکی از ساده‌ترین راه ها برای ارائه یک وجهه خوب، ایجاد پرستیژ حرفه‌ای در ارتباطات با تمامی ذی‌نفعان است. یکی از فرصت‌هایی که برای ایجاد تمایز با رقبا قابل استفاده است، ارائه مطالب به صورت زیبا و تأثیرگذار است. نیاید ارائه ها را فقط بر مبنای دستور کار یادداشت‌ها تهیه کنید، بلکه باید هم زمان با استفاده از فناوری، از جاذبه‌های بصری نیز برای همراهی با ایده هایتان سود بجویید. نرم افزارهای موجود در این زمینه مانند PowerPoint امکان استفاده از اشکال ترسیمی، صوت و تصور متحرک، افکت‌های متنوع و جذاب و حتی ابزار اندازه‌گیری زمان مورد نیاز برای ارائه را برای کاربر فراهم می‌کنند. در نهایت می‌توان متن را با طرح ها و امکانات چند رسانه ای ترکیب نمود تا وجهه حرفه‌ای مورد نظرتان را به مخاطب القا نماید.
اگر PowerPoint قادر به ارائه امکانات چند رسانه ای مورد نظرتان نیست، می‌توانید از سایر فناوری های موجود برای ایجاد یک ترکیب یکپارچه از صدا، تصویر، اشکال ترسیمی و متحرک سازی استفاده نموده و پس از تبدیل آن‌ها به یک فایل رایانه ای، آن‌ها را همراه با سایر فایل‌ها به کار برد. از فایل‌های چند رسانه ای می‌توان در ارائه مطالب برای کارکنان و مشتریان، کنفرانس‌ها و کلاس‌های درس در مؤسسات آموزش پیشرفته استفاده نمود. نرم افزارهای ارائه مطلب، اگر به صورت اثربخش مورداستفاده قرار گیرند، قادر هستند در مخاطب تمرکز ایجاد کنند، ذهنیت خاصی به وجود آورند و به برقراری ارتباط کمک کنند.
یکی دیگر از نرم افزارهای مهم، می‌تواند اطلاعات را از طریق یک پایگاه داده ترکیب نموده و به وسیله ایمیل آن‌ها را با سایرین به اشتراک گذارد تا با همکاری یکدیگر، روی آن کار کنند. این گروه افزار، امکان کار مشترک بر روی یک سند را به طور همزمان فراهم می‌آورد و در عین حال افراد قادرند تغییرات اعمال شده توسط سایر همکاران را نیز مشاهده کنند.
گروه افزار برای شرکت موقعیتی فراهم می‌کند تا مقیاس و بازده کسب و کار خود را افزایش دهد. نرم افزار، به کاربر اجازه می‌دهد که با سرعت بالایی به استفاده، کپی، ویرایش و ردیابی داده بپردازد و امکان انتشار و دسترسی به آن را به صورت نمایی افزایش می‌دهد. طبق قانون مت کاف، استفاده از نرم افزارهای یاد شده با افزایش تعداد کاربران افزایشی نمایی دارد. به عنوان مثال، اگر فقط یک نفر دارای پست الکترونیکی باشد، آن‌گاه می‌توان ایمیل را ابزاری بلااستفاده نامید. ارزش ایمیل با افزایش استفاده کاربران از آن برای برقراری ارتباط و اشتراک اطلاعات بالا رفته است. دانستن شیوه‌های ارتباطی ذی‌نفعان کسب و کارتان بسیار مهم است، آن‌ها از چه ابزاری برای دسترسی به اطلاعات استفاده می‌کنند؟ در انتخاب ابزار و فناوری، همواره باید چیزی را انتخاب کنید که مورد استفاده اکثریت ذی‌نفعان است تا از قابل درک بودن و اثربخشی خروجی‌های شرکت مطمئن گردید.

استفاده از سیستم های اطلاعاتی برای تصمیم‌گیری

MIS برای برقراری ارتباط به کار می‌رود ولی آرمان نهایی ما، استفاده از این ابزار برای اتخاذ تصمیمات بهتر است. به این ترتیب، نرم افزار مورد استفاده در تصمیم‌گیری‌های مدیریتی باید متناسب با ویژگی‌های فرد، وظیفه مورد نظر و چگونگی ارائه اطلاعات باشد.
جین کری و چارلز کاکمر، به بیان طیف وسیعی از فاکتورهای مهم در انتخاب فناوری مورد استفاده متناسب با شرایط تصمیم‌گیری می‌پردازند. این ابزار و فرایندها، نقش ها و اهداف متفاوتی دارند که از مدیریت مشتری با نرم افزارهای مدیریت ارتباط با مشتری CRM تا نقش مدیریت دانش (به اشتراک گذاشتن و انتشار “یادبودهای سازمانی”) و ارسال و ردیابی محصولات و خدمات شرکت را در بر می‌گیرند.
به عنوان مثال، سیستم های پشتیبانی از تصمیم (DSS) عبارت‌اند از سیستم های اطلاعاتی که قادرند داده های مرتبط را به سرعت در اختیار فرد بگذارند تا از آن‌ها در تصمیم‌گیری برای انتخاب بهترین اقدام استفاده شود. DSS می‌تواند به شبیه‌سازی یک موقعیت بپردازد و بر اساس متغیرهای شناخته شده، خروجی‌های مختلف آن را پیش‌بینی کند. مثلا درآمد یک خط هوایی با توجه به تعداد پروازهای داده شده ( و نیز با در نظر گرفتن تأخیرها به دلیل تغییرات آب و هوایی و سایر مشکلات غیرقابل پیش بینی) چقدر خواهد بود، تعداد مسافران هر پرواز و تعداد صندلی‌های فروخته شده با توجه به قیمت هر یک چقدر خواهد بود؟
DSS می‌تواند همه متغیرهای گفته شده را در نظر گرفته و با توجه به خروجی‌های متفاوت، درآمدهای مختلفی را برآورد کند. در ابتدا، درک لزوم به کارگیری چنین ابزارهایی مشکل به نظر می‌رسد ولی میزان صرفه‌جویی در زمان و منابع مالی در بلند مدت، توجیه خوبی به نظر می‌رسد.
سیستم های اطلاعاتی خبره EIS امکان دسترسی مدیران به پایگاه های داده اصلی شرکت، که در اختیار مدیران ارشد هستند، را فراهم می‌آورد. این سیستم ها را می‌توان به شکل دلخواه مورد استفاده قرار داد و آن‌ها را در یک صنعت خاص به کار گرفت، به عنوان مثال، یکی از این سیستم ها در معرفی خود می‌گوید:
نخستین سیستم جامع پشتیبانی از تصمیم، که برای شرکت‌های بیمه دارائی و تصادفات طراحی شده است. شما می‌توانید نتایج مالی را برآورد کرده، ریسک‌های غیرقابل قبول را شناسایی و ساختارهای تمدید قراردادهای بیمه را بهینه کنید، همچنین می‌توانید راهبردهای مختلف سرمایه گذاری را آزمایش کرده، اختصاص بودجه را مدیریت نموده و نیز منابع ارزش را در سازمان تان مشخص کنید. زمان خود را صرف مدل سازی نکنید بلکه به اصلاح راهبردها بپردازید. تصمیم‌گیری مالی نیازمند برآوردهای دقیق و قابل اعتماد اقتصاد کلان و بازارهای مالی است. ابزار ما جامع‌ترین تولید کننده سناریوهای اقتصادی است که اطلاعات سرشماری، شاخص‌های تورم و متغیرهای کلان را به کار می‌گیرد. این ابزار، به مدل سازی ارتباط بین بازارها براساس تاریخچه آماری آن‌ها برای شبیه‌سازی واقع‌گرایانه می‌پردازد. این مدل ها بر خلاف مدل های ساده‌تر قادرند تحت آزمایش فشار قرار بگیرند.

 

برای مطالعه مقاله های دیگر در زمینه‌های مختلف فناوری اطلاعات و ارتباطات اینجا کلیک کنید.

پروژه ، مدیریت بودجه و ریسک‌پذیری

 

 

( پروژه ، مدیریت بودجه و ریسک‌پذیری ) تخمین‌های بودجه پروژه را می‌توان با استفاده از طیفی از فنون (از تخمین محض مبتنی بر تجربه و دانش گرفته تا مدل های مالی پیچیده) به‌دست آورد. به محض این‌که پروژه به تصویب می‌رسد، باید تخمینی دقیق و پرجزئیات از هزینه زده شود. تخمین هزینه، معیاری برای حفظ هزینه‌های پروژه در مسیر صحیح خود خواهد بود و می‌تواند مورد استفاده مشتری، مدیریت، مدیر پروژه و تیم مدیریت پروژه قرار گیرد.
بودجه بندی دقیق و پرجزئیات همچنین می‌تواند امکان پیش‌بینی بودجه های مورد نیاز برای هر مرحله از پروژه را فراهم کند. به تدریج که پروژه پیش می‌رود، می‌توان از اطلاعات مربوط به هزینه برای کنترل پروژه، پایش پیشرفت، شناسایی مشکلات احتمالی یافتن راه‌حل‌ها استفاده کرد. در پکیج جامع دیجیتال مارکتینگ تخصصی نوکارتو می‌توانید پیرامون موضوع‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات، اطلاعات جامعی را به‌دست بیاورید.
محاسبه بودجه چندان دشوار نیست. همه ما می‌دانیم با جمع‌کردن چندین عدد که مربوط به هزینه های مختلف در مراحل مختلف است، می‌توان بودجه را محاسبه کرد. نکته اینجاست که این اعداد باید تا حد امکان دقیق باشند. بنابراین، منبع داده برای فرایند بودجه بندی جاهایی خواهد بود که بیشترین زمان کار به آن‌ها اختصاص داده می‌شود.
اولین موردی که باید به آن توجه کرد هزینه های مربوط به نیروی کار داخلی است. یکی از بزرگترین اشتباهاتی در طول فرایند بودجه بندی رخ میدهد، نادیده گرفتن هزینه نیروی کار داخلی است. این هزینه را می‌توان با استفاده از مدل برنامه ریزی پرجزئیات به‌دست آورد تا مشخص شود هر نفر چه مقدار وقت باید بگذارد تا کار تکمیل شود. پس از آن می‌توانید مبلغ حقوق کاری را تخمین بزنید. اگرچه، حقوق ساعتی افراد مختلف، متفاوت است اما می‌توانید به بخش مالی شرکت خود مراجعه کنید و میانگین آن‌ها را به‌دست آورید. این میانگین شامل دستمزد، مزایا و سایر هزینه ها می‌شود. در بیشتر سازمان‌ها، بخش‌های مالی چنین اطلاعاتی را در اختیار دارند و نیازی نیست که مدیر پروژه با رویکرد خودش، این مبالغ را محاسبه یا بازمحاسبه کند.
محاسبه دقیق هزینه تجهیزات درون سازمانی پیچیده‌تر است. اگر شما قصد داشته باشید از تجهیزاتی در تنها یک پروژه استفاده کنید، به راحتی می‌توان هزینه این کار را به سایر هزینه‌های دیگر پروژه اضافه کرد. اما اگر می‌خواهید از این تجهیزات در چندین پروژه استفاده کنید، باید از رویکرد محاسبه هزینه به طور مجزا برای هر پروژه استفاده کنید تا تخمین بزنید که چه مقدار از هزینه‌ها مربوط به هر یک از پروژه ها است. یکی از روش‌ها، تقسیم هزینه ها در طول یک بازه زمانی است. آیا قصد دارید از این تجهیزات در پنج یا ده یا پنجاه پروژه استفاده کنید؛ بر اساس این فرض‌ها، می‌توانید هزینه ها را به صورت ساعتی یا پروژه ای تقسیم بندی کنید.
معمولا محاسبه‌ی هزینه‌ های کاری و تجهیزاتی برون‌سازمانی آسان‌تر است زیرا پیمانکاران پیشاپیش هزینه‌های محصولات و خدمات خود را حساب کرده‌اند.گاهی مبالغ این هزینه‌ها قابل مذاکره است.در یک قرارداد راس‌المالی (مبتنی برقیمت تمام شده)، مبالغ هزینه‌های نیروی کار و تجهیزات در قرارداد نوشته می‌شود و فروشنده یا عرضه کننده‌ی خدمات هزینه‌های اضافه شده‌ی مربوط به نیروی کار، تجهیزات و مواد خام را در آخربه  قرارداد اضافه خواهد کرد. هنگامی که این مبلغ مشخص شد، می‌توانید به راحتی آن را به تخمین کلی خود از هزینه پروژه اضافه کنید.
نکته آخر که باید به‌آن توجه کرد، هزینه های مرتبط با مواد خام است. نوع مواد خام براساس ماهیت پروژه ای که روی آن کار می‌کنید، کاملا متغیر است. گستره این مواد شامل مصالح ساختمانی تا مواد لازم برای ایجاد یک نرم افزار می‌شود. درصد هزینه های مربوط به مواد خام نیز کاملا متغیر است. برای اطلاع از هزینه های مربوط به مواد خام، ابتدا باید به خصوصیات محصول یا نوع خدمت‌رسانی توجه شود.
هنگامی که زمان‌بندی و محاسبه هزینه انجام شد، می‌توانید یک پیش‌بینی از جریان نقدی شرکت خود داشته باشید. شایان ذکر است که تخمین هزینه و بودجه، مسئولیت مشترک تمام ذینفعان پروژه است و داشتن یک رویکرد تعاملی، ریسک‌ها و تردیدهای پروژه را کاهش می‌دهد.

مدیریت ریسک

پس از مرحله تعیین بودجه، مرحله مدیریت ریسک وجود دارد. بسیاری از مدیران نمی‌دانند که مسئولیت اصلی آن‌ها مدیریت ریسک است و حتی تمایل دارند به آن فکرهم نکنند. مدیریت ریسک به فرایند کلی شناسایی، کنترل و کمینه‌کردن تأثیر رویدادهای غیرمنتظره است. هدف برنامه مدیریت ریسک، کاهش نظام‌مند ریسک برای بالابردن احتمال دستیابی به اهداف پروژه است. در واقع، یک مدیر پروژه می‌داند که مدیریت پروژه همان مدیریت ریسک است. همان‌طور که قبلا گفته شد، موانع و مشکلات خارجی یا برون‌سازمانی، هنگام برنامه‌ریزی پروژه بررسی می‌شود.
تعریف پروژه بسیاری از اقدامات مرتبط با مدیریت ریسک را دربر می‌گیرد و تعیین‌کننده اهداف و محدودیت‌های پروژه می‌باشد. در این فرآیند، بسیار ضروری است که ریسک‌های پروژه خود را بشناسید. شما باید با ارزیابی ریسک‌های احتمالی و میزان احتمال وقوع آن‌ها، برای هریک واکنش‌ مناسبی در نظر بگیرید.
درنهایت، باید راهبردهایی را عملیاتی کنید که برای واکنش و پایش تاثیرات این ریسک‌ها مناسب باشند. اگر قرار است تغییراتی صورت گیرد، اطمینان حاصل کنید که همه ذی‌نفعان از وضعیت مطلع و با تغییرات موافق هستند.
در پایان این فرایند، یک برنامه پروژه مدون خواهید داشت. شما پرسنل و افراد کلیدی را مشخص نموده‌اید؛ ریسک‌ها و محدودیت‌های اصلی را شناسایی کرده‌اید و برای هریک، واکنش‌های لازم را درنظر گرفته‌اید؛ برنامه‌ها و جدول زمانی را آماده کرده‌اید؛ نمایه پروژه و توصیفی از رویکرد مدیریت پروژه با راهبرد فراهم شده است؛ بیانیه محدوده (شامل تحویل دادنی‌های پروژه و اهداف پروژه) اعلام شده است. ساختار شکست کار مشخص شده است؛ تخمین‌های مربوط به هزینه و تاریخ‌های شروع کار مشخص و مسئولیت‌های مختلف به افراد مختلف واگذار شده است؛ راه‌های سنجش عملکرد و در نهایت، نقاط عطف پروسه و تاریخ هریک از آن‌ها نیز معین شده است.

تخمین های پروژه

اگرچه تخمین به معنی تلاش برای پیش‌بینی آینده و مدت زمان و پول لازم برای دستیابی به نتایج است، اما برای ذی‌نفعان مهم است که بدانند تخمین های شرکت شما از دقت بالایی برخوردار است. بنابراین، لازم است از افراد صلاحیت‌دار برای انجام این کار استفاده کنید، تخمین ها را بر اساس تجربیات شخصی و سازمانی صورت دهید و به اندازه کافی وقت و انرژی لازم برای رسیدن به یک تخمین دقیق درنظر بگیرید.
یکی از فنون تخمین زدن، تخمین مرحله‌ای است. در تخمین مرحله‌ای، هزینه و تعهدات کاری تنها برای یک مرحله از کار درنظر گرفته می‌شود. عجیب نیست که این فن تخمین زدن، یک فن محبوب در میان مدیران پروژه ها باشد زیرا در این فن، لازم نیست کل جدول زمانی و هزینه ها به‌صورت یک‌جا و احتمالا به نخوی غیرواقعی مشخص شده باشد. مدیران پروژه ها ترجیح می‌دهند مراحل بعدی پروژه خود را بر اساس نحوه انجام مراحل اول یا دوم تنظیم کنند. عدم قطعیتی که در ابتدای هر پروسه وجود دارد، با پیشرفت پروژه از بین می‌رود.
این رویکرد با تخمینی با یک مرتبه بزرگی برای کل پروژه آغاز می‌شود و سپس با تخمین مفصل و پرجزئیات برای مرحله اول پروژه، ادامه پیدا می‌کند.
جمع‌بندی مرحله اول به معنی قرارگرفتن در آستانه ورود به مرحله دوم است. در این زمان باید تصمیم گرفت که آیا می‌توان کار را برای ورود به مرحله دوم ادامه داد یا خیر. هنگامی که پایان کار برای مرحله اول اعلام شد، تخمین دیگری با مرتبه بزرگی دیگر زده می‌شود. همچنین در کنار آن یک تخمین پرجزئیات برای مرحله دوم ارائه می‌شود و روند به همین ترتیب پیش می‌رود. در جریان این فرایند، تخمین دائما دقیق‌تر می‌شود و درحین پیشرفت کار، هر مرحله ارزیابی می‌شود.
فن دیگر برای برآورد پروژه، سرشکن کردن است. در این روش، تخمین کلی پروژه زده می‌شود و سپس درصدی برای هر یک از مراحل با کارهای خاص پروژه اختصاص داده می‌شود. ساختار شکست کار می‌تواند مبنای خوبی برای این نوع تخمین زدن باشد.
هرچند، برای این‌که این روش تا حد امکان دقیق باشد، برآورد اولیه پروسه باید صحیح باشد. در غیر این صورت، برآوردهای پروسه در مورد قسمت‌های کوچک‌تر دقیق نخواهد بود. علاوه بر این، سرشکن کردن بر اساس فرمولی گرفته شده از داده‌ها و تجربیات مربوط به پروژه های مشابه است. بنابراین، ضروری است که پروژه های قبلی، بسیار شبیه به پروژه‌ی در دست باشد. دقت این فن نمی‌تواند مانند دقت رویکرد جز به کل باشد ولی می‌تواند هنگام تصمیم‌گیری برای قبول یا رد یک پروژه، بسیار ارزشمند باشد.
تخمین های پارامتری زمانی زده می‌شود که یک واحد پایه‌ای کار به عنوان مقیاسی برای کل پروسه درنظر گرفته می‌شود. این نوع تخمین برای محاسبه هزینه و محدوده پروژه در مقیاس کوچک و تعمیم آن به کل پروژه مفید است. این تخمین براساس داده‌های قبلی در مورد پروژه‌ها و منابع مورد نیاز آن‌ها زده می‌شود و مستلزم این است که تخمین زننده، یک فرمول پارامتری ایجاد کند. فرمول‌های پارامتری متغیرهایی را دربر می‌گیرد که ممکن است در طول فرایند کار رخ نماید. برای مثال، آیا فرایند کاری در زمان‌هایی مشخص به دلیل تعطیلات تأثیرات فصلی یا تأثیر پروژه های دیگر، سریع‌تر یا کندتر پیش خواهد رفت؟ آیا احتمال کمبود مواد خام به هر دلیلی وجود دارد؟ تخمین های پارامتری در سطوح پایین‌تر، از دقت بیشتری برخوردارند اما برای تخمین های مربوط به مرتبه بزرگی هم مفید خواهند بود.
دقیق‌ترین نوع تخمین، تخمین جز به کل است. هرچند، این تخمین نیازمند جمع‌آوری حداکثر اطلاعات است زیرا باید همه کارها را به صورت جزئی در نظر بگیرد و سپس همه آن‌ها را با هم ترکیب کند تا به یک کل برسد. اگرچه این نوع تخمین دقیق‌ترین نوع تخمین است اما معمولا این سطح از جزئیات در ابتدای پروژه ها موجود نیست.

تیم پروژه

طی مرحله تخمین زدن، ضروری است که مهارت‌های تیم کاری خود را به خوبی بشناسید، شما باید از تخصص‌های مختلف افراد تیم خود آگاه باشید (حتی اگر از نظر شخصی آن‌ها را خوب نمی‌شناسید) و از آن‌ها برای پیشبرد کارها استفاده کنید. همچنین مهم است که بدانید چه نوع فناوری‌هایی برای انجام پروژه مورد نیاز است. آیا فناوری‌های جدیدی مورد نیاز است؟ آیا باید به اعضای تیم خود مهارت‌های جدیدی برای استفاده از فناوری آموزش دهید؟ فناوری مورد استفاده شما چقدر قابل اتکاست؟
تیم افرادی که با آن‌ها روی مدیریت پروژه کار می‌کنید، بسیار مهم است. این مسئولیت مدیر پروسه است که تیم را به سمت انجام کامل پروژه سوق دهد. به همین دلیل، مدیر پروژه باید از فنون مختلف مدیریتی برای  تشکیل یک تیم منسجم استفاده کند. تغییر در فرایندها نیز باید به خوبی مدیریت شود. مدیریت اجرای پروژه نیازمند آگاهی دائمی از تحویل دادنی‌های پروژه، اهداف پروژه، زمان‌بندی پروژه، هزینه های پروژه و کیفیت پروژه است. نظارت بر تمام این‌ها به مدیر اجازه می‌دهد تا چنانچه عدولی از برنامه اصلی صورت گرفت. او بتواند کار را به مسیر اصلی خود برگرداند.
مدیران پروژه کار بزرگی را برعهده دارند. آن‌ها باید کیفیت را تعریف و آن را در سراسر پروژه حفظ کنند. باید بتوانند به دقت الزامات منابع انسانی را تعیین و نیروی انسانی را مدیریت کنند. باید بدانند چگونه برنامه‌ریزی و هزینه های پروژه را با استفاده از فنون مطرح شده، مدیریت کنند. باید ارتباط‌های موفقی با ذی‌نفعان، مدیران ارشد، اعضای تیم، مشتریان، پیمانکاران و … برقرار کنند و با فنون مدیریتی مربوط عرضه محصولات و بستن قراردادها آشنا باشند.
در هر صورت، یک نکته مهم در اینجا وجود دارد و آن این است که موفق‌ترین مدیران، کسانی هستند که تیم‌های خوبی را تشکیل می‌دهند. در یک تیم موفق ارتباط‌های خوبی بین اعضا وجود دارد. این نکته مهم است که بیش از حد روی یک فرد متکی نباشید و همه اطلاعات یا داده‌ها را در اختیار یک فرد قرار ندهید. به همین اندازه، ضروری است که در تیم شما فردی وجود نداشته باشد که ارتباطات بین اعضا یا تصمیم‌گیری‌ها را کند یا مختل کند. بهترین شرایط این است که پیوسته امکان تشکیل جلسه و همفکری برای تصمیم‌گیری‌ها وجود داشته باشد. درنهایت، شما باید همواره تلاش کنید که به فراتر از اعتقادات خود بنگرید و دیدگاه‌های دیگران را هم درنظر بگیرید. رهبری صحیح به این معناست که به فراتر ازعلایق خود نگاه کنید و دیدگاهی بی‌طرفانه داشته باشید. البته این کار آسان به‌نظر می‌رسد اما سخت‌تر از آن چیزیست که فکرش را می‌کنید.
برای داشتن ارتباطات موفق بین اعضای تیم، باید مسئولیت‌ها و مهلت‌ها از همان ابتدای کار به خوبی مشخص شود. ارتباط با ذی‌نفعان باید به خوبی برقرار شود و مدیران و مشتریان باید در جریان انجام پروژه به خوبی با هم ارتباط داشته باشند. انتظارات باید به خوبی در طول فرایند کاری، مطرح و مدیریت شود تا غافل‌گیری‌ها یا نا امیدی‌ها به حداقل ممکن برسد. همچنین لازم است که پس از اتمام کار، پروژه به خوبی بسته شود.

گزارش دهی

گزارش دهی پس از اتمام کار، معمولا در مدیریت پروژه نادیده گرفته می‌شود. پس از این‌که پروسه کامل شد، مدیران منتظر این هستند که خود محصول گویای کار باشد. اما آنگونه که معلوم شده است، اقدامات پس از اتمام پروژه ها می‌تواند برای مدیران بسیار سودمند باشد. پس از اتمام کار می توان موفقیت کار را به خوبی به ذی‌نفعان نشان داد و فرصت آموزشی بسیار خوبی را برای آن‌ها فراهم کرد و افراد شرکت کننده در پروژه را جمع کرد و نظرات و تجربیات آن‌ها را در مورد فرایند کار جویا شد. همچنین می‌توان فهمید که برای بهتر انجام دادن کار بعدی به چه مسائلی باید بیشتر توجه کرد؟ آیا از تخمین های خود درسی گرفته‌اید؟ به نظر مشارکین پروژه، چه چیزهایی خیلی خوب پیش رفته است؟
یک راه برای درس‌گرفتن از انجام پروژه ها این است که پیشرفت کار سنجیده شود. به این کار کنترل پروژه نیز گفته می‌شود. بخشی از کنترل موفق یک پروژه، داشتن ابزارهایی برای سنجش عملکرد است. این سنجش‌ها نشان می‌دهد که کارها در چه زمانی به پایان رسیده است و نیز به شما کمک می‌کندتا پی ببرید آیا کار مد نظر در زمانی که انتظارش را داشته‌اید، به پایان رسیده است یا خیر.
همچنین می‌توانید از فن مدیریت یا تحلیل ارزش کسب‌شده استفاده کنید. مدیریت ارزش کسب‌شده روشی برای سنجش عملکرد پروژه است. در این روش، هزینه های برنامه‌ریزی شده و واقعی مربوط به همه‌ی کارهای انجام‌شده، درنظر گرفته و باهم مقایسه می‌شوند.همچنین هزینه ها وجدول زمانی باهم ترکیب می‌شوند تا تصویر کاملی از پروژه به دست آید. این روش مشخص می‌کند در مقایسه با کاری که انجام شده، چقدر بودجه باید مصرف می‌شده است. راه‌های مختلفی برای محاسبه ارزش کسب‌شده وجود دارد. این راه‌ها متغیرهایی از جمله بودجه در نظر گرفته شده، هزینه واقعی کار انجام شده، درصد واریانس هزینه و تخمین در مورد اتمام پروسه را در نظر می‌گیرند.

چکیده

مدیریت پروژه در بیانی بسیار ساده، همان برنامه ریزی است. برنامه ریزی صحیح می‌تواند تا حدی پیچیده باشد. برای انجام این کار باید از همان ابتدا الزامات کاری مشخص شود.
اگرچه مدیریت پروژه به طور عملی برای قرن‌ها وجود داشته است اما نظریه‌پردازان و متخصصان آن هنوز مشغول مطالعه برای ارتقای مدیریت پروژه هستند. ارزش تعاملات چهره به چهره حتی با وجود استفاده از امکانات مجازی مدیریت پروژه از بین نخواهد رفت. پروژه ها به رهبرانی نیاز دارند که هم از لحاظ کسب وکار و هم از لحاظ فناوری، آموزش دیده باشند و بتوانند در صورت امکان، تیم‌های متخصصی را تشکیل دهند. همچنین، ترجیحات و ارزش‌های فرهنگی متفاوتی وجود دارد که بر فنون برقراری ارتباط و مهارت‌های بین فردی تأثیر می‌گذارد. درک و استفاده از این فنون، تأثیر زیادی بر مصرف‌کننده نهایی و محصول پروژه خواهد داشت و لازم است این مسائل در ابتدای کار روشن شود.

 

برای مطالعه مقاله های دیگر در زمینه‌های مختلف فناوری اطلاعات و ارتباطات اینجا کلیک کنید.

مدیریت پروژه، ساختار و سیستم ها

 

 

( مدیریت پروژه، ساختار و سیستم ها ) در این  بخش مفاهیم و عملکردهایی مورد بررسی قرار می‌گیرند که با توجه به پیچیده‌تر شدن سازمان ها و ظهور ایده‌ها، محصولات و خدمات جدید، اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند. یک سازمان برای متمرکز کردن منابع خود روی یک فرصت یا موضوع یا برای ساماندهی تلاش‌های خود جهت دستیابی به هدفی خاص، اقدام به تعریف پروژه می‌کند. در یک شرکت با کسب وکار کوچک، یک پروژه ممکن است به معنای نصب یک نرم افزار جدید حسابداری با معرفی محصول یا خدمات جدید باشد اما در سازمان های بزرگ، چندین پروژه می‌تواند به‌طور همزمان عملیاتی شود. بنابراین، مدیران میان پایه‌ای تعیین خواهند شد که هریک تنها مسئولیت یکی از این پروژه ها را برعهده دارد. در محیط سازمانی پویا و متغیر امروزی، مدیریت پروژه یک مفهوم و ابزار مهم است.
به گفته مؤسسه آمریکایی مدیریت پروژه، ۷۴درصد از پروژه‌ها با شکست مواجه می‌شود. این شکست می‌تواند ناشی از فرایند (آغاز کار، برنامه‌ریزی، اجرا، کنترل یا جمع‌کردن) یا ناشی از ضعف در پویایی پروژه (محدوده پروژه، مدیریت زمان، مدیریت کیفیت، مدیریت منابع انسانی، ارتباطات با ریسک) باشد. مدیریت پروژه طیف وسیعی از موضوعات را دربر می‌گیرد و طبق تعریف، استفاده از دانش، مهارت‌ها، ابزارها و فنون مختلف برای رسیدن به هدف از پیش‌تعیین‌شده است. در پکیج جامع دیجیتال مارکتینگ تخصصی نوکارتو می‌توانید پیرامون موضوع‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات، اطلاعات جامعی را به‌دست بیاورید.

 نقش مدیر پروژه

 شمار قابل توجهی از پروژه ها به دلیل نبود یک مدیر پروژه مجرب و ماهر با شکست مواجه می‌شود. البته اخیرا این مشکل به خوبی مورد توجه قرارگرفته است و شرکت‌ها متوجه شده‌اند که پروژه های برخوردار از یک مدیر موفق، بهره‌وری بالایی دارند، باعث بازگشت بیشتر سرمایه می‌شوند، سود بیشتری را سبب می‌شوند و خدمت‌رسانی به مشتری را ارتقا می‌دهند.
اما مدیریت پروژه چیز جدیدی نیست. از مفهوم مدیریت پروژه و مهارت‌های برنامه‌ریزی برای قرن‌ها (حتی در زمان امپراتوری رم ) استفاده می‌شده است، مدیریت پروژه همواره با چالش‌های مشابهی مواجه بوده است:
تعریف و مشخص کردن ناقص جزئیات، نیروی کار ناکافی، چالش‌های غیرمنتطره یا بودجه‌بندی نامطمئن، البته، نقش و عنوان شغلی «مدیر پروژه» به شکل کنونی تا قرن بیستم به‌رسمیت شناخته نشده است.
دلیل دیگر برای اهمیت نقش مدیر پروژه، افزایش تغییرات در کار است. مهارت‌های مدیریت پروژه فراتر از شرکت‌ها و صنایع می‌رود زیرا تغییرات زیادی در فناوری، کسب و کار و کارهای عمرانی روی می‌دهد که مدیران پروژه ها باید دائمأ خود رابا آن‌ها سازگار کنند.
هرچند، همه افراد درگیر در پروژه باید در مورد فرایند مدیریت پروژه آگاهی داشته باشند. همزمان با بروز تغییرات در طول پروژه، اگر آن‌ها (از اعضای پاره‌وقت گرفته تا پشتیبان مالی پروژه) فرایند مدیریت پروژه را به خوبی درک کنند، کارایی بیشتری در طی پروژه خواهند داشت.

محدوده پروژه و ساختار شکست کار

با بحثی پیرامون واژگان و فرایندهایی آغاز می‌کنیم که در برگیرنده مدیریت پروژه است. محدوده پروژه مربوط به تقسیم‌بندی تحویل‌دادنی‌های پروژه به بخش‌های کوچک‌تر و مدیریت‌پذیر می‌شود. این کار اغلب شامل ساختار شکست کار می‌شود. محدوده پروژه به دسته‌بندی مبتنی بر تحویل‌دادنی‌های پروژه گفته می‌شود که کل گستره پروژه را تعریف می‌کند. ساختار شکست کار، لیستی بزرگ از کارهایی است که باید انجام شود تا پروژه باموفقیت به اتمام برسد. از این ساختار اغلب برای نمایش تفاهم در مورد محدوده پروژه استفاده می‌شود. این ساختار میتواند یک کار بزرگ، بی‌نظیر و حتی خارق‌العاده را تبدیل به تعداد زیادی از کارهای کوچک و مدیریت‌پذیر کند.
ساختار شکست کار کمک می‌کند تا تحویل‌دادنی‌های پروژه تعریف و کارهای مقرر انجام شود. ساختار شکست کار همچنین ابزاری مفید برای پایش پیشرفت کار، راستی‌آزمایی تخمین برنامه‌ها و تشکیل تیم‌های لازم برای انجام پروژه است. این ساختار، کارهایی را که باید انجام شود، به صورت اولویت‌بندی شده، سلسله مراتبی و در ارتباط با یکدیگر لیست می‌کند. هر یک از این کارها باید به اندازه کافی مشخص شده باشد تا بتوان یک نفر را برای انجام آن در نظر گرفت و نام او را در کنار آن کار نوشت.
برخی از کارهای موجود در لیست، کارهای انتهاآزاد هستند. کارهای انتها آزاد فعالیت‌هایی هستند که با انجام آن‌ها آشنایی داریم اما مشخصا به یک محصول با تحویل‌دادنی قابل لمس منتهی نمی‌شوند، از جمله این کارها که می‌توانند در ساختار شکست کار وجود داشته باشند، می‌توان به «پژوهش»، «تحلیل» یا «مصاحبه » اشاره کرد. نوع دیگری از کارها وجود دارند که در لیست هستند ولی نیازمند شفافیت بیشتری می‌باشند. برای مثال، ممکن است « پایگاه داده» در لیست وجود داشته‌باشد ولی منظور از این عبارت، دقیقا چیست؟ آیا به معنی مرتب کردن پایگاه داده است؟ آیا به معنی تمیزکردن پایگاه داده است؟ آیا به معنی بارگذاری در پایگاه داده است؟ آیا به متنی آزمایش پایگاه داده است؟ ملاحظه می‌کنید که قراردادن این عبارت در لیست می‌تواند به چندین فعالیت اشاره داشته‌باشد. بنابراین، باید جزئیات بیشتری در مورد این کار ارائه شود.
ساختار شکست کار باید برنامه‌ای را برای کیفیت پروژه و برونداد کاری درنظر بگیرد. بنابراین، به اندازه کافی برای بالا بردن کیفیت کار وقت درنظر بگیرید. طراحی و تولید صحیح یک محصول در ابتدای کار، ارزان‌تر از تعمیر آن پس از تولید است. استیو مک کونل در کتاب با عنوان “توسعه سریع” بیان می‌کند که اگر قرار باشد محصولی در مرحله‌ی ساخت یا نگهداری تعمیر شود، هزینه‌ی ۵۰ تا۲۰۰ برابری نسبت به هزینه‌ی اصلاح آن در مرحله‌ی طراحی دارد. صرف کردن هر ساعت در حین تایید کیفیت، به اندازه‌ی ۳تا ۱۰ ساعت، در ادامه‌ی فذآیند کاری صرفه‌جویی خواهد شد.
محدوده محصول (خصوصیات محصول) و محدوده پروژه، ویژگی‌های متفاوتی دارند. محدوده محصول در طی پروژه می‌تواند ثابت بماند اما محدوده پروژه می‌تواند تغییر و گسترش یابد. پروژه همچنین می‌تواند بر تولید و تحویل یک خدمت خاص تمرکز کند. اگر توصیف چندانی در مورد محصول وجود ندارد، آنگاه نگارش توصیف درمورد آن می‌تواند یک تحویل‌دادنی به‌حساب آید. تعریف محدودیت‌های پروژه (هزینه، برنامه، منابع، مواد خام) تنها در صورتی معنادار خواهد بود که توصیف خصوصیات محصول کامل شده باشد. این کار، منطقی است زیرا اگر تیم انجام دهنده پروژه در مورد خصوصیات محصول اطلاعات نداشته باشد، نمی‌داند که مشغول ساختن چه محصولی است و به چه سمتی پیش می‌رود.
پس از این‌که محدوده و خصوصیات محصول درک شد، ضروری است تا تحویل‌ دادنی‌ها تعریف شود. چه چیزی قرار است تولید شود؟ آیا یک محصول است؟ آیا یک خدمت است؟ آیا یک طرح جدید است؟ آیا اصلاح یک عیب قدیمی است؛ بنابراین، ضروری است که تیم بداند دقیقه مشغول انجام چه کاری است. این کار باع می‌شود مرزها مشخص شود و تمرکز تیم روی نتایج قرار گیرد.
تحویل‌دادنی‌ها به دو نوع “نهایی و میانی” تقسیم می‌شوند. تحویل‌دادنی‌های نهایی، نتایج نهایی پروژه هستند. تحویل‌دادنی‌های میانی، بخش‌های کوچکی از یک جورچین هستند که کمک می‌کنند تا تیم به هدف خود برسد. برای مثال، تحویل‌دادنی میانی می‌تواند ایجاد و توصیف یک بازار هدف باشد در حالی که تحویل‌دادنی نهایی می‌تواند کارزار تبلیغاتی رسانه‌های جمعی در مورد یک محصول یا خدمت باشد.
تعیین اهداف پروژه، بسیار حیاتی است. این اهداف می‌توانند معیارهای قابل اندازه‌گیری باشند که برای موفقیت پروژه باید رعایت شوند. اهداف‌ پروژه باید مشخص و قابل اندازه‌گیری باشند تا بتوانند مبنایی را برای ارزیابی پروژه فراهم کنند. قابلیت اندازه‌گیری، جزئیات لازمی را فراهم می‌کند که برای دست‌یابی به نتایج موردنظر ضروری است.

 برنامه مدیریت محدوده پروژه

هنگامی‌که محدوده محصول مشخص شد، لازم است یک برنامه مدیریت برای محدوده پروژه نیز تدوین شود. این برنامه توصیف می‌کند که محدوده پروژه چگونه مدیریت خواهدشد و تغییرات چگونه در پروژه اعمال خواهدگردید. برنامه مدیریت محدوده پروژه همچنین می‌تواند ارزیابی کنند، ثبات مدنظر محدوده پروژه باشد. به‌عبارت دیگر، این برنامه، ویژگی‌های محصول یا خدمت مورد نظر پروژه را به‌صورت مستند و مکتوب در می‌آورد. برنامه مدیریت محدوده پروژه با ابتکار آغازین پروژه شروع می‌شود و با برنامه ریزی برای محدوده، تعریف محدوده، تأیید محدوده و کنترل تغییرات (در صورت لزوم) پیش می‌رود.
مرحله آغاز شامل نگارش بیانیه محدوده است. بیانیه محدودهscope statement مرزهای پروژه را مشخص می‌کند و مانع از گسترش بیش از حد پروژه در جریان انجام آن می‌شود. بیانیه محدوده باید به طوری روشن اقدامات اصلی پروژه را توصیف کند تا بتواند در صورت لزوم مشخص کند که چه کارهای اضافی باید صورت بگیرد تا پروژه پیش رود. بیانیه محدوده همچنین مشخص می‌کند که از ابتدای کار، انجام چه کارهایی مورد توافق قرارگرفته است. این نکته قابل توجه است که تغییرات در محدوده پروژه، مستلزم تغییرات در هزینه، برنامه و منابع است و باید طی نگارش برنامه و تعیین محدوده مورد توجه قرارگیرد. افزون بر این بیانیه محدوده نشان خواهد داد که پروژه در تصویر بزرگ در چه جایگاهی قرار می‌گیرد. این جایگاه می‌تواند به خوبی رابطه پروژه با سایر پروژه ها را روشن کند.
در مرحله آغاز، همچنین برنامه راهبردی کلی سازمان وجود دارد. همه برنامه‌ها باید پشتیبان دستیابی به اهداف سازمان باشند. داشتن یک برنامه راهبردی این امر را ممکن می‌سازد. معیارهای انتخاب پروژه در این مرحله بسیار مهم هستند. این مرحله زمان خوبی برای نگریستن به اطلاعات تاریخی و پروژه ها و عملکردهای مشابه درگذشته است.
از عناصر موجود در مرحله آغاز پروژه، نمای پروژه است. نمایه پروژه، توصیف محصول و آن دسته از الزامات کاری است که پروژه مدنظر قرار میدهد. شناسایی و گماشتن مدیر پروژه نیز باید یکی از نتایج این مرحله باشد.
همچنین در این مرحله باید محدودیت‌های پیش روی تیم پروژه، شناسایی و فرضیه‌های مناسب درنظر گرفته‌شود. فرضیه‌ها شامل عواملی می‌شوند که می‌توانند درست، واقعی یا قطعی باشند و به نحوی جدی‌تر در مرحله تحلیل ریسک موردبررسی قرارگیرند.
مرحله برنامه ریزی محدوده، شامل بیانیه محدوده (توجیه محدوده، توصیف محدوده پروژه، تحویل‌دادنی‌های پروژه، اهداف پروژه و جزئیات پشتیبانی‌کننده) می‌شود.
هنگامی که تحویل‌دادنی‌های اصلی پروژه به قسمت‌های کوچک و مدیریت‌پذیر تقسیم شوند، تعریف محدوده صورت گفته است، مرحله تعریف محدوده، مرحله‌ای است که در آن ساختار شکست کار نیز وجود دارد.
تأیید محدوده نیز یکی از بخش‌های سیستم مدیریتی است. این مرحله زمانی انجام می‌شود که تحویل دادنی مورد نظر، کامل، اندازه‌گیری و آزمایش شود. هنگامی که تأیید صورت گرفت، می‌توانید به مرحله بعدی پروژه بروید.
پس از پذیرش رسمی محدوده (تایید محدوده)، مرحله کنترل تغییر محدوده انجام می‌گیرد. این احتمال همواره وجود دارد که در حین انجام یک پروژه، اعمال تغییرات روی آن ضروری باشد. در این مرحله باید مشخص شود که آیا تغییرات مفید خواهدبود یا خیر.
نظام کنترل تغییرات شامل موارد زیر می‌شود:

  • * تشخیص این‌که تغییرات، ضروری است.
  • * بازبینی تغییرات اعمال شده.
  • * اطمینان از ‌این‌که تغییرات سودمند خواهد بود.
  • * ارزیابی منافع تغییرات مورد نظر
  • * شناسایی جایگزین‌های ممکنی که می‌تواند همان نتایج را داشته‌باشد.
  • * شناسایی همه کارهای تاثیرگذار
  • * تحلیل این‌که عوامل تاثیرگذار بر پروژه، چگونه بر عملکرد پروژه در طول زمان و با احتساب بودجه و محدوده پروژه، موثر خواهند بود.
  • * تأیید یا رد درخواست
  • * انتقال موضوع تغییرات پذیرفته شده به همه ذی‌نفعان
  • * به انجام تغییرات لازم برای نظارت بر عملکرد
  • * به روزرسانی تعریف محدوده پروژه
  • * اعمال تغییرات
  • * مستندسازی تغییرات

این بسیار ضروری است که تمام تغییرات قبل از اعمال، مستند شود. توافقنامه اعمال تغییرات باید نه‌ تنها دربرگیرنده تغییرات موردنظر باشد بلکه باید شامل نحوه اعمال تغییرات و تاثیرات آن بر کل محدوده پروژه باشد.
جب ریوردان از روندنمای مفیدی برای توصیف فرایند معمول کنترل تغییرات استفاده می‌کند، به تصویر کشیدن چگونگی انجام تصمیمات در یک نمودار، کار را آسان و فرایند کنترل تغییرات را بسیار روان خواهد کرد.
هنگامی‌که به تغییر احساس شد، درخواست تغییر باید بررسی شود. اگر تغییر در آن زمان نادرست به‌نظر رسید، اقدامی صورت نخواهد گرفت اما ایم موضوع باید ثبت شود. اگر تغییر درست به‌نظر رسید، باید مشخص شود که تعبیر پیش‌رو در برنامه ریزی پروژه چه تاثیری خواهد داشت. اگر آن تغییر در برنامه ریزی پروژه تأثیری نداشت، می‌توانید تغییر را اعمال و کار خود را پیش ببرید اما اگر تأثیر داشت، باید آن تأثیر به خوبی شناسایی و ارزیابی شود. همچنین باید یک روند تغییر ترسیم و تغییرات بعدی پیش‌بینی شود و قبل از اجرا مورد تأیید قرار گیرد.

زمان بندی پروژه

برای سازگارشدن با اموری از قبیل تغییرات محدوده‌ی پروژه، باید حتما یک جدول زمانی برای پروژه داشته باشیم. فرایند زمان‌بندی پروژه مستلزم تعریف اقدامات، ترتیب‌بندی اقدامات، تدوین جدول زمانی و کنترل جدول زمانی است.
از مثال‌های مربوط به ابزارهای اولیه برای زمان‌بندی پروژه می‌توان به نمایه‌های گانت، روش مسیر بحرانی و فن ارزیابی و بازبینی برنامه اشاره کرد. روش مسیر بحرانی و فن ارزیابی و بازبینی برنامه، ابزارهای قدرتمندی هستند که به شما کمک می‌کنند پروژه های پیچیده را زمان‌بندی و مدیریت کنید. این ابزارها در دهه ۱۹۵۰  برای کنترل پروژه های دفاعی بزرگ ایجاد شدند و استفاده از آن‌ها از آن زمان تا به حال مرسوم است.
نمایه‌های گانت تنها یک تصویر از اقدامات اصلی در یک پروژه است و به نحوی ترتیب‌ داده شده که بیننده بتواند روابط زمان پایه بین اجزای مختلف پروژه را ببیند.
روش مسیر بحرانی به شما کمک می‌کند تا تمام فعالیت‌های لازم برای تکمیل یک پروژه را برنامه ریزی کنید. همچنین مبنایی برای تدوین جدول زمان‌بندی و تخصیص منابع خواهد بود. این ابزار به شما کمک می‌کند در حین مدیریت، بر دستاوردهای پروژه خود نظارت داشته باشید، همچنین به شما کمک می‌کند تا بتوانید هنگامی که پروژه از مسیر اصلی خود خارج شد، اقدامات لازم را انجام دهید.
روش مسیربحرانی مفید است زیرا:

  • * کارهایی را شناسایی می‌کند که باید به موقع تکمیل شوند تا کل پروژه تکمیل شود.
  • * مشخص می‌کند اگر قرار است منابع به جاهای دیگر یا رفع اشکالات اختصاص یابد، چه کارهایی می‌تواند به تأخیر بیفتد.
  • * کمک می‌کند تا کمترین زمان برای تکمیل پروژه مشخص شود.

فن ارزیابی و بازبینی برنامه، گونه‌ای از روش مسیر بحرانی است که نگاهی موشکافانه‌تر در مورد تخمین‌های زمانی برای هر مرحله از پروژه دارد. برای استفاده از این فن، شما کوتاه‌ترین زمان، محتمل‌ترین زمان و طولانی ترین زمان ممکنی را تخمین می‌زنید که فعالیت می‌تواند در آن انجام شود.
تعریف زمان‌بندی پروژه اساسا این است که پروژه چگونه به بخش‌های کوچک‌تر و مدیریت‌پذیر تقسیم می‌شود. همچنین در این تعریف روابط بین این بخش‌ها با یکدیگر لحاظ می‌شود. این جدول زمانی تمام اقداماتی را درنظر می‌گیرد که باید برای تکمیل پروژه انجام شود. همچنین ترتیب و طول زمانی آن‌ها را با توجه به محدودیت‌های خارجی احتمالی درنظر می‌گیرد. سرانجام، جدول زمانبندی پروژه تضمین می‌کند که مهلت‌ها با احتساب محدودیت‌های مربوط به نیروی‌کار، مواد خام و سایر منابع، رعایت خواهدشد.

 

برای مطالعه مقاله های دیگر در زمینه‌های مختلف فناوری اطلاعات و ارتباطات اینجا کلیک کنید.

مؤلفه های ارائه مناسب چیست؟

 

 

( مؤلفه های ارائه مناسب چیست؟ ) مؤلفه های ارائه را دوباره مرور کنید. همان‌طور که قبلا گفتیم، بعضی مؤلفه ها پیش از ارائه تعیین می‌شوند؛ مابقی کم کم تا روز ارائه تغییر می‌کنند. با نگاه به مؤلفه ها مطمئن شوید هیچ یک از تغییرات، ارائه شما را به شدت تحت تأثیر قرار نخواهند داد. مؤلفه ها را مرور و هر مشکل یا نگرانی را حل کنید. آیا تغییری در برنامه یا دستور کار اتفاق افتاده است؟ آیا ارائه شما در این برنامه جابه‌جا شده است؟ آیا کسی شما را معرفی می‌کند؟ این فرد کیست، و آیا چیزی پیش از معرفی شما لازم است بداند؟ آیا از مخاطبین می‌خواهند که موبایل‌ها و پیجرهایشان را خاموش کنند؟ در صورت امکان شما این را بخواهید.


مؤلفه دیگری که اغلب در روز ارائه تغییر می‌کند تعداد شرکت‌کنندگان است، که می‌تواند در چگونگی رسمیت جلسه و شیوه ارائه شما بسیار مؤثر باشد. برای گروه‌های کوچک ۵ تا ۱۰ نفری، ارائه اغلب غیررسمی است. شما می‌توانید بنشینید و ارتباط فردی با مخاطبین برقرار کنید. برای شنوندگان بین ۱۰ تا ۳۰ نفر، ایجاد ارتباط کماکان ممکن است، اما شیوه احتمالا رسمی خواهد بود. برای این تعداد شنونده، کمک‌های بصری ارائه مفید هستند. زمانی که تعداد شنوندگان نزدیک به ۱۰۰ نفر باشد، کمک‌های ارائه مناسب کارآمدتر خواهند شد. این تعداد مخاطب رسمیت را افزایش داده و ایجاد ارتباط را دشوارتر می‌سازد. زمانی که تعداد شنوندگان از ۱۰۰ نفر فراتر رود، ارائه شما بیشتر شبیه یک نمایش خواهد بود، بهتر است از میکروفن استفاده کرده و سعی کنید ژست‌های صورت و حرکت‌های آرنج خود را اغراق آمیزتر کنید.
تغییرات و مشکلات مکان ارائه شما می‌تواند یک دردسر واقعی باشد. حداقل دو ساعت پیش از ارائه، زمانی را برای معاینه مجدد منابع صوتی – تصویری موجود در مکان اختصاص دهید. آیا کار می‌کنند؟ آیا هنوز می‌توانید لپ‌تاپ‌تان را به سیستم صوتی تصویری متصل کنید ؟ آیا لازم است که برنامه ارائه تان را روی رایانه مستقر نصب کنید؟ آیا تمام برنامه های صوتی و تصویری رایانه ای‌تان با پروژکتور کار می‌کنند؟ آیا برای رد کردن اسلایدها به کنترل از راه دور نیاز دارید ؟ در صورت بروز مشکل در وسایل صوتی – تصویری چه کسی به شما کمک خواهد کرد؟ در ادامه، ببینید دقیقا کجای اتاق شما ارائه خواهید داشت. پیش از ارائه تان کجا خواهید بود؟ آیا یک لیوان آب در دسترس هست؟ اتاق استراحت کجاست؟
تریبون سخنگو و مورداستفاده آن. تریبون همواره اصلی‌ترین وسیله تالارهای سخنرانی و همایش بوده است. در بیشتر اوقات، اگر تریبونی در اتاق باشد ارائه کننده غالبأ مثل یک آهن‌ربا به سمت آن کشیده می‌شود البته همیشه این در بهترین حالت نیست گرچه تریبون می‌تواند حس اقتدار ایجاد کند و مکان مناسبی است تا لیوان آب روی آن گذاشته شود اما همچنین می‌تواند به عنوان مرز نیز عمل کند و مانع تلاش‌های ارائه دهنده برای ارتباط با مخاطب شود. اگر در تالار تریبون وجود دارد از مسئول جلسه سؤال کنید که کجا باید ارائه خود را ایراد کنید. در صورتی که انتخاب با شما است به تعداد و نوع مخاطبانتان فکر کنید با گروه کوچک‌تر و غیر رسمی‌تر از تریبون فاصله بگیرید تا بتوانید ارتباط شخصی و فردی با مخاطبانتان برقرار کنید با گروه بزرگ‌تر مخاطبین رسمی‌تر یک تریبون می‌تواند به عنوان ابزاری برای کاهش دلهره سخنرانی ایفای نقش کند و به مخاطب کمک کند تا روی ارائه کننده تمرکز نماید.
آرایش سخنرانی. برای ارائه خود چه می‌خواهید بپوشید؟ با تمام فکری که برای آماده سازی و این‌که چه می‌خواهید بگویید و چه مدت می‌خواهید صحبت کنید کرده‌اید، ممکن است که این مورد تا آخرین دقیقه کنار گذاشته شده باشد. مهم‌ترین چیزی که باید به یاد داشته باشید این است که انتخاب پوشش‌تان نباید پیامی را که می‌خواهید برسانید تحت‌تأثیر منفی قرار دهد. پوشش معمولی و آراسته، رسمیت ارائه شما را می‌رساند. چند دقیقه پیش از ارائه تان حتمأ ظاهر خود را دوباره کنترل کنید. آیا به یاد داشته‌اید که موبایل و پیجر خود را خاموش نمایید؟ در حالت کلی، در مورد این‌که برای ارائه تان چه بپوشید، این پرسش‌ها و فهرست بایدها و نبایدها را مدنظر داشته باشید. در پکیج جامع دیجیتال مارکتینگ تخصصی نوکارتو می‌توانید پیرامون موضوع‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات، اطلاعات جامعی را به‌دست بیاورید.

«بایدهای» لباس پوشیدن

  • * همیشه رسمی باشید.
  • * به تناسب شنونده، محیط، فرهنگ شرکت، و خودتان لباس بپوشید.
  • * لباس‌های متناسب و اندازه بپوشید.
  • * مطمئن شوید که لباس‌هایتان اطو شده‌اند ( ارائه ).
  • * دکمه‌های کت‌تان را ببندید (رسمی).
  • * به یک پوشش محافظه‌کارانه متمایل باشید.
  • * موهای خود را آراسته و منظم نگه دارید.
  • * موی پریشان روی چشم نداشته باشید.
  • * برای خانم‌ها: مانیکور ساده، آرایش معمولی.
  • * عطر ملایم (یا هیچی).
  • * کراوات باید معمولی بوده و به وسط سگک کمربند برسد.
  • * بند کفش‌هایتان را با رنگ کت‌تان جور کنید (معمولا سیاه).
  • * یک پیراهن نخی آهارزده رسمی، ترجیحا سفید با کت و شلوار.
  • * لباس‌هایی با یقه و سرآستین ساده.
  • * یک ساعت رسمی اما ساده.
  • * موها، معمولا به یک طرف شانه شوند، به بالای یقه لباس‌تان نیز نرسند.
  • * جوراب ساق‌دار برای مردان برای خانم‌ها جوراب باید رنگ پوست یا تیره‌تر باشد ( ارائه ).

«نبایدهای» لباس پوشیدن

  • * پوشیدن لباس‌هایی که بلندتر از خود شما صحبت کنند!
  • * باز گذاشتن دکمه‌های ( ارائه ) لباس یا بلوزتان.
  • * پوشیدن لباس‌هایی که اندازه‌تان نیستند.
  • * پوشیدن لباس‌های چین‌دار.
  • * پوشیدن مدل‌هایی که درخشندگی قابل توجهی دارند.
  • * ریختن موها روی صورت.
  • * استفاده از مدل مویی که نیازمند توجه مداوم باشد.
  • * استفاده از عطری که از دور به مشام برسد.
  • * پوشیدن لباس آرم‌دار در حین ارائه.
  • * پوشیدن طرح‌های شلوغ.
  • * استفاده از کراوات زرق و برق‌دار.
  • * مدل موی نامرتب اسپرت (در برخی سازمان ها، هر گونه مدل ریش بی‌انضباطی شغلی محسوب می‌شود).
  • * استفاده از سنجاق بقه نامرتب برای آقایان، و آویز، النگو یا هر چیزی که صدا بدهد برای خانم‌ها.
  • * باز گذاشتن دکمه بالایی با کراوات.
  • * پوشیدن پیراهن آستین کوتاه.
  • * پوشیدن جوراب کوتاه.
  • * پوشیدن کفش راحتی با کت وشلوار برای آقایان ( ارائه )، یا کفش‌های جلوباز یا خیلی پاشنه بلند برای خانم‌ها.

سایر ملاحظات ظاهری. مخاطب شما باید بتواند چشم‌های شما را به راحتی و واضح ببیند. اگر عینک می‌زنید، از لنزهای با پوشش ضد درخشش استفاده کنید که دیدن چشم‌های شما را آسان‌تر می‌کند. از هرگونه قاب رنگی (به جز این‌که از نظر پزشکی لازم باشد) یا قاب سنگین که چشم شما را پنهان کند اجتناب کنید. هرگونه، عطر، ادوکلن، یا محصولات آرایشی معطر در محیط‌های کسب و کار نباید قابل توجه باشد، این یعنی اگر شما از آسانسور خارج شوید کسی که وارد شود نتواند حدس بزند که شما آن‌جا بوده‌اید. همچنین، اگر تحت مراقبت پزشکی هستید، از هیچ ماده معطری نباید استفاده کنید زیرا ادوکلن‌ها می‌توانند آلرژی‌ها و شرایط پزشکی خاص ایجاد کنند.

اهمیت نقشه های جایگزین و برنامه ریزی پیش از اجرا

اشتباه بزرگ شما این است که تجهیزات کمکی ارائه را در خانه یا دفتر جا بگذارید. مطالبی که برای ارائه تان به آن‌ها نیاز دارید را در مکانی جدا و امن قرار دهید. روز قبل و صبح روز ارائه به دقت آن‌ها را کنترل کنید تا مطمئن شوید چیزی کم یا شکسته نباشد. یک کپی از کمک‌های بصری را برای زمانی که اتفاقی برای نسخه اصلی بیفتد در یک پوشه یا روی یک سی‌دی با خود بیاورید. آیا طی ارائه یا پس از آن چکیده‌ای به مخاطبان‌تان می‌دهید؟ اگر چنین است، مطمئن شوید که کپی‌های بیشتر از تعداد لازم برای روز ارائه خواهید داشت. برای کنترل دقیقه آخر مؤلفه ها، زودتر در محل ارائه حاضر شوید. دانستن این‌که لپ‌تاپ‌تان و وسایل صوتی – تصویری به خوبی کار می‌کنند ذهن شما را آرام می‌کند و اعتماد به نفس‌تان را در ارائه افزایش می‌دهد. یک دقیقه به یادداشت‌های خود نگاه کنید و کلمات و عبارات کلیدی خود را کنترل کنید. در ادامه، و اگر تعداد و رسمیت شنوندگان‌تان اجازه می‌دهد، ایفای نقش میزبان پیش از ارائه تان می‌تواند راه خوبی برای شروع رابطه با شنوندگان‌تان باشد. به شنوندگان‌تان هنگام ورود خوشامد بگویید، و از آن‌ها بپرسید که آیا در صندلی‌شان راحت هستند و می‌توانند صفحه نمایش را ببینند، ایجاد ارتباط شخصی با شنوندگان‌تان به این شکل همچنین به سبک کردن هراس ارانه شما کمک می‌کند.

اجرای ارائه

و سرانجام زمان ارائه شما فرا می‌رسد. چند قدم مهم مانده که مخاطبین‌تان را درگیر کرده و ارائه شما را جالب و آموزنده نماید. برای غلبه بر هراس از سکوی اجرا، به یاد داشته باشید که در اغلب موقعیت‌ها مخاطب می‌خواهد ارائه دهنده موفق شود. شنونده آن‌جا حضور یافته تا آن‌چه شما می‌گویید را بشنود. زمانی که به مخاطبین معرفی می‌شوید، یک دقیقه صبر کنید تا حضور خود را اثبات کنید. این مشکل نیست، اما نیازمند صبر و کمی اعتماد به نفس است و با یک نفس عمیق، نگاه در چشمان مخاطبان، شل کردن عضلات، و از همه مهم‌تر، لبخند حاصل می‌شود.

معرفی

حتی اگر کسی پیشاپیش شما را معرفی کرده است. در نظر گرفتن دقایقی برای معرفی خودتان می‌تواند کمک کند. این کار در همان ابتدا دو نکته مهم را روشن می‌کند. به مخاطبانتان اجازه می‌دهد بدانند شما چه کسی هستید برای صحبت راجع به چه موضوعی آمده‌اید و چه اعتباری به شما اجازه می‌دهد که در این مورد صحبت کنید. همچنین انتظار مخاطبین از ارائه شما را شکل می‌دهد.
بهترین ارائه ها، هم اطلاع‌رسانی می‌کنند و هم مخاطب را درگیر می‌سازند. برای این‌که شنونده را درگیر کنید، باید با او ارتباط برقرار کنید. توجه مخاطبان را با نشان دادن میزان درکنان از مشکلات و دغدغه‌هایشان آگاهی از انتظارات‌شان، و احترام به نقطه نظرات‌شان؛ جلب کنید. می‌توانید این را با پرسیدن یک سؤال درگیرکننده انجام یک کار غیر منتظره، با نشان دادن یک کمک بصری منحصر به فرد انجام دهید. این نه تنها یخ بین شما را می‌شکند بلکه کمی از توجه را از شما به مخاطبین منتقل می‌کند. یکی از موثرترین ابزارها برای ایجاد رابطه با مخاطبین تعریف کردن یک داستان است. این کار همیشه آسان نیست، اما داستانی درگیرکننده که به ارائه شما مربوط است می‌تواند توجه مخاطب را به سرعت و به طور مؤثر جلب کند.
برخی اوقات، به خصوص در ارائه های طولانی مدت، ممکن است توجه مخاطب از سخنرانی منحرف گردد. تردید نکنید که در زمان مناسب استراحتی را در حین ارائه منظور کنید. پنج دقیقه استراحت می‌تواند برای بقای مخاطبین‌تان معجزه کند. حتی باید در برنامه ریزی اولیه ارائه تان برای استراحت نیز برنامه ای در نظر بگیرید.
مهم است که در هنگام برقراری ارتباط با دیگران باید خودتان باشید. از احساس خود نیز در کنار اطلاعات ارائه تان برای انتقال پیام استفاده کنید. ایمان داشتن به چیزی که می‌گویید نه تنها برای تقویت روابط‌تان با مخاطب ضروری است، بلکه مقداری از هراس أولبه‌ای شما را کاهش می‌دهد.
برخی اوقات، بدون این‌که اشتباهی از شما سر زده باشد، خود را مقابل مخاطبین منفعل و بدون واکنش می‌یابید که شاید به خاطر کیفیت پایین کار ارائه کنندگان قبلی باشد با این واقعیت که حضور آن‌ها در تالار اجباری بوده‌است. شاید فقط این‌که ساعت ۷ صبح شنبه است، بعد از ۳ روز تعطیلات بدون توجه به دلیل آن و این‌که شما چه تلاشی می‌کنید شنونده از نشان دادن هرگونه احساسی نسبت به ارائه شما طفره می‌رود. در این حالت بهتر است که با واقعیات روبرو شده و ادامه دهید. روی مطالب‌تان تمرکز کنید و با احساس و متقاعدکننده صحبت کنید.
به یاد داشته باشید که تنها به این خاطر که گروه مخاطبین به طورکلی سرد و بدون واکنش است، الزاما برای همه فرد فرد کسانی که حضور دارند این گونه نمی‌باشد. در زمان یا مکانی دیگر و برخوردهای رو در رو، ممکن است بفهمید که مخاطبین تا چه حد نسبت به موضوع، قالب، و هدف ارائه شما پذیرا بوده‌اند.

تأثیر بدن و صدا

متقاعدکننده بودن در مورد چیزی که می‌گویید نه تنها با کلماتی که استفاده می‌کنید، بلکه با شیوه‌ای که می‌ایستید و صحبت می‌کنید نیز منتقل می‌شود. برای اثبات حضور خود نفس عمیقی بکشید، کمی آرام باشید، و لبخند بزنید. این فرایند برای این است که بدن و صدای شما را برای ماموریت پیش‌رویتان آماده می‌کند. در طی ارائه طرز ایستادن شما باید استوار و متمرکز باشد. پاهای‌تان باید به اندازه عرض شانه باز باشد و متعادل بایستید. یادتان نرود که دست‌های‌تان را بیرون از جیب نگه دارید و به چشم‌های مخاطب‌تان نگاه کنید. اگر کارت کوچک خود را در روبروی‌تان داشته باشید، طی ارائه این را فراموش نخواهید کرد. پشت‌تان را به حضار نکنید، به تریبون یا میز به شکل نامعمول تکیه نکنید، و با لباس‌ها و جواهرات خود بازی نکنید. طرز ایستادن نامعمول ممکن است نشانه بی‌علاقگی، نا آمادگی، و بی احترامی شما باشد. این تأثیری نیست که شما علاقه داشته باشید حاضرین را پس از اتمام ارائه با آن بدرقه کنید.
اگر با نگاه در چشم مخاطبین مشکل دارید، در راستای سر کسی که در آخرین ردیف نشسته است نگاه کنید با این روش این طور به نظر حضار می‌رسد که شما دقیقا به آن‌ها نگاه می‌کنید راه دیگر این است که به جای چشم‌ها به وسط صورت فرد نگاه کنید همچنین می‌توانید چند نفر را که راحت‌تر با آن‌ها ارتباط چشمی برقرار می‌کنید انتخاب کنید و روی آن‌ها تمرکز کنید روشی را که با راحتی شما همخوان‌تر است انتخاب کنید.
علاوه بر ژست قائم و متمرکز زبان بدنی شما نیز باید مثبت و تا حد ممکن طبیعی باشد. زمانی که سعی می‌کنید اطلاعات مهمی را با اعضای خانواده یا دوستان در میان بگذارید چگونه با آن‌ها روبرو می‌شوید؟ آیا این طرف و آن طرف می‌روید و از حرکات دست و حالت‌های صورت استفاده می‌کنید؟ آیا گاهی لبخند می‌زنید و می‌خندید؟ این روش را با مخاطبین‌تان نیز تکرار کنید. این به آن‌ها می‌فهماند که شما با اعتماد به نفس، صمیمی و قابل احترام هستید.
اگر نسبت به ژست و زبان بدنی خود طی ارائه مطمئن نیستید، طی تمرین یک ویدئو از خود تهیه کنید. ویدئو را ببینید و به دنبال حرکت ضعیف یا زبان بدنی و هر رفتاری که از تمرکز ارائه تان بکاهد باشید.
برای این‌که یک ژست با اعتماد به نفس و استوار در ترکیب با یک حالت طبیعی و مثبت واقعأ تأثیرگذار باشد باید با استفاده مؤثر از صدا همراه شود. یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی که افراد در ارائه تجربه می‌کنند این است که خیلی سریع شروع به صحبت می‌کنند. مطالب به سرعت و مبهم بیان می‌شوند و شنونده بی گناه چپ چپ به کمک های بصری نگاه کرده و تلاش می‌کند بفهمد دقیقا چه چیزی گفته شد. سریع صحبت کردن، همچنین تمایل به افزایش تن صدای شما دارد و شما را زود خسته می‌کند. چند گام برای محافظت در برابر تمایل به صحبت سریع وجود دارد. اول، یک نفس عمیق بکشید و آرام باشید. تنفس طبیعی به گام‌های صحبت‌تان کمک می‌کند. دوم، به خودتان گوش کنید. آیا به نظر می‌رسد که در جمله‌هایتان عجله می‌کنید؟ آیا احساس تنگی نفس می‌کنید؟ آیا تن صدای شما افزایش می‌یابد؟ اگر چنین است، آرام باشید، سعی کنید صدای‌تان را پایین بیاورید، و نفس عمیق بکشید. سوم، اگر با وجود هشدارهای قبلی و تمرین، می‌بینید که هنوز خیلی سریع صحبت می‌کنید، یک همکار مورد اعتماد، دوست یا عضو خانواده را بیاورید که در طول ارائه شما در ردیف اول بنشیند هر چند دقیقه با نگاه با او چک کنید و از او بخواهید زمانی که نیاز دارید سرعت خود را کاهش دهید با حرکت دست این را به شما بگوید.
مشکل دیگری که اغلب مردم در حین ارائه خود تجربه می‌کنند تردید و به کار بردن متناوب «اوووووووم» و «ا…..» است مثلا هنگامی که رشته افکارشان را گم می‌کنند. یک راه بهتر این است که مکث کنید، نفس بکشید، و دوباره تمرکز کنید. متوجه باشید که آیا این انحرافات را دارید یا نه. اگر مطمئن نیستید، هنگام ارائه صدای خود را ضبط کنید. زمانی که به صدای ضبط شده گوش می‌کنید، با متن اولیه خود پیش بروید. چند بار می‌شنوید که «اوووم» و «ا…» گفته باشید؟ آیا جای مشخصی در ارائه شما هست که بیش از جاهای دیگر دچار اشتباه می‌شوید؟ نسبت به این مشکلات آگاه باشید و برای تصحیح‌شان بکوشید.
مؤلفه مهم دیگری که درباره استفاده از بدن و صدای‌تان طی ارائه باید مورد توجه قرار دهید نوسان است. این بخشی از فرایند انتقال احساس به مخاطبین است. زمانی که ارائه تان را تمرین می‌کنید، به این فکر کنید که زبان بدنی خود با صدای‌تان را تغییر دهید تا اهمیت مطلب خاصی را متذکر شوید. سرعت و تن صدای‌تان را تغییر دهید و از تأکید استفاده کنید. یکی از مؤثرترین راه های خاطرنشان کردن یک نکته در ارائه استفاده از مکث و سکوت است. پس از بیان یک نکته مهم یا خلاصه کردن چند نکته قبلی، لحظه‌ای مکث کنید و به شنونده اجازه دریافت و واکنش نسبت به آن‌چه گفته‌اید، بدهید. ژست‌ها و سایر عناصر زبان بدنی‌تان را برای انتقال پیام های مشابه تغییر دهید.

شوخ طبعی

استفاده از شوخ طبعی در ارائه تان راه جالبی برای ایجاد رابطه بیشتر با مخاطب و تلطیف و تغییر حالت فضا است. مطمئن شوید برای استفاده از شوخی‌هایتان اعتماد به نفس کامل دارید و برای پشتیبانی از مطالب ارائه از آن‌ها استفاده کنید. شوخی‌هایتان باید با اعتماد به نفس، مناسب و طبیعی باشند. از به کار بردن شوخی جهت تحقیر یا خندیدن به حضار خودداری کنید. چرا که تأثیر منفی بر رویکرد، موضوع و هدف ارائه شما خواهد داشت. بخ یاد داشته باشید به عنوان ارائه کننده، شما و نه فرد دیگری تنها موضوع قابل شوخی در جلسه هستید.

انتظار اتفاقات غیرمنتظره را داشته باشید

همان‌طور که یک بار دوایت دی. آیزنهاور گفت: «در آماده‌سازی برای جنگ همواره دریافته‌ام که برنامه ریزی‌ها بالا استفاده‌اند، اما برنامه ریزی ضروری است.» با وجود اهمیت و الزام همه برنامه ریزی‌ها و تمرین‌هایی که برای یک ارائه موفق انجام داده‌اید، یاد بگیرید که منتظر اتفاقات غیرمنتظره باشید. باید انعطاف‌پذیری لازم را هم در رابطه با مخاطب‌تان و هم شیوه ارائه تان داشته باشید. زمانی که اشتباهی رخ می‌دهد، که زیاد هم رخ می‌دهند، سعی نکنید که آن‌ها را نادیده بگیرید: این تنها باعث می‌شود که آن‌ها آشکارتر شوند. آن‌ها را بشناسید، با آن‌ها کنار بیایید، و ادامه دهید. می‌توانید با یک شوخی ظریف با آن‌ها مقابله کنید. به هرحال، زیاد هم به اشتباهات حساس نباشید. در بسیاری موارد اشتباهات به اندازه کافی کوچک هستند که شنونده حتی آن را لحاظ نکند.
انعطاف‌پذیری باید در نحوه ارائه نیز وجود داشته باشد. ارائه کننده‌ای که بسیار آراسته بوده، به شدت اعتماد به نفس دارد، یا خیلی آماده است می‌تواند توجه مخاطب را منحرف کند. نسبت به چگونگی ارتباط با مخاطب حساس باشید و به اندازه کافی انعطاف‌پذیری در ارائه تان داشته باشید تا فضا را تلطیف کنید یا شیوه ارائه را تغییر دهید. حاضرجوابی، تازگی، واقع گرایی، و صمیمیت به ارائه شما اضافه می‌کند.
انعطاف‌پذیری در صورتی که مشکلی با کمک‌های ارائه تان پیش بیاید نیز می‌تواند مهم باشد. به جای گیرکردن در مشکلات، سعی کنید آن‌ها را بیان کنید، اگر نمی‌توانید به سرعت حل‌شان کنید، با یک شوخی از کنار آن بگذرید و مستقیما با شنوندگان خود صحبت نمایید به یاد داشته باشید که ارائه در کمک‌های بصری خلاصه نمی‌شود در شما خلاصه می‌شود. شما آمادگی لازم را دارید و برای ارائه حاضر هستید.  

جمع‌بندی ارائه

در ایجاد چهارچوب برای ارئه تان مطالب را با توجه به این‌که چه چیزی برای شروع، میانه و انتهای ارائه مناسب است در قالب‌ها و عناوین سازماندهی نموده‌اید. در طول ارائه با دقت این قالب‌ها و عناوین را در پرتو هدف ارانه بیان کرده‌اید. در انتهای ارائه اطمینان حاصل کنید که با یک جمع‌بندی تأثیرگذار و دقیق ارانه تان را به پایان می‌برید. جمع‌بندی باید مختصر باشد تا مخاطب با پیامی روشن در مورد عناوین و قالب‌های اصلی مواجه باشد. متن اصلی را تکرار نکنید؛ خلاصه‌اش کنید. به علاوه، با انرژی و اعتماد به نفس روی یک نکته مثبت ارائه را تمام کنید. این کار مخاطب را علاقه‌مندتر می‌کند تا در مورد عناوین و قالب‌های ارائه بیشتر بداند.

زمان پرسش و پاسخ

برخورد با پرسش‌ها می‌تواند به اندازه خود ارائه رعب‌آور باشد، و برخی از ارائه کنندگان ترجیح می‌دهند که کلا از این فرایند فرار کنند. برای این‌که کاملا از ارائه تان نتیجه‌گیری کنید و به ارتباطی که با مخاطب‌تان برقرار کرده‌اید احترام بگذارید، باید به سؤالات آن‌ها مجال دهید. زمانی که به سؤالات پاسخ می‌دهید، از پرسشگر تشکر کرده و سؤال او را تکرار نمایید تا همه بشنوند. از ورود به بحث یا کشمکش خودداری کنید، و اگر جواب سؤال را نمی‌دانید، به آن اعتراف کنید. شماره تماس یا ایمیل پرسشگر را بخواهید و پیشنهاد کنید که در آینده با او تماس بگیرید.

ملاحظات پس از ارائه

پس از ارائه، متن و کمک‌های بصری اغلب درون پوشه‌ای قرار گرفته و روی میز پرتاب و فراموش می‌شوند وقت آن است که به کارهای دیگر برسید، و اگر لازم شد که بار دیگر آن ارائه را تکرار کنید، می‌توانید همواره پوشه را بیرون بکشید و همان مطالب را استفاده کنید. این روش اشتباه است و یک فرصت ارزشمند را برای سود بردن از ارزیابی اولیه هدر می‌دهد حتی اگر چند روز بین ارائه و مرور آن باعث می‌شود که نکات ارزشمندی را فراموش کنید. اگر خوش شانس باشید و یک نسخه ویدئویی از ارائه تان داشته باشید، از آن به عنوان ابزاری برای بررسی محتوا و شیوه ارائه تان استفاده کنید. اگر امکان دارد ویدئو را دو بار ببینید، و هر بار روی جنبه‌های متفاوت آن تمرکز کنید. پوشش دو جنبه در یک زمان دشوار خواهد بود.

چکیده

ارائه ها و ارتباطات در محیط رقابتی سازمانی امروز فاکتورهای حیاتی موفقیت هستند. مدیران امروز زمان بیشتری را جهت آماده شدن برای ارائه، و تبادل نظرات با همکاران، مشتری ها، سرمایه گذاران، و سایر سهام‌داران صرف می‌کنند. مدیران باید اهمیت این فرصت‌های ارائه را در راستای پیشبرد اهداف سازمان و دست‌یابی به موفقیت درک کنند. مدیران می‌توانند از ارائه با آمادگی کامل، به عنوان یک ابزار تأثیرگذار برای موفقیت و ایجاد فرصت استفاده کنند.

 

برای مطالعه مقاله های دیگر در زمینه‌های مختلف فناوری اطلاعات و ارتباطات اینجا کلیک کنید.

ارائه چیست و چگونه در آن بهترین باشیم؟

 

 

( ارائه چیست و چگونه در آن بهترین باشیم؟ ) یک ارائه می‌تواند از صحبتی کوتاه برای گروه کوچکی از همکاران و آشنایان، تا یک سخنرانی طولانی برای گروهی از افراد غریبه متغیر باشد. نوع و تعداد حضار، رسمی یا غیررسمی بودن، کوچک یا بزرگ بودن فرقی نمی‌کند؛ بهترین ارائه قادر است شنوندگان را نسبت به موضوع مطلع و علاقه‌مند نماید. آن‌ها می‌خواهند راجع به موضوع بیشتر بدانند و اغلب نظرات و سوالاتی دارند. برعکس، یک ارائه بد شنونده را خسته یا گیج کرده و اغلب باعث می‌شود فکر کند که چرا وقت خود را این‌گونه هدر داده است. ارائه ضعیف از اهمیت موضوع می‌کاهد و می‌تواند برای شهرت ارائه کننده زیان‌بار باشد.
ارائه ها علاوه بر تفاوت در مدت و شکل، می‌توانند در شیوه نیز متفاوت باشند. هدف اصلی یک عرضه مبادله نظرات و اطلاعات است. ابزار مؤثر مبادله نظرات و اطلاعات می‌تواند متفاوت بوده و شامل ترغیب، راهنمایی، القاء، یا سرگرمی باشد.
بدون توجه به مدت، شکل، یا هدف، ارائه ها ابزار مهم و مفیدی در تمام عرصه‌های کسب و کار هستند. با وجود اهمیت آن‌ها، تعجب برانگیز است که تنها کلاس‌های معدودی در رابطه با چگونگی ارائه مؤثر در دسترس هستند.
در شرکت‌ها معمولا عرضه به یک نفر محول شده، و سپس وی را به میل خود می‌گذارند. تعجبی ندارد که بسیاری از افراد از صحبت در یک جمع عمومی به عنوان بزرگ‌ترین ترس‌شان یاد می‌کنند. در پکیج جامع دیجیتال مارکتینگ تخصصی نوکارتو می‌توانید پیرامون موضوع‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات، اطلاعات جامعی را به‌دست بیاورید.

ارائه کردن یا ارائه نکردن

اولین و مهم‌ترین سوال این است که آیا این عرضه اختیاری است یا الزامی. اگر اختیاری است شما باید پیش از موافقت برای عرضه چند سوال مهم از خود بپرسید.
آماده سازی برای یک ارائه زمان می‌برد. یک تخمین ساده برای یک ارائه مؤثر این است که برای هر دقیقه عرضه به ۳۰ تا ۶۰ دقیقه زمان آماده‌سازی نیاز داریم. آیا پیش از ارائه زمان کافی برای آماده‌سازی کامل دارید؟
به علاوه، آیا در مورد موضوع علاقه‌مند، هیجان‌زده، و به اندازه کافی مطلع هستید تا ارائه مؤثر و هیجان‌انگیزی داشته باشید؟
اگر پاسخ به هر یک از این سؤالات به وضوح «نه» است، شما جدا باید پیشنهاد ارائه را رد کنید.

پیش از ارائه

از زمانی که برای برنامه ریزی صرف کرده‌اید نتیجه خواهید گرفت. نه تنها عرضه بهتری آماده می‌شود، بلکه فرایند برنامه ریزی، اعتماد به نفس شما را افزایش داده و در یک ارائه قدرتمند بازتاب می‌یابد.

مؤلفه های ارائه خود را تعریف کنید

آگاهی قبلی از مؤلفه ها، عدم قطعیت‌ها و شگفتی‌ها را کم کرده و ارائه شما را هدف‌مند، آگاهانه و جذاب می‌نماید. مهم‌ترین مؤلفه های یک ارائه عنوان و قالب، زمان، نوع برنامه، چگونگی مستندسازی، مخاطبین مکان ارائه، و پرسش‌های احتمالی است. برخی از این مؤلفه ها را می‌توان پیش از ارائه تعیین نمود.
تعدادی از موارد تا روز ارائه قابل تغییر هستند. لازم است که کمی مانده به عرضه، مؤلفه ها را دوباره تعریف کنید تا مطمئن شوید که هیچ یک از تغییرات ارائه را تحت تأثیر قرار نخواهند داد.
عنوان و قالب. در مورد چه چیزی می‌خواهید صحبت کنید؟ آیا می‌خواهید دیدگاه کلی از این موضوع عرضه کنید یا نمونه‌هایی از فعالیت‌های اخیر را مورد اشاره قرار دهید؟ از این مباحث به کجا می‌خواهید برسید؟
زمان. برای ارائه خود چقدر زمان دارید؟ این سؤال ساده‌ای است، اما بسیار اتفاق می‌افتد که عرضه کننده خود را تنها در قالب یک شماره یا یک نام در برنامه زمانی جلسه می‌بیند. احساس کلی وی این خواهد بود که صحبتش ممکن است بین ۱۰ دقیقه تا یک ساعت طول بکشد، اما هیچ چیز مشخص نیست.
برنامه. آیا سخنرانان دیگری ارائه خواهند داشت؟ اطلاعات ارائه شما در مقایسه با عناوینی که سایر سخنرانان پوشش داده‌اند چگونه است؟ ترتیب ارائه ها چگونه است؟ آیا از شما انتظار می‌رود که شروع جذابی برای مراسم رقم بزنید یا یک گزارش مشروح ارائه دهید؟
مستندسازی. در دوران ضبط ویدئویی و تلویزیون کابلی، عرضه ها اغلب ضبط می‌شوند یا روی آنتن می‌روند تا در آینده دیده شوند یا به مصرف عمومی برسند. اگر فکر می‌کنید چنین عرضه ای خواهید داشت، در مورد آن بپرسید. اگر عرضه شما روی کاست ضبط می‌شود، یک نسخه از آن را بخواهید. این می‌تواند مرجع ارزشمندی برای مرور ارائه تان و شیوه آن باشد و اگر بعدها برای عرضه مشابهی از شما دعوت شد، می‌تواند به عنوان ابزار مناسبی مورد استفاده قرار گیرد.
مخاطبین. برای چه کسانی ارائه می‌کنید؟ صحبت در مورد درختان برای عوامل اجرایی در صنایع چوب بسیار متفاوت از ارائه همان سخنرانی برای اعضای گروه طرف‌دار محیط زیست خواهدبود. پیشتپیش در مورد شنوندگانتان تحقیق کنید پیش‌زمینه آن‌ها چیست و چقدر در مورد موضوع صحبت آگاهی دارند؟ از ارائه چه انتظاری دارند و چگونه می‌توانید به تجربه آن‌ها بیفزایید؟ آیا انتظار دارند که در مورد موضوع آگاه گردند از آن لذت ببرند یا با آن درگیر شوند؟ چند نفر قرار است در ارائه شما شرکت کنند؟ اگر برای یک جمع یا سازمان صحبت می‌کنید به خصوص اگر با آن جمع ناآشنا هستید چند لحظه برای شناخت بیشتر وقت بگذارید برخی اطلاعات ساده و کارآمد را می‌توان در وب‌سایت سازمان یا در نشریات اخیر آن یافت. چه مسائلی برای اعضا مهم‌تر است؟ اگر گروه معمولا پذیرای ارائه کنندگان است به دنبال عرضه کنندگان قبلی باشید این ارائه کنندگان راجع به چه چیزی صحبت کرده‌اند، و چگونه با ارائه آنان برخورد شده است؟
مکان. عرضه کجا صورت می‌پذیرد؟ شرایط صوتی (آکوستیکی) فضا چطور است؟ چه امکانات صوتی و تصویری در مکان وجود دارد؟ آیا شما می‌توانید لپ تاپ خود را به سیستم صوتی – تصویری آن‌جا متصل کنید یا لازم است که برنامه تان را در رایانه مستقر در آن‌جا نصب کنید؟ آیا کسی آن‌جا هست که در مورد ابزار صوتی – تصویری به شما کمک کند؟ آیا تالار سخنرانی سکو، بالکن، میکروفن، میز و صندلی دارد؟ آیا شنوندگان روبروی شما می‌نشینند، یا دور میز می‌نشینند؟ (در صورت امکان از ایجاد فاصله زیاد بین خود و شنوندگان خودداری کنید. جایگاه‌ها را تا حد امکان صمیمی کنید.) اگر از یک صفحه نمایش برای عرضه خود استفاده می‌کنید، این صفحه نمایش کجا قرار خواهد داشت؟ (سعی کنید صفحه نمایش در یک گوشه قرار بگیرد. این به شما امکان می‌دهد که راحت‌تر به آن ارجاع دهید.)
بخش پرسش و پاسخ. آیا در پایان ارائه بخش پرسش وجود خواهد داشت؟ آیا مسئول جلسه‌ای برای جمع‌آوری پرسش‌ها وجود دارد یا خود شما باید آن‌ها را جمع کنید؟ اگر چندین عرضه کننده وجود دارند، پرسش‌ها در پایان عرضه شما پرسیده خواهد شد یا پس از این‌که همه ارائه کنندگان صحبت کرده‌اند؟

هدف

واضح است که دانستن قالب و عنوان در برگزاری مؤثر ارائه تان اهمیت دارد. دانستن این‌که چرا عرضه می‌کنید نیز همان‌قدر مهم است. پس از این‌که زمانی را برای تحلیل مخاطبین صرف کردید و نیازهایشان را تشخیص دادید تصمیم بگیرید که چگونه به بهترین نحو این نیازها را برآورده سازید. معمولا چهار هدف برای یک ارائه وجود دارد: مجاب کردن، راهنمایی و آموزش، ایجاد انگیزه و سرگرمی. مجاب کردن روشی است برای این‌که مخاطب را به نقطه نظرات خود نزدیک کنید. راهنمایی و آموزش برای تسهیم اطلاعات اساسی در مورد یک موضوع مورد استفاده قرار می‌گیرد ایجاد انگیزه زمانی که پای تغییر فرایند، روش، یا جهت در میان است به کار می‌رود. سرگرمی فضا را تلطیف می‌کند همه این اهداف اغلب در شدت‌های مختلف در یک عرضه به کار گرفته می‌شوند. نکته مهم این است که در آماده‌سازی برای عرضه تان لحظه‌ای فکر کنید که چه هدفی برای مخاطبان‌تان و عرضه تان مهم‌تر و موثرتر است برای کمک به تعیین هدف عرضه تان از خود بپرسید که از مخاطبان‌تان انتظار دارید به عنوان خروجی حضور در ارائه شما چه بکنند. می‌خواهید مخاطبان‌تان با چه تصوراتی از تالار خارج شوند؟

آماده کردن ارائه

همان‌طور که پیش‌تر گفتیم، برای ایراد هر دقیقه از یک ارائه مؤثر ممکن است ۳۰ تا ۶۰ دقیقه وقت بگذارید. این بدین معناست که برای یک ساعت ایراد، به ۳۰ تا ۶۰ ساعت آماده‌سازی نیاز دارید. تحقیقات، آماده‌سازی و تمرین عناصر تهیه یک عرضه مؤثر هستند.
در فضای فعلی کسب و کار اغلب دشوار است که زمانی را برای تمرکز روی یک پروژه خاص بیابیم. اختلال و وقفه در کار عادی هستند و همیشه مقداری زمان اضافی برای درگیری ذهنی دوباره و تمرکز روی چیزی که انجام می‌دادید صرف می‌شود. اگر می‌خواهید ارائه منحصر به فردی داشته باشید باید تمام توجه خود را به ارائه تان مبذول کنید. نزدیک به تاریخ عرضه، زمانی را برنامه ریزی کنید که مطمئن باشید فرصت کافی دارید؛ در آن زمان تماس‌هایتان را منتقل کنید، پیجر و موبایل خود را خاموش کنید، چک کردن ایمیل را فراموش کنید، و علامت مزاحم نشوید روی در اتاق خود نصب کنید. بعضی اوقات بهترین راه شاید بافتن مکانی خارج از محیط معمول دفترتان است تا بتوانید روی عرضه خود کار کنید.
مطالب. پس از این‌که مؤلفه ها را تعیین کردید و درباره موضوع و هدف ارائه سؤالات مهمی پرسیدید، زمان آن است که مطالب لازم برای ارائه تان را جمع‌آوری، سازمان دهی ، نوشتن چهارچوب و پیش نویس، ویرایش و سپس مرور یادداشت‌ها.

۱- جمع‌آوری. وقتی هدف ارائه تان را مشخص کردید، اطلاعاتی که فکر می‌کنید بیشترین همخوانی را با عنوان شما دارند جمع‌آوری کنید. چه اطلاعاتی در دست دارید؟ آیا در میان آن‌ها اطلاعاتی وجود دارند که قدیمی شده باشند یا نیاز داشته باشند که با مطالب اضافی تجهیز شوند؟ آیا کسی هست که بتواند اطلاعات مفید بیشتری در اختیار شما بگذارد؟

۲- سازمان دهی. سراغ مطالبی که جمع‌آوری کرده‌اید بروید و بر اساس قالب‌ها و عناوین آن‌ها را دسته‌بندی کنید.

۳- چهارچوب ارائه و پیش نویس. چهارچوب اولیه ای از عرضه تان تنظیم کنید. چه عناوین و قالب‌هایی برای شروع، میانه، و پایان ارائه مناسب هستند؟ چهارچوب خود را گسترش دهید و پیش‌نویس ارائه تان را آماده کنید. به یاد داشته باشید، این یک یادداشت اولیه است. سعی کنید بفهمید که نکات کلیدی عرضه شما چه چیزهایی خواهند بود. جملات زیادی بنویسید که هر یک به قالب با عنوان‌هایی که در چهارچوب‌تان وجود دارد مرتبط باشند. سعی کنید حداقل پنج نکته کلیدی بیابید. وجود بیش از هفت نکته کلیدی بیانگر این است که شما تلاش می‌کنید اطلاعات بسیار زیادی در ارائه نان بگنجانید. آیا این نکات کلیدی می‌توانند به مخاطبین شما بگویند که شما راجع به چه صحبت می‌کنید؟ آیا این نکات با هم می‌توانند خلاصه‌ای از ارائه شما به دست دهند؟

۴- ویرایش. برای بسیاری از ارائه کنندگان تازه کار، این قسمت از فرایند ارائه کمترین توجه را به خود جلب می‌کند. در محدودیت زمان و انرژی، شاید فرد تصمیم بگیرد که عرضه را با پیش‌نویسی که در دست دارد تمام کند. اما برای بسیاری، وقت گذاشتن برای ویرایش یادداشت‌های اولیه به زمان و تلاش آن می‌ارزد. این، تفاوت بین یک ارائه خوب و یک عرضه عالی است. بهتر است ویرایش یادداشت‌های اولیه با فاصله زمانی بین نوشتن و ویرایش انجام شود تا رویکرد تازه‌ای در ذهن شکل گیرد. در فرایند ویرایش به این فکر کنید که چگونه عرضه از کلمات نوشتاری به گفتاری تبدیل می‌شود. برای این منظور از ساده‌سازی و یکپارچه سازی متن استفاده کنید؛ کلمات و مطالب غیر ضروری را حذف کنید. واژگان تخصصی را حذف کرده یا معنی‌شان را توضیح دهید و جملات را کوتاه کنید به علاوه مطالب خود را با مثال‌ها همراه نمایید. در انتهای فرایند شما باید یک نسخه نوشته شده از چیزی که می‌خواهید بگویید و چگونگی بیان آن داشته باشد.

۵- مرور. زمانی را برای مرور کامل یادداشت‌های ویرایش شده خود اختصاص دهید، چند بار با صدای بلند آن را بخوانید. اگر امکان دارد این کار را مقابل دوستان یا همکاران‌تان انجام دهید. از آن‌ها بخواهید در مورد نحوه ارائه، محتوا و شیوه صحبت شما نقد کنند. آیا طول عرضه مناسب زمان تخصیص یافته می‌باشد؟ آیا مطالب به روشنی ارائه شده‌اند؟ آیا قالب و هدف کلی در طول ارائه مد نظر بوده است؟

آماده شدن برای ارائه

زمانی که مطلب به شکل گفتاری درآمد و البته با هدف و قالب عرضه نیز همسان بود، نوبت به پالایش فرایند ارائه می‌رسد. این با تعیین کلمات و عبارات کلیدی، انتخاب کمک‌های مناسب ارائه، تمرین، و آماده شدن برای سؤالات انجام می‌شود.
کلیدهای یک ارائه مؤثر. یکی از مهم‌ترین کلیدهای ارائه موفق ارتباط چشمی است. برخی ارائه کنندگان، یادداشت در دست، تماما چشم‌شان را به کاغذ می‌دوزند و فراموش می‌کنند که با شنوندگان‌شان ارتباط چشمی برقرار کنند. به جز در مواردی که ارائه سخنرانی بسیار رسمی دارید یا در یک نشست خبری صحبت می‌کنید، التزام به کلمات دقیق یادداشت‌تان غیرضروری و خفه کننده است. برای اینکه عرضه تان فی‌البداهه و طبیعی به نظر برسد، که شامل ارتباط چشمی بیشتر با شنونده نیز می‌شود، لازم است که واژگان و عبارات کلیدی را در یادداشت مشخص کنید. این ارجاعات سریع، مبنای یادداشت‌های شما یا تجهیزات کمک بصری شما را تشکیل می‌دهند. از متن خود دور شوید و ارائه خود را با استفاده از این ارجاع‌های سریع تمرین کنید. این کلمات  و عبارات کلیدی چه چیزی را می‌رسانند؟ چگونه با کل عرضه همراه می‌شوند؟ این ارجاع‌های سریع را روی کارت‌های کوچکی بنویسید و تمرین کنید که با استفاده از این کارت‌ها ارائه نمایید. با تمرین این ارجاع‌های سریع را در ذهن‌تان به هم مربوط کنید تا کمتر و کمتر نیاز به استفاده از کارت‌ها به وجود آید. این تمرین را ادامه دهید.
ابزار کمکی. گرچه یادداشت‌های اولیه که از مطالب جمع‌آوری شده تشکیل شده‌اند ساختار اصلی عرضه شما را تشکیل می‌دهند، تجهیزات کمکی بسیاری وجود دارند که می‌توانند برای پشتیبانی موضوع، قالب و هدف شما مورد استفاده قرار گیرند؛ از جمله گرافیک های رایانه ای، امکانات چند رسانه ای و اسلایدهای روی پرده.
با این وجود هیچ چیز ناهمگون‌تر از این نیست که ارائه ای با تجهیزات کمکی ضعیف ارائه شده باشد. چرا که به جای پشتیبانی از ارائه شما، با منحرف کردن ذهن مخاطب از چیزی که می‌گویید آن را تضعیف می‌کنند. یک اسلاید پاورپوینت پر از متن یکی از دو کار زیر را انجام می‌دهد: یا مخاطب را به سرعت به خواب می‌برد یا تمام چشم‌ها را برای پنج دقیقه بعدی به صفحه می‌دوزد؛ چون مردم با دقت سعی می‌کنند معنی کلمات را پیش از بیان‌شان بفهمند.
از کمک‌های ارائه برای پشتیبانی و تشویق ارتباط دو طرفه بین شنونده و ارائه کننده استفاده کنید. زمانی که مشکل فنی پیش می‌آید و شما مجبورید به عدد یا نکته مهمی اشاره کنید، از وجود یک نسخه چاپی از هر کمک بصری ارائه خود اطمینان حاصل کنید. بدون توجه به این‌که از چه کمکی در ارائه تان استفاده می‌کنید، باید همه تجهیزات کمکی شرایط زیر را داشته باشند:

  • * با متنی که از روی یادداشت‌های اولیه‌تان آماده کرده‌اید همسان باشند. یک قسمت خاص از عرضه شما را خلاصه کرده یا چیزی به آن بیفزایید.
  • * با متن پیش بروید آیا کمک‌ها با موضوع، قالب و هدفی که در متن شما وجود دارد همخوانی دارند؟
  • * آیا با تعداد و نوع مخاطبین و مکانی که عرضه انجام می‌شود همخوانی دارند؟ آیا پنج نفر مخاطب غیر رسمی نیاز به ارائه تصویری دارند؟
  • * از تمام نقاط مکانی که ارائه انجام می‌شود واضح، خوانا و ثابت به نظر برسند.
  • * مطالب را به سادگی و به شکل موثر نشان دهند. اسلایدهای فشرده و پارازیت‌دار توجه را از شما دور می‌کند.
  • * از گرافیک های مناسب مثل شکل‌ها، جدول‌ها، و آیتم‌های گرافیکی برای پشتیبانی موضوع یا یک نکته خاص استفاده کنید.

به یاد داشته باشید که ساختار اصلی ارائه، متن است. هرچه کمک‌های ارائه تان را بتوانید ساده‌تر، واضح تر، و دقیق‌تر بسازید در پشتیبانی موضوع، قالب و هدف شما مؤثرتر خواهند بود. اگر در مورد کیفیت وضوح هر یک از کمک‌های عرضه سؤالاتی دارید، ارائه تان را برای یک همکار مورد اعتماد، خانواده، یا دوست بازگو کنید و از او بخواهید نقد مفید انجام دهد

نقش پاورپوینت چیست؟

پیشرفت در فناوری، باعث بالا رفتن درصد اطلاعاتی شده است که ما از طریق بینایی دریافت می‌کنیم؛ به ویژه از زمانی که شرکت مایکروسافت نرم افزار پاورپوینت را وارد زندگی ما کرد و ارائه ها را دچار تغییرات شدید کرد. شرکت مایکروسافت نرم افزار پاورپوینت را در ۱۹۸۷ منتشر کرد و از آن زمان بیش از میلیون‌ها کپی از آن در سرتاسر جهان روی رایانه ها نصب شده است. تخمین‌ها حاکی از آن هستند که روزانه تقریبا در ۳۰ میلیون ارائه از آن استفاده می‌شود. تا حدی که اگر در یک ارائه از پاورپوینت استفاده نشود موجب شگفتی برخی از مردم می‌شود. با این وجود بسیاری از ما ارائه با پاورپوینت را با وقت عصب کشی دندان مقایسه می‌کنیم. یک اتاق تاریک، صفحه آبی تیره با کلمات سفید: و ما که با خودمان سروکله میزنیم تا بیدار بمانیم و با تعجب به تمام اطلاعاتی که چند دقیقه پیش روی صفحه نمایش ظاهر شدند فکر کنیم! پاورپوینت یک مؤلفه الزامی برای ارائه نیست، اما می‌تواند ابزار مفیدی باشد. به یاد داشته باشید که خود اسلایدها به اندازه محتوا و چگونگی استفاده عرضه کننده‌ها از آن مشکل‌زا نیستند.
یکی از بزرگ‌ترین مشکلات پاورپوینت این ایت که با این‌که برخی استفاده از آن را تشویق می‌کنند به ندرت تأکیدی بر آموزش به کارگیری مفید از آن وجود دارد. به علاوه برخی شرکت‌ها و سازمان ها استفاده از یک قالب و مشخص را الزامی می‌دانند یا بر استفاده از لوگوی سازمان در هر اسلاید پافشاری می‌کنند که منجر به طراحی ضعیف و عدم اثربخشی کمک‌های ارائه می‌شود و از قابلیت ارائه کننده در برقراری رابطه فردی با شنونده می‌کاهد. با برخی از این مشکلات می‌توان کنار آمد. اما روی بقیه آن باید کار کرد.
یک راه برای مقابله با این مشکلات، تمرکز بر اصول پاورپوینت به جای متن‌های متحرک، تصویرها، کلیپ‌های ویدیویی، و پس زمینه‌های رنگی است. هرچه ارائه پیچیده‌تر باشد، بیشتر ارائه کننده را خجالت‌زده می‌کند. برای این‌که اسلایدها از لحاظ بصری ساده‌تر باشند، محدودیت شش کلمه برای هر خط و پنج خط برای هر اسلاید را در نظر بگیرید. همچنین بیش از سه رنگ در یک اسلاید استفاده نکنید.
پاورپوینت باید برای ایجاد یک نقشه از آن‌چه که درباره‌اش صحبت می‌کنید مورد استفاده قرار بگیرد و به فضای مورد نیاز برای ادامه عرضه کمک کند. از پاورپوینت به عنوان جانشین صحبت‌تان استفاده نکنید. پاورپوینت یک تله فومپرت نیست. در واقع، قرار دادن مطالب کمتر روی اسلاید فرصت منحصر به فردی برای بحث ایجاد می‌کند، اما مطمئن شوید که مطالب را در حدی می‌دانید که وارد جزئیات شوید. زمان کار با برنامه اطمینان حاصل کنید که فناوری را به خوبی می‌شناسید: کدام کابل کجا می‌رود؟ چگونه یک اسلاید را رد می‌کنید؟ این سؤالات باید پیش از ورود به اتاق، پاسخ داده شوند. از امکان یادداشت‌های پاورپوینت استفاده کنید تا چیزهایی را که می‌خواهید در ارائه بگویید بنویسید. این راه ارزشمندی است برای اطمینان از این‌که آن‌چه در اسلاید نشان داده می‌شود مستقیما به چیزهایی که می‌گویید مربوط است. به علاوه، یک نسخه با جزئیات بیشتری از ارائه را برای مرورهای آتی ایجاد می‌کند. زمان بیش از حد برای پاورپوینت صرف نکنید زیرا بدون تخصص در این برنامه بهتر است زمان را برای کار روی مغز مطالب ارائه و تمرین نحوه ایراد آن صرف کنید. تعداد اسلایدهای مورد استفاده را کم کنید هرچه اسلایدها کمتر باشند بهتر است برای بیان مطالب اضافی از نسخه چاپی اسلایدها به صورت جزوه استفاده کنید. یاد بگیرید که از دکمه برجسته کردن حروف استفاده کنید که به مخاطب‌تان این امکان را می‌دهد که تمرکز خود را از صفحه نمایش به مهمترین بخش ارائه معطوف کند: یعنی شما.
اگر با پاورپوینت راحت هستید و احساس می‌کنید که مبانی ارائه شما به اندازه کافی پوشش داده شده است یکی دو گام از ساختار سنتی پاورپوینت فاصله بگیرید. جایگزین‌های بی‌شماری وجود دارند، و این می‌تواند به ارائه تان معنا و عمق ببخشد. برخی از این مثال‌ها استفاده از جعبه‌های متن پاورپوینت، ابزار نمودار، و شکل‌های آن است. برای استفاده از گرافیک بیشتر در ارائه، از پاورپوینت برای اضافه کردن عکس‌ها، جدول، نقشه، یا نمودار استفاده کنید. به نمادها و تمثیل‌هایی که بتوانند برای تأکید بر نکته مورد نظرتان مورد استفاده قرار بگیرند، فکر کنید.
تمرین ارائه. شبیه فرایند ویرایش پیش‌نویس که قبلا ذکر شد، تمرین عرضه بخش دیگری از فرایند ارائه است که اغلب جا می‌ماند. برخی ارائه دهندگان با یک متن، تعدادی ارجاع سریع، و تجهیزات کمک ارائه هوشمندانه آماده اجرا هستند. با این حال، زمان گذاشتن برای تمرین روی ارائه، ارزش خود را در بلندمدت نشان می‌دهد. تکه‌های ارائه را به خوبی به هم متصل می‌کند، قسمت‌های مهم را مشخص می‌سازد، و برای اجرای ارائه احساس راحتی بیشتری به شما می‌دهد. به ویژه، تمرین در مقابل دیگران بسیار سودمند است و می‌تواند چیزهای مهمی را که قبلا مورد غفلت قرار گرفته‌اند نشان دهد، از جمله ارتباط چشمی محدود، فراموش کردن لبخند، قرار دادن دست‌ها در جیب‌ها، یا پشت کردن به شنوندگان. اگر می‌خواهید مطمئن شوید که این موضوعات را طی عرضه در ذهن خواهید داشت آن‌ها را روی یک کارت کوچک بنویسید و در حین ارائه جلوی چشم‌تان بگذارید. طی فرایند تمرین لحظاتی را برای تفکر درباره شیوه و محتوای ایرادتان کنار بگذارید. آیا عرضه تان متمرکز و به دور از انحراف بوده است؟ آیا پیام روشنی به مخاطب‌تان منتقل کرده است؟ از این‌که ارائه تان را اصلاح کنید تا برخی نقایص رفع گردند، هراس نداشته باشید. این کار به تمرکز و توجه مخاطب‌تان کمک می‌کند.
آماده شدن برای پرسش‌ها. برخی از پرسش‌های احتمالی مخاطبان‌تان را پیش‌بینی کنید. آیا این پرسش‌ها با ارجاع به عرضه با کمک‌های بصری‌تان می‌تواند پاسخ داده شوند؟ آیا پرسشی هست که لازم باشد کمی بیشتر روی آن تحقیق کنید؟

دقیقه آخر

پس از تعریف مؤلفه ها، تهیه متن، و آماده سازی ارائه، نهایتا نوبت به اجرای ارائه می‌رسد. چیزهای مهم زیادی هستند که در ساعات پیش از رسیدن این لحظه به آن فکر کنیم. برای پوشش همه مسائل دقیقه آخر، باید مؤلفه ها را دوباره تعریف کنید، خودتان را چک کرده، مطالب‌تان را دوباره بازبینی کنید، و زودتر در مکان ارائه حاضر شوید.

 

برای مطالعه مقاله های دیگر در زمینه‌های مختلف فناوری اطلاعات و ارتباطات اینجا کلیک کنید.

رقابت ، قدرت، تهدید و منابع

 

 

( رقابت ، قدرت، تهدید و منابع ) در دهه ۱۹۷۰، مایکل پورتر، اقتصاددان دانشگاه هاروارد، معیار طلایی را برای نحوه تدوین و تحلیل راهبرد ایجاد کرد. این روش که نیروهای پنج‌گانه پورتر نام دارد، صنعت و محیط رقابتی را که شرکت در آن فعالیت می‌کند، مورد تحلیل قرار می‌دهد. اگر این روش به خوبی اجرا شود، از محیط رقابتی پیرامون، تصویری به دست می‌آید که از طریق آن، شرکت می‌تواند تصویر بزرگ را ببیند و راهبرد های بلندمدتی را برای شرکت تدوین کند و نهایتا بتواند تصمیمات کارآمدی را برای شرکت اتخاذ کند. به گفته پورتر، سودآوری احتمالی یک صنعت می‌تواند برآیند این پنج نیرو باشد که از طریق آن می‌توان موفقیت احتمالی یک شرکت را در آن صنعت تعیین کرد.
نیروهای پنج‌گانه پورتر، مدلی را برای بررسی محیط بیرونی یک راهبرد و تعیین جذابیت‌های یک اقدام خاص در زمانی خاص فراهم می‌کند. از این مدل می‌توان در هر شرکتی با هر اندازه‌ای و در هر مکان و صنعتی استفاده کرد. همچنین می‌توان از آن برای پایش دائمی بازار، جهت بازار و رقبایی که وارد بازار یا خارج از آن می‌شوند، استفاده کرد.

عناصر اصلی چارچوب تحلیلی پورتر به صورت زیر است:

۱- موانع ورود

۲- تهدید کالاها یا خدمات جایگزین

۳- قدرت چانه‌زنی عرضه کننده‌ها

۴- قدرت چانه‌زنی خریداران یا مصرف کننده‌ها

۵- رقابت میان رقبا

موانع ورود

موانع ورود به نیروهایی گفته می‌شود که مانع ورود یک شرکت به بازاری خاص می‌شود. به طور کلی، ممکن است این جمله‌ها شنیده شود که «موانع ورود به بازار مخابرات بسیار زیاد است» یا «موانع ورود به صنعت بستنی کم به نظر می‌رسد». موانع ورود به یک بازار به همان اندازه که برای شرکت‌های متصدی یک صنعت مهم است، برای شرکت‌های تازه وارد هم مهم است زیرا پس از آن‌ها نیز شرکت‌های دیگری وارد بازار خواهند شد.
موانع مطرح شده پورتر شامل صرفه‌جویی به مقیاس، تمایز محصول، الزامات سرمایه‌ای، مشکلات هزینه‌ای مستقل از حجم محصول، دسترسی به کانال‌های توزیع و سیاست‌های (قوانین) دولتی می‌شود.
صرفه‌جویی به مقیاس: صرفه‌جویی به مقیاس، توانایی یک شرکت برای تولید انبوه یک محصول و فروش آن به خریدار با قیمتی پایین‌تر است. بنابراین، شرکتی که امکان یا ابزارهای لازم برای تولید انبوه این محصول را ندارد، نمی‌تواند در مورد قیمت این محصول رقابت کند بلکه مجبور است راهی پیدا کند که در این رقابت، به گونه‌ای خود را برای مصرف کننده متمایز سازد.
تمایز محصول: تمایز محصول به روش‌ها یا تاکتیک هایی گفته می‌شود که یک شرکت از آن استفاده می‌کند تا محصولش برای مشتریان ارزش بالاتری نسبت به ارزش محصول رقبا داشته باشد. هویت مبتنی بر برند، ابزاری قدرتمند برای ایجاد ارزش است و کار را برای یک تازه وارد به بازار دشوار می‌کند. برای مثال، سلطان‌های بازار خمیر دندان کولگیت و کرست هستند. مشتریان نسبت به برند خمیر دندان خود وفادار هستند و جدا کردن آن‌ها از برند مورد نظرشان هزینه بسیار زیادی را می‌طلبد. علاوه بر هویت مبتنی بر برند تبلیغات مزیت اولین بودن و تفاوت در محصولات باعث تقویت وفاداری به محصولات می‌شود و کار را برای ورود به یک بازار بسیار پرهزینه‌تر می‌کند.
الزامات سرمایه‌ای: این الزامات به میزان پول یا سرمایه‌گذاری مورد نیاز برای ورود به یک بازار اطلاق می‌شود. سرمایه نه تنها باعث تمایز محصول و کسب وفاداری مبتنی بر برند می‌شود، بلکه برای یک صنعت نیازمند به زیرساخت‌های عمده برای تولید یک محصول، بسیار حیاتی است. در صنعت هواپیمایی و مخابرات نمونه‌هایی از صنایع پرهزینه و نیازمند دستگاه ها، فناوری و امکانات فراوان هستند.
مشکلات هزینه‌ای فارغ از اندازه: برخی از صنایع، هزینه یادگیری علمی، تجربی با فناورانه بالایی دارند. همچنین، برخی از شرکت‌ها ممکن است به مواد خام، قیمت های پایین‌تر، مزیت تاریخی یا رابطه‌ای، مکان‌های مناسب و حتی یارانه‌های دولتی دسترسی داشته باشند. همه این عوامل می‌تواند بر توانایی تازه واردها برای ایجاد کسب و کار، دسترسی به سرمایه و حتی سودآوری تأثیر داشته باشد.
دسترسی به کانال‌های توزیع: متصدیان یک صنعت دارای رابطه‌هایی هستند که طی سال‌ها بین طرفین معاملات ایجاد کرده‌اند. تازه واردها به آن صنعت، با چالش ایجاد رابطه‌های جدید و حتی استفاده از روش‌های جدید و خلاقانه برای رساندن محصولات خود به بازار و مصرف کننده مواجه هستند. این موضوع می‌تواند به معنی شکستن قیمت ها، بازاریابی نوآورانه و تمایز خلاقانه محصولات باشد، برای یک شرکت خدماتی این موضوع می‌تواند به معنی ارائه رابطه‌ها یا حتی معرفی مکان خدمات مورد نظر در جامعه باشد. برای مثال، برخی از شرکت‌های حقوقی، روابطی را با مشتریان یا شرکا ایجاد می‌کنند که نتیجه سال‌ها ارتباط و تعامل است. کسب و کار بین برخی از سازمان ها به چندین نسل قبل برمی‌گردد و شرکت‌های حقوقی جدید برای دست‌یابی به مشتریان باید خلاقانه عمل کنند.
سیاست‌ها یا قوانین دولتی: دولت می‌تواند در قالب ارائه مجوزها، اعمال محدودیت در دسترسی به مواد خام، مالیات‌بندی و حتی قوانین و استانداردهای محیط زیستی بر صنعت‌های مختلف کنترل داشته باشد. در پکیج جامع دیجیتال مارکتینگ تخصصی نوکارتو می‌توانید پیرامون موضوع‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات، اطلاعات جامعی را به‌دست بیاورید.

تهدید کالاها یا خدمات جایگزین

جایگزین یک کالا یا خدمت می‌تواند هرگونه کالا یا خدمتی باشد که کاربرد مشابهی دارد. اغلب اوقات شرکت‌ها رقبای خود را دست کم می‌گیرند و توجه نمی‌کنند که رقیب آن‌ها، می‌تواند کالا یا محصول خود را به جای کالا یا محصول آن‌ها به فروش برساند. بسیاری از کسب و کارهای شکست خورده در دوره حباب دات کام گمان می‌کردند که بدون رقیب هستند، اما در واقع، کالاها یا خدمات مشابهی برای کالاها یا خدمات آن‌ها وجود داشت. نکته اصلی در مورد کالاها یا خدمات جایگزین این است که اگر چه دقیقا همان کارکرد کالاها یا محصولات اصلی را ندارند اما همان نیازهای مصرف کننده را تأمین می‌کنند. برای مثال، نمی‌توان قیمت شکر را بیش از حد بالا برد و گرنه جایگزین‌هایی مانند فراکتوز میوه یا شربت ذرت در بسیاری از محصولات مانند نوشیدنی‌ها استفاده خواهد شد. جایگزین‌های غیر مستقیم نیز در سایر صنایع مانند صنعت داروسازی وجود دارد.

قدرت چانه‌زنی عرضه کننده‌ها

یک عرضه کننده با کنترل کیفیت یا کمیت یک محصول خدمت یا با تأثیرگذاری بر قیمت می‌تواند قدرت خود را برای ورود و عمل در بازار جدید، اعمال کند. قدرت نهایی یک عرضه کننده بستگی به ویژگی‌های گروه عرضه کننده‌ها و اهمیت فروش برای آن‌ها دارد. به گفته پورتر، یک گروه عرضه کننده، زمانی قدرتمند است (می‌تواند بر یک شرکت تأثیر بگذارد و بر آن کنترل داشته باشد) که:

  • * عرضه کننده‌های کمتری نسبت به خریداران وجود داشته باشد
  • * کالاهای آن تک و متمایز باشد
  • * گروه خریداران نسبتا کوچک باشد
  • * هزینه‌های تعویض بالایی ایجاد کرده باشد. هزینه‌های تعویض زمانی به بار می‌آید که یک مشتری از یک عرضه کننده رویگردان می‌شود و به سراغ عرضه کننده دیگری می‌رود. برای مثال، اگر یک مصرف کننده در خرید عطر، شرکت عرضه کننده عطر خود را عوض کند، برای او هزینه‌ای نخواهد داشت اما اگر یک شرکت بخواهد عرضه کننده نرم افزارهای خود را عوض کند، هزینه‌هایی مانند هزینه‌های مرتبط با آموزش نیروی انسانی، وقت و … به بار خواهد آمد.
  • * عرضه کننده بتواند نقش مشتریان خود را بگیرد. برای مثال، یک تولیدکننده لاستیک، فروشگاه خرده فروشی لاستیک باز کند.

قدرت چانه‌زنی خریداران / مصرف کننده‌ها

درست همان‌طور که عرضه کننده در رقابت و بازار دارای قدرت است، مشتری نیز در بازار از قدرت برخوردار است. مشتری می‌تواند قیمت را پایین بیاورد، تقاضای خدمات بیشتر و با کیفیت‌تر داشته باشد و حتی رقبا را در مقابل یکدیگر قرار دهد. در بیشتر مواقع، هنگامی که خریداران گروه تشکیل می‌دهند، قدرتمند می‌شوند و قدرتمند باقی خواهند ماند اگر:

  • * خرید آن‌ها عمده باشد. یک مثال خوب برای این مورد، شرکت خرده فروشی آمریکایی وال مارت است. نه تنها مشتری می‌تواند به صورت عمده خرید کند بلکه شرکت وال مارت هم می‌تواند از عرضه کننده به صورت عمده خرید کند و قیمت را برای مصرف کننده نهایی پایین بیاورد.
  • * محصول متمایز نباشد و جایگزین برای خریدار فراوان باشد
  • * محصولی که خریداران می‌خرند، بخشی از محصولی باشد که خودشان تولید می‌کنند
  • * هزینه‌های تعویض پایین باشد
  • * بتوانند پیش خرید داشته باشند
  • * بتوانند به سمت تولید کالا پیش بروند

رقابت میان رقبا

همه چهار مورد بالا (موانع ورود به بازار، تهدید جایگزین‌ها، قدرت چانه‌زنی عرضه کننده‌ها و قدرت چانه‌زنی خریداران) بین رقبا، رقابت ایجاد می‌کند، تحلیل همه این موضوعات بستری را برای مطالعه رقابت در فضای بازار فراهم می‌کند.

رقابت: مثل دیگران نباشید

همه شرکت‌ها در رقابت هستند. رقابت می‌تواند مستقیم یا غیرمستقیم باشد اما همیشه وجود دارد. باشگاه‌های ورزشی با تلویزیون رقابت دارند، رستوران‌های مک‌دونالد با آشپزی در خانه رقابت دارند و شرکت‌های طراحی خانه با جریان «خودت انجام بده» در رقابت هستند. لحظه‌ای که یک شرکت گمان کند رقابتی وجود ندارد، آن موقع است که آسیب‌پذیر خواهد شد.

مزیت رقابتی و مبنای رقابت

هنگامی که یک شرکت متوجه شد که رقبای آن چه شرکت‌هایی هستند و چه کارهایی انجام می‌دهند، باید خود را معرفی و تثبیت کند. به این کار ایجاد مزیت رقابتی می‌گویند. مزیت رقابتی از طریق ایجاد تمایز و از طریق برندسازی و تصویرسازی به دست می‌آید. زمانی که یک مشتری محصول شما را با ذکر نام آن سفارش می‌دهد آن موقع است که به تمایز رسیده‌اید اگرچه ایجاد تمایز از لحاظ نظری آاسن به نظر می‌رسد اما در عمل ایجاد تمایز برندسازی و تصویرسازی آسان نخواهد بود. این کار فرایندی از شناسایی نقاط قوت، ضعف، محدودیت‌ها، موانع، فرضیه‌های نادرست و پس از آن خلق یک برند است که از طریق نشان‌واره، شعار تبلیغاتی، رنگ و سایر چیزهای ماندگار در ذهن مخاطب، شناسایی می‌شود. مزیت رقابتی یک محصول یا خدمت همچنین به میزان زیادی به متغیرهایی مثل میزان پیچیدگی یک محصول، سابقه استفاده از آن محصول یا خدمت در یک کشور یا منطقه و نوع کانال‌های توزیع بستگی دارد.

هزینه‌ها و ریسک‌ها

ایجاد مزیت رقابتی ممکن است نیازمند سطح بالایی از هزینه و ریسک برای شرکت باشد. یک شرکت اغلب آن دسته از راهبرد های برند سازی را تدوین می‌کند که مرزهای آن را گسترده‌تر کند و با این کار ریسک‌های مالی و زمانی خود را بالا می‌برد. اما، برندی که ایجاد می‌شود چنان قوی خواهد بود که مشتری به محض دیدن آن، به آن واکنش مثبت نشان خواهد داد. توجه به این نکته ضروری است که برند یا تصویر خلق شده باید با اهداف و ابتکارات راهبردی شرکت هماهنگ باشد.

ایجاد ارزش درک شده

دو بسته پنیر موجود است که هر دو در یک کارخانه تولید شده است. یکی از آن‌ها که دارای برند است، در یک سوپر مارکت با قیمت ۳٫۵ دلار به فروش می‌رسد. بسته دیگر که فاقد برند است با قیمت ها ۲٫۵ دلار به فروش می‌رسد. هر دو بسته دقیقا یکسان هستند ولی برچسب‌های متفاوت دارند. بسیاری از مشتریان، پنیر برنددار را می‌خرند زیرا می‌توانند به آن اعتماد کنند. این همان «ارزش درک شده» است. مشتریان نمی‌دانند که هر دو بسته از یک کارخانه می‌آیند مواد تشکیل دهنده یکسانی دارند و حتی در بک‌جا بسته‌بندی شده‌اند حتی شاید کامیون آن‌ها را به سوپرمارکت حمل کرده باشد. بنابراین ارزش در خود پنیر نیست بلکه در اعتمادی است که یک مشتری به کارخانه دارد

تحلیل توانایی‌ها، ضعف‌ها، فرصت‌ها و تهدیدها: شناسایی این موارد در یک شرکت

پس از بررسی رقابت و صنعت مورد نظر، می‌توان تحلیل نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها (اس دبلیواوتی- به پانوشت قبلی رجوع شود) را انجام داد. نقاط قوت و ضعف عواملی داخلی هستند در حالی که فرصت‌ها و تهدیدها عواملی خارجی هستند، تحلیل اس دبلیواوتی می‌تواند بسیار پیشرفته و مفصل باشد و چالش‌ها و گام‌های پیش روی شرکت را برای تدوین راهبردهای خلاقانه مشخص کند.
برای درک کامل رقبای شرکت و محیط رقابتی، ضروری است که یک شرکت تحلیل اس دبلیواوتی خود را با تحلیل اس دبلیواوتی سایر رقبا مقایسه کند. بسیاری از صاحبان کسب و کار می‌خواهند مطمئن شوند که تحلیل های اس دبلیواوتی شرکت آن‌ها به موقع و در بازه‌های زمانی معین انجام می‌شود و این‌که اطلاعات لازم برای این تحلیل ها از طرف بسیاری از بخش‌های سازمان و نیز از جانب مشتریان به دست می‌آید.

انجام یک تحلیل رقابتی: آگاهی از رقابت داخلی و خارجی

هنگامی که نقاط قوت و ضعف داخلی تشخیص داده شد و فرصت‌ها و تهدیدهای خارجی شناسایی شد باید فرایند مشابهی برای ارزیایی رقابت انجام داد. ارزیابی رقیب نه تنها بینش عمیق‌تری نسبت به راهبردها و اهداف رقابتی به وجود می‌آورد، بلکه نگاهی کلی از روندها و آینده صنعت مورد نظر به دست می‌دهد.

گام ۱- رقابت را شناسایی کنید

برای تحلیل چشم‌انداز رقابتی ضروری است تا لیستی از رقیبانی تهیه کنید که با تولید همان کالاها یا خدمات شرکت شما، به طور مستقیم یا غیرمستقیم با شرکت شما رقابت می‌کنند. (نیازی که با یک محصول یا خدمت برآورده می‌شود، ضرورتا نیاز کاملا مشخصی نیست. برای مثال، در مورد یک سالن زیبایی، نیاز مشتری ضرورت کوتاه کردن مو نیست، بلکه می‌خواهد زیبا و جذاب به نظر برسد و شاد شود.)

گام ۲- راهبردهای رقیبان را شناسایی کنید

تحلیل راهبردهای رقیبان یک شرکت، نشان دهنده روندهای موجود در بازار خواهد بود. این امر کمک می‌کند تا شرکت تصمیم بگیرد که چگونه به مشتری دسترسی پیدا کند.

گام ۳- اهداف رقیبان را مشخص کنید

این مرحله را همچنین می‌توان تعیین «توازن داخلی» رقابت دانست. کلید ارزیابی صحیح رقیب، دانستن این است که نظام ارزشی آن در کجا قرار می‌گیرد. با توجه به این‌که رقیب‌ها با هم فرق می‌کنند، تمرکزهای گوناگونی بر فناوری، کیفیت، هزینه، سهم از بازار و مأموریت قرار خواهد گرفت. درک اهداف رقابتی می‌تواند به شرکت کمک کند تا مسائلی را شناسایی کند که آن را از بقیه شرکت‌ها متمایز می‌سازد.

گام ۴- نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهای مربوط به رقیب را شناسایی کنید

در این مرحله، نه تنها مهم است که نقاط قوت و ضعف رقیبان ارزیابی شود (درست همان‌طور که در مورد شرکت خودتان ارزیابی شد) بلکه شناسایی فرصت‌ها و تهدیدهای مؤثر بر رقابت نیز ارزشمند است، شناختن نقاط قوت و ضعف موجود در رقابت این امکان را به شرکت شما می‌دهد تا ابتکارات و حرکات آتی شرکت شما شناسایی و ارزیابی شود اما شناختن فرصت‌ها و تهدیدها به شما این امکان را می‌دهد که از انواع نیروهای خارجی مؤثر بر رقابت و تهدبدکننده شرکت خود آگاهی پیدا کنید.

گام ۵- الگوهای واکنش رقیبان را حدس بزنید

برخی از رقیبان به بعضی از رویدادهای بازار، سریع واکنش نشان می‌دهند در حالی که برخی دیگر رویکرد متفاوتی را اتخاذ می‌کنند و تنها به رویدادهای خاص بازار واکنش نشان می‌دهند. بعضی هم سهل انگارند و به کندی واکنش نشان می‌دهند. همچنین بعضی از شرکت‌ها هم هستند که اصلا واکنشی نشان نمی‌دهند. بررسی این رفتارها و واکنش‌ها، درک بهتری را برای شرکت فراهم می‌کند؛ بدین صورت که اگر شرکت اقدامات با ابتکارات خاصی را عملی کند، چه اتفاقی خواهد افتاد.

گام ۶- رقیبان مورد نظر را برای حمله یا اجتناب از حمله انتخاب کنید

برخی از رقیبان چنان از لحاظ مالی قدرتمند هستند که امکان حمله اقتصادی به آن‌ها وجود ندارد. برخی هم در ظاهر، تنها مدعی هستند که کسی نمی‌تواند به آن‌ها حمله کند. در این مرحله است که یک شرکت باید بداند برای چه شرکت‌هایی باید راهبرد حمله اقتصادی و برای چه شرکت‌هایی راهبرد اجتناب از حمله را اتخاذ کند. شناسایی رقیبان ضعیف و قوی باعث می‌شود شرکت بتواند تصمیمات کارآمدتری بگیرد.

گام ۷- یک نقشه از جایگاه خود ترسیم کنید

برای ایجاد درکی تصویری از کل چشم‌انداز رقابتی، بسیار مفید است که نقشه‌ای از جایگاه خود در بین سایر رقیبان ترسیم کنید. رقابت، فرصت آینده‌نگری را برای شرکت فراهم می‌کند. هنگامی که تمام اطلاعات جمع‌آوری شد، شرکت می‌تواند حرکت بعدی رقیب را حدس بزند و اگر بازار اجازه می‌دهد، همان حرکت را انجام دهد یا مسیر متفاوتی را در پیش بگیرد و کلا رقابت را دور بزند. برای مثال، فروشگاه‌های شرکت‌های خرده فروشی آمریکایی هوم دیپو و لاوز معمولا در نزدیکی هم و حتی در برخی خیابان‌ها روبروی هم قرار دارند. معمولا یکی از این شرکت‌ها تصمیم می‌گیرد فروشگاهی در یک منطقه دایر کند و کمی بعد دیگری هم در همان نزدیکی فروشگاه خود را دایر می‌کند. درست وقتی رقیب مکان مورد نظر را پیدا کرد، دیگری هم دست به اقدام می‌زند. رقابت، حسی از اضطرار ایجاد می‌کند و فروش را برای برنده رقابت بالا می‌برد. زمانی که رقابت معلوم و لمس شد، شرکت شما باید گام بعدی را با عنوان اطلاعات رقابتی بردارد.

اطلاعات رقابتی: رقابت چه نفعی برای شما دارد؟

اطلاعات رقابتی که به آن هوش کسب و کار نیز گفته می‌شود، اغلب به عنوان یک عامل محرمانه جهانی برای کسب و کار در نظر گرفته می‌شود. اگرچه برای جمع‌آوری اطلاعات رقابتی از برنامه های جاسوسی یا دوربین‌های دقیق استفاده نمی‌شود ولی طبق نظر جامعه حرفه‌ای‌های اطلاعات رقابتی «یک برنامه نظام‌مند و پاییند به اخلاق برای جمع‌آوری، تحلیل و مدیریت اطلاعات خارجی است که می‌تواند برنامه ها، تصمیمات و عملیات شرکت را تحت تأثیر قرار دهد.» به طور خاص، اطلاعات رقابتی از جمع‌آوری و تحلیل قانونی اطلاعات بر اساس توانمندی‌ها، آسیب پذیری‌ها و تمایلات رقبای کاری و با استفاده از پایگاه های داده و سایر منابع آزاد از طریق جستجوی اخلاقی به دست می‌آید. به عبارت دیگر، اطلاعات رقابتی نقش رادار شرکت را بازی می‌کند.
شرکت‌ها از اطلاعات رقابتی به دلایل بسیاری استفاده می‌کنند: ارزیابی راهبرد های رقیب، تعریف چشم‌انداز رقابتی، کشف و ارزیابی روندهای موجود در صنعت و شناسایی فرصت‌های جدیدی که ممکن نبود بدون داشتن این اطلاعات مشخص شوند. اطلاعات رقابتی، پژوهش در مورد بازار نیست بلکه بیشتر به آینده می‌نگرد.
اطلاعات رقابتی همچنین جاسوسی مرتبط با صنعت نیست زیرا قانونی است و تنها یک فرایند نظام‌مند و به موقع برای درک محیط رقابتی موجود است. هنگامی که اطلاعات رقابتی با تحلیل داخلی شرکت ترکیب می‌شود، می‌تواند به مدیر شرکت تصویر کامل‌تری از تصمیمات لازم برای حفظ مزیت رقابتی شرکت به دست دهد.
اطلاعات رقابتی به دلایل مختلف دارای اهمیت است. این اطلاعات هم می‌تواند ریسک کاری را پایین بیاورد و هم کمک کند شرکت از هزینه‌های غیرضروری اجتناب کند. از لحاظ صرفه‌جویی نیز می‌تواند باعث صرفه‌جویی در زمان شود و در نتیجه درآمدها را بالا ببرد. اطلاعات رقابتی همچنین اطلاعات لازم برای نوآوری، توسعه محصول و بازاریابی هدفمند را از طریق ارزش نهادن به روندها، شفاف کردن رویدادها و کشف اطلاعات جدید فراهم می‌کند.
با توجه به این‌که هر برنامه بازاریابی راهبردی مؤثر نیازمند این است که شرکت مورد نظر کاملا از برنامه ها و اقدامات معمول رقیبان با اطلاع باشد، چندین راه برای اجرای این کار وجود دارد. برای یافتن اطلاعات رقابتی، چندین منبع روشن و نیز نه چندان روشن وجود دارد که می‌توان از آن‌جا اطلاعات مورد نیاز را به دست آورد:

  • * گزارش‌های سالانه: گزارش‌های سالانه شرکت‌های عمومی، راهی روشن برای کسب اطلاعات در مورد این است که شرکت رقیب چگونه خود را به سهام‌داران معرفی می‌کند.
  • * مطبوعات: بیشتر شرکت‌ها مسائل مورد نظر خود را در مطبوعات منتشر می‌کنند. جدبدا این اطلاعات در وبگاه آن‌ها منتشر می‌شود. توصیه می‌شود برای به دست آوردن تصویری از راهبردهای شرکت رقیب، مطالب منتشر شده آن طی چندین ماه بررسی شود.
  • * مجله‌های تجاری: مجله‌های تجاری، تحلیلی به روز و عمیق از صنعت و مسیر پیش‌روی آن به دست می‌دهد.
  • * فروشنده‌ها / شرکا / مشتریان: منبع دیگر برای کسب اطلاعات در مورد شرکت رقیب بررسی الگوهای عملکرد فروشنده‌ها شرکا و مشتریان است.
  • * مسئولان فروش: مسئولان فروش اغلب علاقه‌مند به این هستند که در مورد شرکت‌های خود صحبت کنند و اطلاعات خوبی در مورد وضعیت رقابت به دست خواهند داد.
  • * شبکه سازی: طی فرایند ایجاد شبکه برای کسب و کار شرکت خود، هم از اقدامات و رویدادها در سطوح بالای شرکت و هم از اقدامات در سطوح پایین شرکت مطلع باشید.
  • * انتشارات محلی: منابع خبری محلی، منطقه‌ای و ملی، اغلب به بررسی فعالیت‌های شرکت‌های خصوصی و محلی می‌پردازند.
  • * استفاده از پژوهش‌های سازمان های حرفه‌ای: اغلب بهترین مکان برای کسب اطلاعات در مورد یک شرکت، رویدادی است که در آن از نمایندگان شرکت‌ها خواسته می‌شود تا در مورد شرکت خود صحبت کنند، این رویداد ممکن است به صورت همایش‌های ماهیانه یا سالیانه برگزار شود. علاوه بر این، منابع آنلاین زیادی وجود دارد که با صرف کمترین هزینه یا وقت به شما اطلاعات لازم را خواهندداد.
  • * اینترنت: موتور های جستجو منبعی بی‌نظیر برای کسب اطلاعات هستند. برای مثال، پس از این‌که اسامی مدیران ارشد شرکت رقیب را به دست آوردیم، می‌توانیم اسم آن‌ها را در موتور های جستجو وارد کنیم و انبوهی از اطلاعات را به دست آوریم.

چکیده

اهداف راهبردی یک شرکت مبتنی بر دانش داخلی و خارجی، بینش و تحلیل عمیق است. بدون داشتن برنامه راهبردی، منابع برای رویدادها و اقداماتی مصرف می‌شود که منتهی به تولید درآمد نخواهد شد. برای استفاده بهینه از هر دلار به دست آمده، تمام کارکردهای شرکت باید با هم هماهنگ باشد تا یک دستگاه توانمند را تشکیل دهد. برنامه بازاریابی که مبتنی بر درک کامل از بازار، شرکت و نیازهای مشتریان است، مستقیما با برنامه راهبردی جفت می‌شود تا یک نقشه راه را برای شرکت ترسیم کند. این نقشه راه ابزاری نهایی برای هدایت رهبران شرکت در زمان تصمیم‌گیری‌هاست و رشد پایداری را برای شرکت فراهم خواهد کرد.

 

برای مطالعه مقاله های دیگر در زمینه‌های مختلف فناوری اطلاعات و ارتباطات اینجا کلیک کنید.

راهبرد ، اقتصاد و تحلیل رقابتی

 

 

( راهبرد ، اقتصاد و تحلیل رقابتی ) همه ما شنیده‌ایم که برخی می‌گویند: «بازاریابی کاری تشریفاتی و حاشیه‌ای» است. اما یک صاحب کسب و کار باهوش و دانا می‌داند که بازاریابی فراتر از این حرف‌هاست. بازاریابی به هر نوع فعالیتی گفته می‌شود که طبق برنامه روزانه انجام می‌دهید تا محصول یا خدمت خود را به مشتری ارائه نمایید. بازاریابی در برگیرنده تمام راه هایی است که مشتریان از طریق آن‌ها کسب و کار ما را شناسایی می‌کنند و ترغیب می‌شوند تا از محصولات یا خدمات کسب و کار ما استفاده کنند و برای آن پول بپردازند. به گفته پیتر وسن، پول نقد شاید پادشاه باشد، «ولی بازاریابی ، همه چیز است».
بازاریابی محصولات یا خدمات واقعا به چه معناست؟ مردم اغلب بازاریابی را با تبلیغات یکی می‌دانند و تنها مبلغ هزینه آن را می‌بینند. هر چند، بازاریابی فرایندی است که از طریق آن کالاها یا خدمات را برای فروش ارائه می‌دهیم. راهبرد نگارهای آینده‌نگر در حوزه بازاریابی، بر این باورند که بازاریابی «هزینه» نیست بلکه سرمایه گذاری است زیرا بیشتر سود بازاریابی بلندمدت است و دست‌یابی به آن ممکن است چندین سال طول بکشد. بازاریابی را همچنین یک فرآیند اجتماعی و مدیریتی دانسته‌اند که از طریق آن افراد و گروه‌ها به وسیله ایجاد، ارائه و تبادل کالا با دیگران به خواسته‌های خود می‌رسند. علاوه براین، بازاریابی را عمدتا مرتبط با فروش می‌دانند. اما گستره بازاریابی فراتر از فروش است. بازاریابی یک فرایند ترکیبی است و می‌تواند سنگ بنا و سرعت دهنده‌ای برای فروش باشد. افزون بر آن، یکی از کلیدهای فروش موفق، داشتن راهبرد بازاریابی مناسب است. در پکیج جامع دیجیتال مارکتینگ تخصصی نوکارتو می‌توانید پیرامون موضوع‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات، اطلاعات جامعی را به‌دست بیاورید.

عناصر اصلی بازاریابی: ایجاد ارزش برای مشتری

حال، کلید یک راهبرد مبتکرانه بازاریابی چیست؟ اولین و مهمترین عنصر، توجه کردن و اختصاص منابع به نیازها و تقاضاهای مشتریان است. این ذهنیت مشتری محور، سنگ بنای راهبرد بازاریابی است. عنصر دوم: فلسفه برنامه های یک شرکت است. هنگامی که فلسفه یک برنامه فروش مشخص شد می‌توان برای آن برنامه دستورالعمل، ساختار و راهبرد مبتکرانه فروش تدوین کرد. شرکت‌ها اغلب منابع خود را به بازاریابی و صرف پول برای نمایش‌های تبلیغاتی کوچک و بزرگی اختصاص می‌دهند که مشتریان مناسب را مورد خطاب قرار نمی‌دهد. این نوع بازاریابی، یک بازاریابی واکنشی و منفعلانه است. در مقابل، یک بازاریابی مبتکرانه می‌تواند مخاطبان مناسب را در مکان و زمان مناسب مورد خطاب قرار دهد و باعث پیشینه شدن بازگشت سرمایه گذاری‌ها و افزایش درآمدها شود.
سومین عنصر اصلی بازاریابی، فرایند ایجاد ارزش برای مشتری است. بازاریابی به مجموعه‌ای از فعالیت‌ها گفته می‌شود که برای ارتباط با مشتریان، آموزش آن‌ها و ترغیب آن‌ها برای استفاده از محصولات و خدمات یک شرکت صورت می‌گیرد. به صورت سنتی، مجموعه این فعالیت‌ها شامل چهار بخش می‌شود: قیمت گذاری، ارائه محصول، تبلیغ نامحسوس (در انواع رسانه ها) و ترویج محصول. برای تدوین راهبرد بازاریابی مناسب برای جادادن محصول در بازار باید مسائل مختلفی را در نظر گرفت. یک راهبرد یا برنامه موفق بازاریابی، فرایندی ارزش‌ساز است که از چندین عنصر تشکیل می‌شود:

  • * تقسیم‌بندی بازاریابی
  • * راهبرد بازاریابی
  • * پژوهش در مورد بازار
  • * قیمت گذاری
  • * جایابی
  • * زنجیره ارزش

تقسیم‌بندی بازار

یکی از اولین گام‌ها در تدوین راهبرد کلی بازاریابی، تحلیل و تقسیم‌بندی بازار است که از لحاظ ذهنی و نظری نسبتا ساده می‌باشد. تقسیم‌بندی بازار به معنی نگاه کلی داشتن به بازار و تقسیم آن به قسمت‌های کوچک و مدیریت پذیر است. معمولا یک بازار بزرگ هیچ‌گاه همگن نیست و شامل بخش‌های متفاوتی می‌شود. بنابراین، هنگامی که به یک بازار بزرگ می‌نگریم، به این موضوع توجه کنیم که چگونه می‌توان این بازار را به قسمت‌های همگن تقسیم کرد.
پس از شناسایی این قسمت‌ها یا گروه‌ها، می‌توانیم بهترین بازار هدف را تعیین کرده و توانمندی‌ها و مزیت‌های رقابتی خود را به سمت آن سوق دهیم.
ایک مثال معروف از تقسیم‌بندی بازار، روشی است که بازیگران صنعت مهمان‌نوازی برای تقسیم‌بندی بازار در مورد هتل‌ها و راه‌سراها به کار می‌برند. یک شرکت به جای اتخاذ رویکرد «یک سایز برای همه» به بازار، باید مانند شرکت گردشگری آمریکایی ماریوت به کل بازار بنگرد ولی آن را به بخش‌های کوچک‌تر و متمرکز تقسیم کند. مهمان‌سرای فرفیلد شرکت ماریوت، در نزدیکی جاذبه‌های گردشگری مهم واقع شده و مناسب خانواده‌هاست. این شرکت همچنین، برای مدیران میان پایه که سفرهای کاری زیادی می‌کنند و دوست دارند در طول سفر راحت باشند، هتل کاری کورتیارد را در نزدیکی مراکز تجاری تأسیس و جو راحتی را در آن برای بازرگانان فراهم کرده است. علاوه بر این، هتل ریتز کارلتون را متناسب با رئیسان و مدیران ارشد اجرایی شرکت‌های بزرگ که خواهان خدمات درجه یک هتل‌داری هستند، احداث کرده است. توجه کنید که این شرکت چگونه بازار خود را به قسمت‌های کوچک‌تر و قابل مدیریت تقسیم و مهم‌تر از آن، چگونه راهبرد خود را برای هر قسمت تنظیم نموده است.
بازاریاب ها می‌توانند با اعمال اصول تقسیم‌بندی بازار استفاده بهتری از بودجه بازاریابی کنند و مدیریت بهتری بر راهبرد کلی بازاریابی خود داشته باشند.

راهبرد بازاریابی

برای ساختن یک ساختمان محکم باید ابتدا نقشه آن را کشید. به همین ترتیب، برای ایجاد یک کسب و کار قوی و سودآور، تدوین یک راهبرد ضروری است. راهبرد بازاریابی اساسا برنامه ای است که به صاحب کسب و کار اجازه می‌دهد فعالیت‌های همخوان با اهداف کسب و کار یا سازمان را هدایت و بودجه را به بهترین نحو برای بازگشت بهینه سرمایه مصرف کند.

پژوهش در مورد بازار و اطلاعات رقابتی

برای درک کامل اوضاع صنعتی که در آن فعال هستید، بسیار ضروری است که بدانید روندهای موجود در آن صنعت چیست و رقیبان شما برای کسب درآمد بیشتر، ارتقای کار خود و تصاحب سهم بیشتری از بازار چه می‌کنند. برای گرفتن تصمیمات بهتر، پژوهش در مورد بازار بسیار مهم است. با توجه به این‌که فلسفه بازاریابی، تمرکز بر برآوردن نیازها و تقاضاهای مشتریان است، پژوهش در مورد بازار مسیری است که یک شرکت می‌تواند از طریق آن این نیازها را بشناسد و آن‌ها را به نحوی مؤثر و کارآمد با منافع شرکت پیوند دهد. افزون بر این، از پژوهش در مورد بازار برای پایش و در صورت لزوم، اصلاح راهبرد بازاریابی استفاده خواهد شد. پژوهش در مورد بازار شامل تعریف مسائل و اهداف پژوهشی، تدوین برنامه تحقیقاتی، ارائه برنامه و اجرای آن (جمع‌آوری و تحلیل داده ها)، تفسیر داده ها و گزارش یافته‌ها می‌شود. در این‌جا حضور علم و حتی هنر در بازاریابی معلوم می‌شود. در این بخش به چگونگی پژوهش در مورد بازار و شناسایی رقابت و همچنین چگونگی استفاده از این دانش برای ارتقای کسب و کار، پرداخته خواهد شد.

قیمت گذاری

برای فروش یک محصول با قیمتی خاص، باید ارزش ایجاد شود. ارزش، تخمین یک مشتری از ظرفیت کلی یک محصول برای برآوردن نیازهای اوست هنگامی که یک محصول یا خدمت ارزش بالایی برای مشتری داشته‌باشد نیاز او برآورده شده است. مصرف کننده‌ها دانا هستند و بر اساس میزان رضایت خود از تناسب قیمت انتخاب خواهندکرد. اگر یک بطری کوکاکولا پنج دلار قیمت داشته باشد اما یک بطری پپسی کولا یک دلار باشد. آنگاه فروش کوکاکولا کاهش خواهد یافت. اگر تنها این دو محصول در سوپرمارکت موجود باشد. احتمال افزایش فروش پپسی بسیار بالا می‌رود. قیمت گذاری در واقع، آگاهی از بهایی است که مشتری حاضر است برای یک محصول یا خدمت بپردازد. به طور کلی، یک رابطه قیمت / کیفیت وجود دارد. هرچه قیمت بالاتر باشد، کیفیت نیز باید بالاتر باشد؛ به ویژه در مورد خدمات شخصی که در آن مشتری‌ها خواهان بالاتر بودن کیفیت در مقایسه با خدمات عرضه کننده‌های مشابه هستند.
بازاریاب ها ممکن است در ابتدا با قیمت نسبتا بالائی شروع کنند و به تدریج که تقاضا کم می‌شود، قیمت ها را پایین بیاورند. برای محصولات جدید و نوآورانه اغلب از این نوع راهبرد استفاده می‌شود زیرا تازگی و تکینگی آن‌ها می‌تواند در ابتدای کار، امکان بالا بودن قیمت را فراهم کند. به تدریج که کپی کننده‌ها و رقیب‌ها وارد بازار می‌شوند، قیمت ها نیز کاهش می‌یابد تا به قیمت بازار برسد.
برخی از بازاریاب ها ترجیح می‌دهند از راهبرد نفوذ در بازار استفاده کنند. آن‌ها کالای خود را با قیمتی بسیار پایین عرضه می‌کنند تا سهم خود را از بازار به سرعت تصاحب کنند و به عنوان عرضه کننده ارزان فروش مشهور شوند. شرکت خرده فروشی آمریکایی وال مارت، از این راهبرد برای قیمت گذاری کالاهای خود استفاده می‌کند. قیمت گذاری یک ابزار قدرتمند برای تدوین راهبرد بازاریابی است زیرا ارتباط زیادی با شرایط مالی سازمان دارد. قیمت گذاری بسیار پایین می‌تواند منجر به پیامدهای اقتصادی منفی شود و قیمت گذاری بسیار بالا نیز می‌تواند مانع رشد تقاضا و فروش کالا و خدمات شود و تبعات اقتصادی به دنبال داشته باشد.

جایابی

یک مشتری احتمالا خدمت یا محصولی را نمی‌خرد مگر این‌که در دسترس او قرار داشته‌باشد. جایابی می‌تواند در مورد هر چیز باشد از یک مجله گرفته تا یک شکلات که در یک سوپرمارکت در کنار دست یک صندوقدار قرار گرفته است. همچنین می‌تواند مربوط به یک مراجعه بداهه به پمپ بنزینی در سمت راست خروجی یک بزرگراه یا افتتاح یک مطب پزشک اطفال در یک مجموعه دندانپزشکی باشد. جایابی باعث می‌شود فرایند خرید آسان‌تر شود. اصطلاح توزیع اغلب به جای اصطلاح جایابی به عنوان یکی از عناصر راهبرد بازاریابی استفاده می‌شود. توزیع شامل تصمیماتی است که یک شرکت باید بگیرد تا ارتباط با مشتریان را تضمین کند. جایابی نحوه ارتباط محصولات یا خدمات با مشتریان است. هرچه دسترسی به محصول یا خدمت آسان‌تر باشد، احتمال این‌که مشتری آن را بخرد، بیشتر است.

زنجیره ارزش

همه عناصر برنامه بازاریابی را نمی‌توان بدون اتصال آن‌ها با هم (زنجیره ارزش) عملیاتی کرد. به طورکلی، زنجیره ارزش شامل فعالیت‌های زیر می‌شود:

  • * لوجستیک ربایشی: آوردن مواد خام به درون کسب و کار
  • * عملیات: مدیریت فرایندها جهت تولید محصول یا خدمات برای مشتریان
  • * لوجستیک رانشی: وسایل لازم برای انتقال محصول یا خدمات به مشتریان (برای مثال، سیستم های توزیع و حمل کننده‌ها برای رساندن محصولات به خرده‌فروشان)
  • * بازاریابی و فروش: ایجاد ارزش
  • * خدمت‌رسانی: هماهنگ شدن با انتظارات مشتریان
  • * زیرساخت شرکت: سازماندهی شرکت برای بیشینه کردن خدمات به مشتریان
  • * مدیریت منابع انسانی: ایجاد ساختاری برای مدیریت افراد درون شرکت شامل جذب، آموزش، حفظ و جایگزینی کارمندان
  • * فناوری: استفاده از فناوری برای بیشینه کردن خدمات و در پی آن ارتقای ارزش برای مشتریان

بازاریابی به عنوان سرمایه گذاری

شرکت‌های موفقی که به سازمان های برجسته بازاریابی تبدیل می‌شوند، خود، مشتریان و نیازهای مشتریان خود را می‌شناسند. برای این کار باید پول و وقت صرف کرد تا به خوبی درک کرد که آیا این سه ضلع مثلث به خوبی با هم هماهنگ می‌شوند یا خیر.
برای مثال، شرکت ای بی سی هشت ساله است، این شرکت در صنعت خدمات حرفه‌ای آنلاین فعالیت می‌کند. مشتری این خدمات را می‌خواهد و به آن نیاز دارد. نکته بسیار مهم این است که مشتری حاضر است برای این خدمات پول بپردازد و شرکت ای بی سی در حال حاضر تنها شرکتی است که این کار را انجام می دهد. ممکن است کسی تصور کند شرکت ای بی سی یک جریان درآمدی استوار و منظم دارد اما متأسفانه، مدیر ارشد اجرایی شرکت ای بی سی اعتقادی به سرمایه گذاری در راهبرد های پیوسته بازاریابی و ابتکارات بازاریابی ندارد، بلکه دستمزدهای پایینی به فروشنده‌های کم تجربه‌ای می‌پردازد که انگیزه‌ای برای فروش با پشتیبانی خدمات ندارند. بنابراین به دلیل عدم سرمایه‌گذاری در بازاریابی، مشتریان حتی نمی‌دانند که چنین شرکتی وجود دارد. به دلیل نبود تفکر راهبردی، حقوق کارمندان به موقع پرداخت نمی‌شود، اصول اخلاقی در مورد آن‌ها رعایت نمی‌شود و در نتیجه شرکت، شهرتی به دست نمی‌آورد.

تبدیل شدن به یک سازمان بازاریابی: با خودتان روراست باشید

همان‌طور که در بخش‌های قبلی گفته شد، بازاریابی، فرایند ایجاد یک برنامه راهبردی است. هرچند، بدون موافقت تمام بخش‌های سازمان به عنوان یک واحد کلی، تبدیل شدن به یک سازمان بازاریابی دشوار خواهدبود. یک سازمان بازاریابی سازمانی نیست که خدمات بازاریابی ارائه می‌کند بلکه سازمانی است که در آن (بدون توجه به نوع صنعت، کارکرد، اندازه و منطقه آن) تمام سطوح سازمانی منطبق بر آرمان‌ها و روش‌های یک شکل برای به دست آوردن مشتری است. برای مثال، خطوط هوایی ساوت‌وست آمریکا یک سازمان بازاریابی ایجاد کرده است که سه سیاست را دنبال می‌کند:

  • * قانون طلایی را رعایت کنید. ما هر روز حق انتخاب داریم و انتخاب می‌کنیم که کارمندان ما اولین و مسافران، دومین مشتریان ما باشند
  • * به یکدیگر کمک کنید
  • * خودتان باشید و راحت باشید.

یکپارچه شوید، یکپارچه شوید، یکپارچه شوید

شرکت ساوت‌وست مطمئن است که این پیام ها در تمام بخش‌های سازمان و نیز در نقاط تماس با مشتری، به صورت یکپارچه وجود دارد و اشاره می‌کند که مشتریان آن، هم کارمندان آن و هم مسافران هستند. این توانایی برای ایجاد یک سازمان بازاریابی با یک فرهنگ بازاریابی، این شرکت هوایی را قادر ساخت تا بتواند از پس مشکلات اقتصادی و روندهای ناخوشایند موجود در این صنعت برآید. تبدیل شدن به یک سازمان بازاریابی همچنین این امکان را به کل کارمندان می‌دهد تا ارزش محصولات برای مشتریان را درک کنند و طوری رفتار کنند که گویی فروش برای آن‌ها نوعی زندگی کردن است. برای مثال، یک شرکت مشاوره اقتصادی ممکن است مشاوران برجسته‌ای داشته باشد که روی چند پروژه در دفتر مشتری کار می‌کنند. در این شرایط، مشاوران می‌توانند فرایندهای کاری مشتری خود را مرحله به مرحله مشاهده کنند و آگاهی کافی در مورد نیازهای مشتری خود به دست آورند. این می‌تواند فرصت فروش بیشتر را فراهم آورد.
فروش بیشتر به معنی اضافه کردن یک محصول یا خدمت به پروژه موجود است. برای همه بازاریاب ها، کسب درآمد بیشتر از یک مشتری، راهبرد کارآمدتری نسبت به تلاش زیاد برای یافتن مشتری جدید است. به دست آوردن وفاداری یک مشتری، یک راهبرد هوشمندانه و بلندمدت است زیرا مشتریان راضی، خود تبدیل به بازاریاب هایی می‌شوند که مشتریان بیشتری را جذب خواهند کرد. علاوه بر آن، مشتریان راضی به شرکت شما اعتماد کافی دارند و احتمال خرید بیشتر و مکرر آن‌ها بالاست. با توجه به هزینه‌های بازاریابی کمتر در رابطه با مشتریان ثابت، این مشتریان سودمندتر خواهند بود. پر هزینه‌ترین مشتری، مشتری جدید و کم هزینه‌ترین
مشتری، مشتری قبلی است. اگر کارمندان شما متوجه این موضوع نباشند، منافع زیادی را از دست خواهید داد.
راه های متعددی وجود دارد که شرکت‌ها می‌توانند از طریق آن‌ها تبدیل به یک سازمان بازاریابی شوند و در همه سطوح با هم هماهنگ باشند:

  • * ارتباطات: یک شرکت باید تضمین کند که تصمیمات به سرعت و صادقانه در تمام سطوح شرکت منتشر می‌شود تا سوالات، نگرانی‌ها و شابعات از بین برود
  • * آموزش: برای اطمینان از این‌که همه کارمندان می‌دانند که شرکت برای کسب درآمد دقیقا چه کاری انجام می‌دهد و آن‌ها چه نقشی در آن ایفا می‌کنند، آموزش امری ضروری است. آموزش دائمی برای خدمت‌رسانی در همه سطوح سازمانی، کمک شایانی به افزایش کارآمدی راهبرد بازاریابی شرکت می‌کند.
  • * ابزارهای تجارت: اگر برای افراد ابزارهای مناسب فراهم شود، دست به کار خواهند شد. بنابراین، ضروری است که برای کارمندان ابزارهای لازم (از سیستم های فناورانه گرفته تا کتابچه‌های آموزشی و بروشورهای تبلیغاتی) فراهم شود تا کار خود را آسان‌تر انجام دهند.

راهبرد

به طور خلاصه، راهبرد پلی است که محیط درونی یک شرکت را به محیط بیرونی متصل می‌کند و برای سازگار شدن با تغییرات یا سود بردن از آن‌ها در محیط بیرون، در منابع تغییر ایجاد می‌کند. راهبرد همچنین یک فرایند تصمیم‌گیری است که چشم‌انداز بلندمدت را تبدیل به تاکتیک های روزانه می‌کند تا برنامه بلندمدت عملیاتی شود. اگرچه اغلب راهبرد را موضوعی انعکاس یافته در برنامه کاری می‌دانند اما راهبرد درواقع، یک فرایند دائمی با ارزیابی و تحلیل است که همواره رهنمودهایی برای شرکت ارائه می‌دهد.
راهبرد را می‌توان شبیه ملوان یک کشتی دانست که همواره، هم افق و هم محیط پیرامون را بررسی می‌کند. اگر در افق توفان یا در محیط اطراف مانعی وجود داشته باشد، ملوان جهت حرکت کشتی را عوض خواهد کرد.

جایگاه و راهبرد

جایگاهی که یک شرکت در بازار اشغال می‌کند، بخشی جدانشدنی در فرایند تدوین راهبرد به حساب می‌آید. جایگاه را همچنین می‌توان چگونگی سهم خواهی یک شرکت از بازار به گونه‌ای متفاوت از سایر رقبا دانست. کلید داشتن یک راهبرد پابدار و کسب جایگاه در بازار، برخورداری از یک نظام بازاریابی یکپارچه است. مزیت رقابتی، ناشی از توانایی شناسایی جایگاه شرکت، تدوین برنامه های راهبردی و استفاده از یک نظام بازاریابی بکپارچه است. همه فعالیت‌های شرکت باید با هم چفت شوند و یکدیگر را تکمیل کنند تا بتوانند مانند یک دستگاه سوخت‌گیری شده، در ذهن مشتری تفاوت ایجاد کنند و به برتری رقابتی برسند.
یک راهبرد دربرگیرنده همه حوزه‌های مربوط به شرکت از عملیات گرفته تا امور مالی و منابع انسانی است. انتخاب راهبرد درست برای افراد مناسب در جهت دسترسی به اهداف مناسب، کاری چالش برانگیز است اما پیامی کلی را برای کل سازمان فراهم می‌کند. بنابراین، راهبرد و پیام باید همواره و به وضوح در کل سازمان منتشر شود تا کارایی و ثبات سازمان را بالا ببرد.

تاکتیک ها

اگرچه راهبرد یک رهنمود کلی است اما تاکتیک ها یا اقدامات و نیروهای مختلف در حین حرکت سازمان به سمت جلو، گام‌های ویژه‌ای هستند که برای تحقق راهبرد برداشته می‌شوند. راهبرد عمدتا بلندمدت است درحالی که تاکتیک ها، گام‌هایی کوتاه مدت برای رسیدن به یک راهبرد بلندمدت هستند.
برای مثال، شرکت الف یک مرکز سلامت و تناسب اندام است. از نظر راهبردی، مدیریت این شرکت تصمیم گرفته است مرکزی را تأسیس کند که جامعه هدف آن زنان ۳۰ تا ۶۵ ساله است. هدف این شرکت این است که این مرکز محیط راحتی داشته باشد که در آن زنان بتوانند ورزش کنند، کاهش وزن داشته باشند و روش‌های داشتن زندگی سالم‌تر را بیاموزند. راهبرد جغرافیایی شرکت، تأسیس مراکزی در نقاط حاشیه‌ای شهرهاست زیرا در این نقاط بیشترین شمار زنان زندگی می‌کنند. تاکتیک های مورد استفاده برای تحقق این راهبرد، شامل تدوین پیام ها و تبلیغات منسجمی است که نشانگر مأموریت شرکت برای دست‌یابی به این بازار است. همچنین این شرکت از مربیان زن استفاده خواهد کرد تا مشتریان احساس راحتی بیشتری داشته باشند. افزون بر این، شرکت الف مطالب آموزشی متناسب با زنان مسن را ارائه خواهد داد تا بتواند رابطه بهتری با این بخش از بازار برقرار کند.

تحلیل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فناورانه

برای تدوین یک راهبرد بلندمدت، توجه به مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فناورانه بسیار مرسوم است. این نوع تحلیل که گاهی «بررسی محیطی» نامیده می‌شود، به بررسی محیط بازار (موجود یا در حال شکل‌گیری) می‌پردازد و نمایی کلی از محیط خارجی مؤثر بر صنعت، به دست می‌دهد.

فضای سیاسی

یکی از مسائل مهم برای ورود به یک بازار خارجی، وضعیت سیاسی آن کشور است و باید به دقت مورد مطالعه قرار گیرد. سیاست‌ها و قوانین دولتی موجود در کشور مورد نظر می‌تواند مانع فعالیت اقتصادی سرمایه‌گذاران جدید شود؛ به ویژه اگر آن کشور توسعه نیافته یا در حال توسعه باشد. تصمیمات جدید یک دولت نیز می‌تواند اثرات منفی یا مثبتی بر یک صنعت خاص داشته باشد. بنابراین، قبل از هرگونه سرمایه‌گذاری، لازم است فضای سیاسی کشور هدف، به دقت مطالعه و درک شود.

فضای اقتصادی

سلامت و رفاه اقتصادی یک کشور یا منطقه نیز بر فرایندهای تصمیم‌گیری اقتصادی یک شرکت تأثیر خواهد گذاشت. اگر یک منطقه از نظر اقتصادی سالم باشد و مصرف کننده‌های ساکن در آن از ابزارهای لازم برای ایجاد قدرت خرید برخوردار باشند، آن‌گاه یک شرکت می‌تواند تصمیم بگیرد محصولات یا خدمات خود را در آن‌جا عرضه کند.

فضای اجتماعی و جمعیتی

در این بخش از بررسی محیطی، به روندها و عوامل جمعیتی بازار توجه می‌شود. برای مثال تغییرات در دیدگاه‌های افراد جامعه بیانگر وجود فرصت‌ها یا تهدیدها برای راهبرد کلی یک شرکت است. یکی از این فاکتورها، سطح تحصیلی افراد حاضر در بازار مورد نظر است که می‌تواند هم از لحاظ نیروی انسانی و هم از لحاظ وجود مشتری مورد توجه باشد. اگر سطح تحصیلی افراد آن‌جا بسیار پایین باشد هزینه برنامه های آموزشی برای کارمندان احتمالی استخدامی و به کارگیری روش‌های بازاریابی برای مشتریان احتمالی بالا خواهد بود. همچنین، پا به سن گذاشتن جوانان نسل انفجار جمعیتی، می‌تواند بر راهبردهای بسیاری از سازمان ها تاثیرگذار باشد.

فضای فناوری

فناوری آن‌چنان که امروزه به نظر می‌رسد، تنها محدود به استفاده از رایانه ها و سیستم های الکترونیکی نیست، بلکه به زیرساخت‌های لازم برای پشتیبانی سیستم ها و فرایندهای مدرن مربوط می‌شود. مسلما گسترش فناوری های وب پایه بسیاری از سازمان ها را تحت تأثیر قرار داده و باعث شده است که کوچک‌ترین سازمان ها نیز با استفاده از فناوری، حضوری جهانی و به میلیون‌ها مشتری دسترسی داشته باشند. بنابراین راهبرد یک سازمان می‌تواند متأثر از تغییرات فناوری باشد. سرعت تغییرات نیز نشانگر این است که راهبردها باید پیوسته مورد پایش قرار گیرند. در برخی از کشورها حتی آمریکا، نمی‌توان از سیستم ها بدون صرف هزینه و سرمایه‌گذاری زیاد پشتیبانی کرد. یک شرکت باید به شرایط کشور یا منطقه مورد نظر در خصوص سیستم های ارتباطی، ترابری و انرژی و هزینه استفاده از آن‌ها توجه نماید. اگر شرایط و هزینه‌ها قابل قبول باشد، آن‌گاه باید مسائل مربوط به کیفیت محصول یا خدمات نهایی و پایداری عرضه آن‌ها برای مصرف کننده نهایی مورد تحلیل قرار گیرد.

 

برای مطالعه مقاله های دیگر در زمینه‌های مختلف فناوری اطلاعات و ارتباطات اینجا کلیک کنید.

قیمت ، فعالیت‌های اقتصادی ، اشتغال و بیکاری (بخش دوم)

 

 

( قیمت ، فعالیت‌های اقتصادی ، اشتغال و بیکاری ) همان‌طور که قبلا بحث شد، اقتصاد کشورها نتیجه ترکیب نیروهای مختلف و وابسته به هم است.

بهره‌وری

تولید ناخالص داخلی (GDP) عبارت است از ارزش تمامی کالاها و خدماتی که هر ساله در درون مرزهای یک کشور تولید می‌شوند، که یکی از رایج‌ترین شاخص‌های اقتصادی بوده و ملاک مناسبی برای آگاهی از کل فعالیت اقتصادی یک کشور به حساب می‌آید.  بهره‌وری به ارتباط بین کالا و خدمات تولید شده و ورودی‌های لازم برای تولید آن‌ها گفته می‌شود. در طول دوره‌های رشد اقتصادی، بهره‌وری رو به افزایش می‌نهد زیرا منابع کمتری برای تولید مقادیر بیشتری از خروجی‌ها به کار می‌رود. بنابراین در طول دوره‌های رکود نیز نرخ بهره‌وری ممکن است راکد مانده یا کاهش یابد. در پکیج جامع دیجیتال مارکتینگ تخصصی نوکارتو می‌توانید پیرامون موضوع‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات، اطلاعات جامعی را به‌دست بیاورید.

افزایش قیمت ها (تورم) و کاهش قیمت ها

تغییرات سطوح قیمت‌ها وابسته به ارزش پول در یک سیستم اقتصادی می‌باشد. تورم عبارت است از دوره افزایش قیمت ها که به دلیل ترکیب تقاضای بیش از اندازه و افزایش هزینه‌های عوامل تولید ایجاد می‌شود. واژه «تورم» به معنای افزایش در سطح کلی قیمت های کالا و خدمات در طول دوره زمانی خاص است. در ایالات متحده، نرخ تورم معمولا به عنوان درصد تغییر در شاخص قیمت مصرف کننده (CPI) محاسبه می‌شود. شاخص قیمت مصرف کننده شامل قیمت های طیف گسترده‌ای از انواع کالا و خدمات مصرفی در دسته‌بندی‌هایی مانند مواد غذایی، پوشاک، خدمات درمانی، مسکن و حمل و نقل می‌باشد.
تورم به دلیل کشش تقاضا زمانی ظاهر می‌شود که میزان تقاضا به نسبت عرضه زیاد باشد. در این شرایط، کمبود نسبی کالا و خدمات به تولیدکنندگان این فرصت را می‌دهد که قیمت ها را افزایش دهند. تورم به دلیل فشار قیمت زمانی ظاهر می‌شود که هزینه‌های عوامل تولید افزایش یابد. در این شرایط هزینه‌های مربوط به نیروی کار، مواد اولیه و قطعات یا هزینه‌های تولید افزایش یافته و بنابراین قیمت ها نیز برای پوشش افزایش در هزینه‌ها بالا می‌روند.
تورم حاد به دوره‌ای گفته می‌شود که ویژگی اصلی آن افزایش بسیار سریع قیمت ها است. هنوز هم تصویر مردمی که در روسیه کمونیست به دلیل افزایش قیمت های ناشی از تورم حاد در صف‌های طولانی برای خرید نان ایستاده بودند، در یادمان مانده است.
تورم، اقتصاد را تحت تأثیر قرار می‌دهد زیر با وجود آن پول بیشتری برای حفظ استاندارد زندگی مورد نیاز است. اگر افراد درآمد ثابتی داشته باشند و به طور ناگهانی قیمت نان افزایش شدیدی یابد، درک تأثیر منفی این افزایش قیمت در زندگی مردم سخت نخواهد بود.
البته برای افرادی که درآمد افزایشی دارند یا کسانی که وام‌هایی با نرخ بهره ثابت دریافت کرده‌اند، تورم می‌تواند خبر خوبی باشد. با این وجود برنامه ریزی‌های بلندمدت برای واحدهای کسب و کار در شرایطی که نرخ تورم بالا باشد بسیار مشکل است زیرا بودجه‌بندی و پیش‌بینی وابستگی زیادی به قیمت های کالا و خدماتی دارد که برای راهبری کسب و کار مورد نظر بدان‌ها نیاز است. در مقابل آن، نرخ تورم پایین برنامه ریزی‌های بلندمدت را برای واحدهای کسب و کار ساده می‌نماید زیرا پیش‌بینی قیمت ها و هزینه‌ها بسیار راحت‌تر خواهد بود. همچنین نرخ پایین تورم منجر به نرخ پایین بهره می شود. این مسأله مصرف کنندگان را تشویق می‌نماید تا خریدهای اساسی انجام دهند و در نتیجه اقتصاد رونق می‌گیرد.
کاهش قیمت ها عبارت است از تغییر سطوح قیمت در بازه‌ای زمانی که به موجب آن قیمت ها افت نموده و کاهش می‌یابند. در حالی که به نظر می‌رسد کاهش قیمت پدیده خوبی باشد اما ممکن است این مسأله منجر به نتایج فاجعه‌آمیزی شود. بحران اقتصادی عظیم آمریکا در دهه ۱۹۳۰ دوره‌ای از کاهش قیمت ها بود. قیمت ها سقوط کرد اما اشتغال و میزان دستمزد برای افراد خوش شانسی که کار گیر آورده بودند نیز سقوط کرد و امکان دسترسی به بسیاری از کالاها و خدمات از بین رفت.
سطوح نسبی قیمت به وسیله دو شاخص رایج محاسبه می‌شوند. شاخص قیمت مصرف کننده میانگین تغییرات ماهانه در قیمت های سبدی از کالاها و خدمات خاص را محاسبه می‌نماید. شاخص قیمت تولید کننده (PPI) به قیمت ها از دید فروشنده نگاه می‌کند (محصولات ساخته شده، محصولات میانی یا نیم ساخته و مواد و قطعات خام).

سطح اشتغال

سطح اشتغال اثرات مهمی را در اقتصاد یک سرزمین دارد. در واقع، نرخ بیکاری یکی از رایج‌ترین و محبوب‌ترین شاخص‌های اقتصادی است که بسیاری از افراد برای درک وضع اقتصادی از آن کمک می‌گیرند. نرخ بیکاری معمولا به عنوان درصدی از کل کارکنانی که به صورت فعال به دنبال کار می‌گردند اما در حال حاضر بیکارند، تعریف می‌شود. این شاخص عموما در طول رکود اقتصادی افزایش یافته و در طول شکوفایی اقتصادی کاهش می‌یابد.
به دلیل اهمیت نرخ بیکاری، سعی خواهیم نمود تا برخی از دسته‌های مختلفی که برای توصیف وضعیت بیکاری یک سیستم اقتصادی ایجاد شده‌اند را مورد بررسی قرار دهیم.
بیکاری اصطکاکی یا بیکاری کوتاه مدت زمانی است که فرد به طور موقتی بیکار باشد. به طور مثال فرد فارغ‌التحصیلی که به دنبال کار می‌گردد اما هنوز بیکار است.
بیکاری فصلی، زمانی رخ می‌دهد که افراد طی برخی از ماه‌ها کاری نکنند اما در طول آن دوره به دنبال کار نیز نباشند. افرادی که در صنایع گردشگری فعالیت می‌کنند یا مزرعه‌داران فصلی نمونه‌های خوبی از این نوع بیکاری می‌باشند.
بیکاری بنیادی یا ساختاری زمانی است که افراد به دلیل عدم تقاضا جهت تخصص و مهارت‌شان بیکار باشند. به عنوان نمونه می‌توان به فردی اشاره کرد که دکترای اقتصاد قرون وسطایی دارد، ولی تقاضا برای افراد دارای این تخصص به نسبت پایین است بنابراین بیکاری بنیادی برای بسیاری از افرادی که در این رشته تخصص دارند به وجود خواهد آمد. با این وجود افرادی که در این دسته قرار می‌گیرند ممکن است در حین جستجو به دنبال شغلی جدید آموزش ببینند یا مهارت‌های جدیدی را کسب نمایند.
بیکاری ادواری هنگامی به وجود می‌آید که پیشرفت اقتصاد به کندی صورت می‌گیرد و کار به اندازه کافی برای افرادی که به دنبال کار می‌گردند وجود ندارد. این مسأله برای بسیاری از افرادی که در رشته MBA در سال‌های ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ فارغ‌التحصیل شدند به وجود آمد. رکود اقتصادی منجر به کاهش موقعیت‌های شغلی شد و حتی افراد فارغ‌التحصیلی که دارای مهارت‌های سطح بالایی بودند و مدارک پیشرفته‌ای داشتند در پیدا کردن کار دچار مشکل شدند. نرخ بیکاری شامل کارکنان دل‌زده نمی‌شود این‌ها افراد بیکاری هستند که دیگر به دنبال کار نمی‌گردند.

تنوع بین‌المللی

به عنوان یک شرکت تجاری، یکی از راه های تعدیل برخی از این ریسک‌ها و شرایط عدم اطمینان، ایجاد تنوع به وسیله فعالیت در بازار های دو یا چند کشور مختلف می‌باشد. ایجاد تنوع در بازارهای مرتبط با دو محیط یا اقتصاد مختلف باعث کاهش ریسک می‌شود زیرا در این شرایط ریسک تصمیمات اقتصادی در بین چند سیستم اقتصادی مختلف پخش می‌شود.
یکی از زمینه‌های دیگری که متنوع سازی در آن برای تجارت بین‌المللی معنادار است ریسک‌های سیاسی موجود می‌باشد. ریسک سیاسی عبارت است از احتمال اثرگذاری مخرب اقدامات سیاسی یک کشور بر روی فعالیت‌های تجاری. مثلا در حالتی بسیار افراطی ممکن است که یک دولت خارجی بدون تقبل هزینه‌ها و خسارات، یکی از شعب یک شرکت ایرانی را در کشور خود مصادره نماید. یکی از ریسک‌های متداول‌تر، تهدید اعمال نرخ های مالیاتی بالاتر یا محدودیت بر روی بازگشت سرمایه به شرکت مادر در ایران می‌باشد. به طورکلی، رویدادهای سیاسی در مقیاس‌های بزرگ مانند کودتای نظامی، آشوب اجتماعی یا بحران‌های ارزی را به عنوان ریسک‌های سیاسی کلان می‌شناسند. در مقابل، رویدادهایی که در مقیاس‌های کوچک‌تر رخ می‌دهند مانند سلب مالکیت، قوانین تبعیض‌آمیز یا تروریسم به عنوان ریسک‌های سیاسی خرد شناخته می‌شوند.
یکی از اساسی‌ترین ریسک‌های سیاسی قابل تعدیل، نواسان در نرخ مبادلات ارزی می‌باشد. ریسک نرخ مبادلات ارزی عبارت است از خطر تغییر ارزش سرمایه‌گذاری به دلیل تغییر در نرخ مبادلات ارزی. برای مثال، ریال ضعیف به احتمال زیاد فروش خارجی و سود حاصله را افزایش می‌دهد. این مسأله به دلیل کاهش قیمت های فروش محصولات صادراتی می‌باشد زیرا در شرایط جدید تعداد واحد کمتری از پول خارجی برای خرید کالاها یا خدمات ساخت ایران مورد نیاز خواهدبود. ریال قوی به احتمال زیاد صادرات و سود حاصل از آن را کاهش می‌دهد. افزایش بهای ریال در مقابل واحد پول خارجی باعث افزایش قیمت خرید محصولات ایرانی در خارج می‌شود زیرا در شرایط جدید واحد پول خارجی بیشتری برای خرید همان مقدار کالای ایرانی مورد نیاز خواهد بود.

سیاست‌های پولی و مالی: مدیریت عملکرد یک سیستم اقتصادی

سیاست‌های پولی عبارت‌اند از تنظیم عرضه پول و نرخ های بهره به وسیله بانک مرکزی به منظور کنترل تورم و تثبیت ارزش پول در ایران بانک مرکزی مسئول مدیریت این فرایند می‌باشد. اگر اقتصاد در حال سپری کردن دورانی پر تلاطم و فعال باشد، بانک مرکزی می‌تواند پول را از سیستم بانکی خارج نموده، نیازمندی‌های سپرده گذاری را سخت‌تر نموده یا نرخ بهره بانکی را افزایش دهد تا اوضاع اقتصادی را به آرامش برساند. به این امر سیاست پولی انقباضی گفته می‌شود که رشد اقتصادی را کند می‌نماید. آن‌گاه که رشد اقتصاد در حال کند شدن باشد، بانک مرکزی می‌تواند فرایند را عکس نماید. این بدان معناست که بانک مرکزی عرضه پول را افزایش داده، نیازمندی‌های سپرده گذاری را سهل‌تر نموده و نرخ بهره بانکی را کاهش دهد که به این وضعیت سیاست پولی انبساطی با نرخ های بهره پایین گفته می‌شود.
سیاست‌های مالی به تصمیماتی گفته می‌شود که دولت برای خرج پول یا افزایش مالیات‌ها به منظور پایدارسازی اقتصاد اتخاذ می‌نماید. افزایش میزان پولی که دولت خرج می‌نماید و کاهش مالیات‌ها منجر به تحریک رشد اقتصادی می‌شود حال آن‌که مخارج دولت و افزابش مالیات‌ها منجر به کاهش سرعت رشد اقتصادی خواهدشد. تفکر درباره درآمد در دسترس یک فرد مالیات‌دهنده، درک این فرایند را تسهیل می‌نماید. هر چه افراد پول بیشتری داشته‌باشند، می‌توانند پول بیشتری را برای تهیه کالا و خدمات در بازار خرج نمایند و بنابراین رشد بازار افزایش می‌یابد.
منابع اصلی سرمایه‌های دولتی برای پوشش هزینه‌های بودجه سالیانه، به وسبله دریافت مالیات از شهروندان، مبالغ جمع شده از واحدهای کسب و کار و وام‌های بر پایه سرمایه‌ها، تأمین می‌شوند. بودجه فدرال آمریکا از وضعیت مازاد در سال‌های اخیر به کمبود بودجه تبدیل شده است. این بدان معناست که دولت در حال خرج کردن بیش از حد منابع مالی خود است. به منظور تأمین این کسری بودجه دولت فدرال باید در سال‌های آینده میلیاردها دلار قرض نماید.

چالش‌های اقتصاد جهانی در قرن بیست و یکم

با افزایش ارتباطات متقابل سیاست‌ها و اقتصاد آمریکا فرای مرزها و اقیانوس‌ها، با تصویر اقتصادی بسیار پیچیده‌تری مواجه هستیم، فرصت‌هایی که در کنار این تصویر جهانی وجود دارند بسیار ارزشمندند اما در عین حال چالش‌های بسیاری نیز پیشرو است. تلفن‌های همراه، رایانه، محصولات کشاورزی مقاوم در برابر آفات، ماهواره‌ها، بیوتکنولوژی و شبکه های فیبر نوری را می‌توان از فناوری های قرن بیستمی به حساب آورد که واقعیت‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را در قرن بیست و یکم رقم خواهند زد. واقعیت‌هایی که شامل تداوم جهانی سازی کسب و کار، فرهنگ و بهداشت و درمان می‌باشد. حال چالش‌هایی که باید از آن‌ها آگاهی داشته باشیم دقیقا کدامند؟

تروریسم بین‌المللی

غافل‌گیری، هنگامی که برای دولتی رخ می‌دهد، پدیده‌ای پیچیده، پراکنده و بوروکراتیک است. این پدیده شامل فروگذاری از مسئولیت‌هاست؛ یا مسئولیت‌هایی که آن‌قدر ضعیف تعریف شده یا به طور مبهم محول شده‌اند که عمل واقعی در آن‌ها گم می‌شود. این پدیده شامل وجود شکاف در آگاهی و اطلاعات است، اطلاعاتی که مانند یک گردنبد مروارید که بسیار ارزشمندتر از آن است که بخواهد بر گردن آویخته شود، بسیار حساس‌تر از آن است که بخواهد در اختیار افرادی قرار گیرد که بدان نیاز دارند. این پدیده شامل سیستم اعلان خطر می‌شود که از قضا خراب شده و به موقع عمل نکرده‌است؛ یا سیستم اعلان خطری که آن‌قدر بی‌مورد به کار افتاده بوده که آن را قطع کرده‌بودند. این پدیده شامل نگهبانی ناآگاه می‌شود؛ یا نگهبانی که به خوبی می‌داند اگر مقامات بالاتر را در نیمه شب از تخت خواب بیرون بکشد، به وسیله مافوقش سرزنش خواهدشد. این پدیده شامل احتمالاتی می‌شود که برای هیچ‌کسی پدید نمی‌آیند،‌ یا احتمالاتی که همه فکر می‌کنند کس دیگری هست که به آن‌ها رسیدگی کند. این پدیده شامل تعویق در امور می‌شود یا تصمیماتی که به دلیل عدم توافق داخلی به طول می‌انجامند. به علاوه، این پدیده شامل عدم توانایی اشخاص برای دست به کار شدن در شرایط خاص است تا این‌که کاملا مطمئن شوند که شرایط واقعا خاص است که عموما این زمان دیگر بسیار دیر خواهد بود.
گزارش مواجهه با تهدید در حال تغییر تروریسم بین‌المللی که به وسیله کمیسیون ملی تروریسم تهیه شده است، با این جملات از توماس شلینگ آغاز شده است. در این تعریف مختصر و مفید ارائه شده از عنصر غافل‌گیری، به بسیاری از عناصر مرتبط با تروریسم بین‌المللی اشاره شده است. موفقیت تروریسم به دلیل وجود عامل غافل‌گیری است و متأسفانه غافل‌گیری عاملی است که همیشه نمی‌توانیم آن را کنترل کنیم.
سابقا این گونه بود که تروریسم بین‌المللی تنها زمانی دامان آمریکایی‌ها را می‌گرفت که ما در خاک خود بسر نمی‌بردیم. اما واقعه ۱۱ سپتامبر نشان داد که دیگر در مرزهای خود نیز دارای امنیت نیستیم. از طرف دیگر حمله‌های تروریستی هم روز به روز مرگ‌بارتر می‌شوند. اکثریت سازمان های تروریستی فعال در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ دارای اهداف سیاسی مشخصی بودند. آن‌ها سعی می‌کردند تا مقیاس حمله های خود را طوری انتخاب نمایند که بتوانند به اندازه کافی خون‌ریزی و فاجعه برای جلب توجه جهانی به سوی اهداف خود ایجاد کنند اما نه دیگر به اندازه‌ای که باعث شود حمایت‌های عمومی از خود را از دست دهند. امروزه مشاهده کرده‌ایم که طبیعت مقاصد تروریستی، بیشتر مذهبی، اقتصادی با شخصی (بر ضد گروهی قومی) شده است.
فرانک گلد اشتاین در مقاله خود با عنوان «تروریسم جهانی در قرن بیست و یکم » به برخی از گزینه‌ها برای مواجهه با تهدیدهای جدید ایجاد شده به وسیله تروریسم جهانی برای کشورها اشاره می‌نماید. یکی از گزینه‌های که بعد از بمب‌گذاری در مرکز تجارت جهانی در سال ۱۹۹۳ تا حدودی موفقیت‌آمیز بود استفاده از انگیزه‌های اقتصادی و پاداش‌های مالی است. دولت آمریکا جایزه‌ای چندین میلیون دلاری برای اطلاعاتی که منجر به دستگیری فرد یا افراد مسئول بمب‌گذاری شود تعیین نمود. یک خبرچین در پاکستان اطلاعاتی را فراهم نمود که منجر به دستگیری فردی در اسلام آباد پاکستان شد و فرد دستگیرشده بلافاصله برای محاکمه به ایالات متحده برده شد.
با این‌که به نظر می‌رسد برنامه های پاداش و جایزه در سال ۱۹۹۳ موفقیت‌آمیز بوده است اما ادامه فعالیت‌های تروریستی نشان می‌دهد که مشکلات و مسائل مرتبط با تروریسم بین‌المللی بسیار پیچیده‌تر می‌باشد.
گزینه دوم برای کشورهای جهان به منظور بی اثر نمودن تروریسم را می‌توان «عزم ملی» دانست. توجه به این نکته ضروری است که یک سیستم ایده آل و بدون خطا و شکست بر ضد تروریسم در جوامع دموکراتیک وجود ندارد. رویه‌های ساده‌ای مانند فعالیت‌های اطلاعاتی بهتر و بهبود امنیت فیزیکی مکان‌های کلیدی می‌تواند در بسیاری از مواقع برخی گروه‌های تروریستی را دل‌سرد نماید. اقتصاد، فناوری و خیالات افراد جنایت‌کار یا روانی می‌تواند منجر به اتفاقات مداوم و در برخی موارد عجیب شود. یکی از نتایج تروریسم در ایالات متحده ابجاد تلاش‌های بیشتر عمومی و سیاسی در راستای مواجهه با تروریسم به وسیله غرب است. متأسفانه تروریسم در جهان سوم و در کشورهای در حال توسعه تقریبا بدون هر گونه فرونشینی در حال جریان است.

تغییر به سوی اقتصاد اطلاعاتی

اقتصادی اطلاعاتی در حال اثرگذاری بر زنجیره‌های تأمین، فناوری های دیجیتال، فناوری های اطلاعاتی و ارتباطاتی و بازاریابی بر پایه فناوری است. این روند واحدهای کسب و کار را به سوی ارتباطات بی سیم سوق داده، ساختارهای سازمانی را تغییر می‌دهد و روز به روز بر ارزش دارائی های فکری در سازمان ها می‌افزاید.
برخی بر این عقیده‌اند که درباره اقتصاد اطلاعاتی به عنوان یک فرصت اقتصادی کلیدی بیش از اندازه بزرگ‌نمایی می‌شود. فناوری اطلاعات می‌تواند به افراد کمک کند تا چگونگی جذب دانش تولید شده در مکانی دیگر و ترکیب آن با نیازها و دانش محلی را فرا گیرند که این مسئله به بهبود بازگشت سرمایه اقتصادی کمک شایانی می‌نماید. اما هنوز هم چالش‌های آشناتری در زمینه پیشرفت اقتصادی وجود دارد که باید بدان‌ها توجه شود (برای مثال بیکاری ساختاری، اختلاف طبقاتی و نیروی کاری کم سواد).

افزایش میانگین سنی جمعیت جهان

در نتیجه کاهش نرخ باروری و گسترش شهرنشینی، میانگین سنی جمعیت دنیا روز به روز بالاتر می‌رود. اروپا نمونه بسیار مناسبی است برای نشان دادن این مطلب که چگونه سالخوردگی جمعیت بر سیاست و کسب و کار اثر می‌گذارد. نرخ باروری کاهش زیادی به خصوص در جنوب اروپا داشته است، تا جایی که از هر ۱۰ زن ایتالیایی انتظار می‌رود تا تنها ۱۲ بچه در طول زندگی خود به دنیا بیاورند و هر ۱۰ زن اسپانیایی تنها ۱۱ بچه، کشورهای عضو اتحادیه اروپا شاهد کاهش جمعیت خود خواهند بود مگر آن‌که به پذیرش مهاجران بیشتری روی بیاورند.
این شرایط در حال حاضر تنها مختص اروپا نیست. در واقع بیش از نیمی از افراد سالخورده دنیا (افراد بالای ۶۵ سال) در حال حاضر در کشورهای درحال توسعه زندگی می‌کنند (۵۹ درصد در سال ۲۰۰۰) و پیش‌بینی می‌شود که این درصد در سال ۲۰۳۰ به ۷۱ برسد. بسیاری از کشورهای درحال توسعه شاهد کاهش شدیدی در نرخ رشد جمعیت خود بوده‌اند و با تسریع این فرایند، ساختارهای سنی تغییر خواهند نمود.

مصرف کنندگان

توجه به این نکته ضروری است که موفقیت یا شکست نهایی یک کسب و کار وابسته به سلایق مصرف کننده و توانایی وی در مدیریت منابع محدود خود می‌باشد. خواه کسب و کار شما محصولات یا خدمات را برای مصرف کنندگان نهایی و خواه واسطه‌ها فراهم آورد، انتخاب شدن یا نشدن محصولات و خدمات شما وابسته به نوع سلایق و اولویت‌های مصرف کنندگان می‌باشد. یکی از عناصری که در نوع سلایق مصرف کنندگان اثرگذار است، درک آن‌ها از کیفیت می‌باشد.
این برداشت در مصرف کنندگان آمریکایی وجود دارد که برخی از کالاهای تولید خارج دارای کیفیت بالاتری از کالاهای آمریکایی می‌باشند. تاکنون این مسأله تا حدودی صحیح بوده است. خودرو و محصولات الکترونیکی ژاپن یا شراب فرانسه و ساعت‌های سویس مثال‌هایی از کالاهایی هستند که بنا بر برداشت مصرف کنندگان آمریکایی، بر انواع مشابه آمریکایی خود برتری دارند. عادت‌های خرید شخصی را نیز می‌توان به سادگی جزو عوامل دیگری که در سلایق مصرف کنندگان مؤثرند به حساب آورد. این شامل در نظر گرفتن مکان‌هایی است که افراد علاقه به خرید در آن‌ها دارند، مارک‌هایی که خریدشان را ترجیح می‌دهند و نوع وابستگی که به محصولات و خدمات شما ممکن است داشته‌باشند.

چکیده

ایجاد یک راهبرد بلندمدت جهانی امری پیچیده اما بسیار مهم می‌باشد. هیچ کشوری به صورت یک جزیره اقتصادی نبوده و اقتصاد به راستی پدیده‌ای جهانی است. تعداد واحدهای تجاری که به شرکت‌های چند ملیتی واقعی با شعب فعال در سرتاسر دنیا تبدیل شده‌اند روز به روز در حال افزایش است. آنان دریافته‌اند که چگونه ریسک‌های کسب و کار خود را هم از نظر اقتصادی و هم از نظر سیاسی کاهش داده و تعدیل نمایند اما در عین حال به خوبی درک نموده‌اند که چگونه رخدادهای به وقوع پیوسته در یک سرزمین می‌تواند در سرتاسر جهان گسترش یافته و اثرگذار باشند.
با درگیری و فعالیت شرکت‌ها در فرایند رشد جهانی فرصت‌های بی‌شماری وجود دارد اما در عین حال خطرات بالقوه‌ای نیز این سازمان های تجاری را تهدید می‌نماید. از طرف دیگر بازار ایران نیز برای شرکت‌های خارجی جذابیت‌های زیادی دارد. برای موفقیت یک سازمان در اقتصاد جهانی امروز، صاحبان و سهام‌داران آن باید نگاه‌شان به فرای مرزها بوده و درک صحیحی از جامعه جهانی داشته باشند.

 

برای مطالعه مقاله های دیگر در زمینه‌های مختلف فناوری اطلاعات و ارتباطات اینجا کلیک کنید.

اقتصاد بین‌المللی، ملی و محلی (بخش اول)

 

 

( اقتصاد بین‌المللی، ملی و محلی ) اقتصاد، یکی از علوم انسانی است که انتخاب‌های صورت گرفته به وسیله افراد و دولت‌ها را در تخصیص منابع محدود مورد تحلیل قرار می‌دهد. این تعریف تا حدود زیادی علمی به نظر می‌رسد، اما اکثر افراد می‌توانند به صورت ذاتی یا حسی قوانین عرضه و تقاضا را درک کنند. در هنگام خرید، همه ما تصمیم می‌گیریم که چه محصولات یا خدماتی با برنامه، بودجه و نیازهای ما مطابقت دارد و به وسیله این انتخاب‌های اقتصادی، مشخص می‌کنیم که می‌خواهیم چه اجناسی با چه قیمت‌هایی در بازار موجود باشند. سیستم اقتصادی مجموعه‌ای از فعالیت‌ها و نهادهای اجتماعی است که به وسیله آن‌ها محصولات و خدمات، تولید، توزیع و مصرف می‌شوند. تصمیمات اقتصادی که ما اتخاذ می‌نماییم، بر روی سیستم های اقتصادی که عموما محدوده‌ای جهانی دارند اثر می‌گذارند. ترکیبی از سیاست‌های بومی و بین‌المللی وجود دارد که در تخصیص منابع، کالاها، کار، تعرفه‌ها و … اثرگذار است و نحوه این تخصیص، نمایانگر ساختار و حد و حدود قیمت‌های کالاها و خدماتی که ما خریداری و مصرف می‌کنیم، است. با این حال این عوامل در سطوح مختلفی مورد بررسی اقتصاددانان قرار می‌گیرد: اقتصاد خرد و اقتصاد کلان. در پکیج جامع دیجیتال مارکتینگ تخصصی نوکارتو می‌توانید پیرامون موضوع‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات، اطلاعات جامعی را به‌دست بیاورید.

اقتصاد خرد و اقتصاد کلان

اقتصاد خرد عبارت است از بررسی واحدهای کوچک اقتصادی مانند اشخاص مصرف کننده، خانواده‌ها و واحدهای کسب و کار. در واقع اقتصاد خرد بخش‌های اقتصادی را به صورت مجزا مطالعه می‌کند و تعیین قیمت‌ها و چگونگی تعیین تولید و توزیع محصولات توسط قیمت‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهد. اقتصاد کلان عبارت است از تحقیق درباره مسائل کلی اقتصاد کشورها. با این‌که عموما این دو نظام اقتصادی به طور جداگانه مورد بررسی قرار می‌گیرند اما دارای ارتباطات متقابل می‌باشند، به این صورت که مسائل کلان اقتصادی به شکل‌گیری تصمیماتی می‌انجامند که اشخاص، خانواده‌ها و واحدهای کسب و کار را تحت تأثیر قرار می‌دهند.
عرصه دیگری از اقتصاد وجود دارد که بر روی اثرات جهانی بازارهای در حال رشد و توسعه تمرکز می‌کند. بازارهای مالی اقتصادهای در حال رشد در آسیا مانند چین، هند، اندونزی، مالزی، کره جنوبی، تایوان و تایلند از مهم‌ترین این بازارها هستند. در آمریکای لاتین نیز آرژانتین، برزیل، شیلی، کلمبیا، مکزیک، پرو و ونزوئلا به عنوان کشورهایی شناخته می‌شوند که فعالیت‌های اقتصادی مالی زیادی را از خود نشان می‌دهند. در قاره آفریقا پنج کشور غنا، ساحل عاج، کنیا، نیجریه و آفریقای جنوبی به عنوان بازارهای در حال ظهور در عرصه رقابت جهانی شناخته می‌شوند. در اروپا جمهوری چک، یونان، مجارستان، لهستان، پرتغال، روسیه و ترکیه بازارهایی هستند که در راستای ثبات مالی اتحادیه اروپا (EU) در تلاش می‌باشند.

عرضه و تقاضا

عرضه و تقاضا ارتباطات اصلی در بررسی سیستم های اقتصادی هستند که به عنوان عوامل پیشران و گرداننده نیروهای این سیستم ها محسوب می‌شوند. عرضه، میل و توانایی فروشندگان برای فراهم‌سازی کالا و خدمات برای فروش در قیمت‌های مختلف است. تقاضا نیز میل و توانایی خریداران برای خرید کالا و خدمات ارائه شده با قیمت‌های مختلف می‌باشد.

عوامل ایجادکننده تقاضا

تحقیق و بررسی در اقتصاد بر روی «خواسته‌های» بازیگران در بازار و منابع مالی محدودی که بایستی برای کسب خواسته‌هایشان صرف نمایند تمرکز می‌کند. رابطه بین عرضه و تقاضا را می‌توان با نگاه به منحنی تقاضا به خوبی درک نمود. در این منحنی تقاضا به صورت ارتباط بین قیمت کالا و میزان یا کمیتی از کالا تعریف شده است که مصرف کننده در بازه زمانی مشخص با فرض ثابت بودن سایر عوامل اثرگذار مانند سلیقه، درآمد، قیمت کالاهای وایسته، انتظارات و تعداد خریداران، مایل و قادر به خرید باشد. نمودار منحنی تقاضا نمایانگر میزان کالایی است که خریداران در قیمت‌های مختلف خریداری خواهند نمود. به طور معمول با کاهش قیمت کالا، تقاضا افزایش می‌یابد و با افزایش قیمت آن، تقاضا کاهش پیدا می‌کند. حساسیت تغییرات در قیمت و تقاضا را »کشش قیمت» گویند.
محصولات و خدمات دارای درجات مختلفی از کشش قیمت می‌باشند. برای مثال، اگر قیمت بنزین افزایش یابد، تقاضای کل ممکن است متناسب با آن کاهش نداشته باشد (کشش کم قیمت) زیرا افراد هنوز هم احتیاج به بنزین برای سوخت خودروهای خود خواهند داشت (با فرض این‌که جایگزین دیگری وجود نداشته باشد- برای مثال تمایل به استفاده از حمل و نقل عمومی). اما اگر قیمت سفرهای هوایی به مقدار قابل توجهی افزایش یابد، تقاضا برای مسافرت هوایی کاهش پیدا می‌کند. این بدان معناست که کشش قیمت بالا می‌باشد.
واحدهای کسب و کار باید عوامل اثرگذار بر روی تقاضا را با دقت مورد پایش و بررسی قرار دهند. اگر از پایش دقیق عناصر تقاضای مرتبط با کسب و کار خود لحظه‌ای فروگذار نمایند. رقبای آن‌ها مزیتی رقابتی پیدا خواهند نمود که بقای بلندمدت سازمان آن‌ها را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

عوامل ایجادکننده عرضه

عرضه و تأمین در یک سیستم اقتصادی اشاره به رابطه بین قیمت‌های مختلف و مقادیری از کالا و خدماتی دارد که فروشنده ارائه می‌کند. عموما هر چه که قیمت بالاتر باشد، مقادیر بیشتری از کالا یا خدمات ارائه خواهد شد. قانون عرضه و تقاضا اظهار می‌نماید که قیمت‌ها در نقطه تقاطع منحنی‌های عرضه و تقاضا تنظیم می‌شوند.
نقطه‌ای که عرضه و تقاضا به هم می‌رسند نمایانگر قیمت متعادل با قیمت معمول و کنونی بازار است که انتظار می‌رود یک کالا را در این قیمت خریداری نمود. در واقع تمامی این عوامل عرضه و تقاضا در نهایت منجر به تنظیم قیمتی برای کالا و خدمات می‌شوند که بازار قادر به تحمل آن باشد.

سیستم های اقتصادی

در قرن بیستم، عمدتا دو سیستم اقتصادی وجود داشت که به پرسش‌هایی نظیر این‌که چه چیزی را برای چه کسی تولید نماییم (با فرض در اختیار بودن منابع محدود) پاسخ می‌دادند: «اقتصاد دستوری» که به وسیله دولت مرکزی هدایت می‌شد و «اقتصاد بازار» که بر پایه سازمان های تجاری خصوصی بنا نهاده شده‌بود. تاریخ نشان داده است که در سرتاسر جهان، اقتصاد دستوری متمرکز رشد اقتصادی پایداری نداشته و برای شهروندان امنیت اقتصادی بلندمدت فراهم نکرده است. در حقیقت بسیاری از اقتصادهای تحت کنترل دولت، به خصوصی‌سازی روی آورده‌اند تا انگیزش و کارایی خود را بهبود دهند. خصوصی‌سازی عبارت است از فروش واحدهای کسب و کار تحت مالکیت دولت به سرمایه گذاران خصوصی. این روند برای شرکت‌های آمریکایی این فرصت را ایجاد نموده است که واحدهای کسب و کاری را در کشورهای خارجی به مالکیت در بیاورند. به خصوص کشورهایی که در گذشته سرمایه گذاری آمریکایی‌ها را منع کرده بودند. چرا این روند ظاهر می‌شود؟ در جواب این سؤال به چهار نوع ساختار بازاری که در سیستم سازمان های تجاری خصوصی شناسایی شده‌اند، نگاهی خواهیم انداخت.
سیستم سازمان های تجاری خصوصی یا همان سیستم اقتصاد بازار، حول تئوری / اعتقاد / فلسفه اقتصادی سرمایه‌داری و رقابت می‌چرخد. سرمایه‌داری سیستمی اقتصادی است که در آن واحدهای تجاری با برآورده ساختن نیازها و تقاضای مصرف کنندگان سود کسب می‌کنند. این سیستم اجازه می‌دهد تا در تمامی کسب و کارها مالکیت خصوصی وجود داشته باشد. کارآفرینان علاقه‌مند به کسب سود، کسب و کارهایی را ایجاد می‌کنند که نیازهای مصرف کنندگان را برآورده نمایند. کشورهای سرمایه‌دار، فرصت رقابت در فضای اقتصادی خود را بدون موانع تجاری، به شرکت‌های خارجی می‌دهند.
در نتیجه عدم اثر بخشی اقتصاد دستوری، دولت‌ها رویکرد عدم دخالت در کنترل مالکیت کسب و کارها، سود و تخصیص منابع را پیش می‌گیرند. در این روش که مطابق با اقتصاد بازار و سرمایه‌داری است، رقابت به عنوان تنظیم کننده چرخه اقتصادی ایفای نقش نموده و باعث ایجاد فرصت‌ها یا چالش‌هایی برای سازمان های اقتصادی می‌شود که اداره اثربخش آن‌ها شرط موفقیت سازمان است. طبقه‌بندی انواع رقابت. در سیستم سازمان‌های خصوصی، چهار نوع رقابت مختلف وجود دارد: رقابت کامل، رقابت انحصاری، انحصار چندگانه، انحصار منفرد.
بازار رقابت کامل، بازار یا صنعتی است که در آن رقبای بسیاری وجود دارد. ورود به بازار ساده است زیرا موانع ورود بسیار کم بوده و بسیاری از افراد یا سازمان ها قادر به ارائه محصولات شبیه به هم هستند. در این بازار، قیمت پایین‌تر بر تصمیم‌گیری خریداران ارجحیت دارد و البته تفاوت‌های بین محصولات نیز بسیار اندک است.
به علاوه، یک فروشنده منفرد تنها می‌تواند سهم بسیار کوچکی را در مقایسه با کل بازار ارائه دهد به طوری که تصمیمات انفرادی وی قادر نخواهد بود قیمت را در بازار تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین، شرکت‌ها به صورت انفرادی در این گونه بازارها کنترل بسیار کمی بر روی قیمت دارند.
رقابت انحصاری شرایطی را توصیف می‌کند که تعداد رقابت کنندگان کمتر بوده اما باز هم رقابت در بازار جریان دارد. در چنین محیطی، ورود به بازار تا حدی مشکل است. موانع ورود به بازار را می‌توان وابسته به مکان فیزیکی، دسترسی به مواد و قطعات، فناوری یا سطوح سرمایه‌گذاری دانست. در نتیجه عمومأ تفاوت‌هایی بین محصولاتی که شرکت‌های رقیب ارائه می‌دهند وجود خواهد داشت. این درست است که شاید تمامی محصولات برای برآورده سازی نیاز مشخصی طراحی شده باشند اما باز هم تفاوت‌هایی وجود دارد که انتخاب بین آن‌ها را وابسته به سلایق مصرف کنندگان می‌سازد. به دلیل وجود تفاوت بین کالاها، شرکت‌ها به صورت انفرادی قادر به کنترل بر روی قیمت‌ها هستند. آن‌ها می‌توانند اقدام به ارائه جوایز با تخفیف ویژه‌ای نموده و در نتیجه به کالای خود برتری داده و تقاضا را تحت تأثیر قرار دهند.
در انحصار چندگانه تعداد اندکی رقابت کننده وجود دارد. موانع بسیار زیادی برای ورود به بازار است در نتیجه تنها تعداد اندکی از فروشندگان در رقابت بوده و مسئول حجم نسبتا بالایی از سهم بازار می‌باشند. محصولات یا خدمات ارائه شده در این بازار ممکن است مشابه (شرکت‌های تلفن) یا متفاوت (سوپرمارکت‌ها) باشد. در شرایط انحصار چندگانه در بازار، شرکت‌ها به صورت انفرادی اثرگذاری زیادی بر روی قیمت‌ها دارند (مجموعه سوپر مارکت‌های «هول فودز مارکت» می‌تواند در ازای جنس‌های خود مبلغ بیشتری را نسبت به سوپرمارکت‌های «البرتسونز» دریافت کند) و می‌توانند با استفاده از قیمت به عنوان بخشی از راهبرد جذب مشتری، مزایایی را برای محصولات ایجاد نموده و برای کسب سهم بیشتری از بازار رقابت کنند.
بر خلاف بازی مونوپولی، بازار مونوپولی (انحصاری انفرادی) در صورتی ایجاد می‌شود که به هیچ‌وجه رقیب دیگری وجود نداشته باشد. این بدان معناست که تنها یک شرکت وجود دارد که کالا یا خدمات مورد نظر را فراهم می‌نماید. در این شرایط، عموما دولت‌ها بازار را در دست دارند و بنابراین موانع خاص و مشهودی برای ورود وجود ندارد. اما قوانین و مقررات دولتی تضمین می‌نمایند هیچ محصولات یا خدمات دیگری وجود نداشته باشد تا رقابت نماید. نبود رقابت منجر به ایجاد قدرت زیاد برای سلطه بر قیمت‌ها در یک بازار انحصاری کامل و تنظیم نشده می‌شود اما در یک بازار انحصاری تنظیم شده کنترل بر روی قیمت‌ها اندک است. برای نمونه‌ای از انحصار کامل می‌توان به ارائه حق امتیاز یک داروی خاص به یک شرکت دارویی اشاره نمود. برخی از داروها دارای هیچ‌گونه جانشینی نیستند که در این شرایط شرکتی که حق امتیاز پخش آن دارو را دریافت نموده دارای انحصار در تولید و پخش آن است. در این شرایط دولت تضمین می‌کند که شرکت دیگری آن دارو را تولید نخواهد کرد و این مسئله به عنوان یک مانع مستحکم برای ورود به بازار کافی است. با این وجود، انحصار از این نوع بسیار به ندرت پدید می‌آید زیرا داروهای پزشکی عموما دارای جانشین‌هایی بوده و موانع قانونی ورود به بازار نیز به طور معمول موقتی می‌باشند (برای دوره‌های اندک چند ساله).

اقتصاد برنامه ریزی شده

علاوه بر سیستم سازمان های خصوصی، اقتصاد برنامه ریزی شده به عنوان نمونه دیگری از ساختار بازار در اقتصاد دنیا مطرح است. در یک اقتصاد سنجیده، کنترل های دولتی مالکیت کسب و کار، سود و تخصیص منابع را مشخص می‌نماید. هر چند که کشورهای دارای اقتصاد سنجیده نتوانسته‌اند به موفقیت‌های زیادی دست پیدا کنند.
رایج‌ترین تئوری در اقتصاد برنامه ریزی شده کمونیسم می‌باشد که بنا به آن تمامی دارایی ها باید تحت نظر یک دولت مرکزی قوی بین افراد یک جامعه به طور مساوی تقسیم شوند. این سیستم اقتصادی اعتقاد به مالکیت عمومی واحدهای کسب و کار دارد. به جای کارآفرینان، در این سیستم اقتصادی این دولت است که تصمیم می‌گیرد که به مصرف کنندگان چه محصولاتی و به چه میزان ارائه شود. دولت، به عنوان طراح مرکزی، سیاست‌های دادوستد را تعیین می‌کند که بنا به آن‌چه در گذشته اتفاق افتاده است این سیاست‌ها رقابت شرکت‌های خارجی را بسیار محدود می‌کردند. کمونیسم به وسیله کارل مارکس ارائه شد و به وسیله لنین توسعه یافته و پیاده شد. در تئوری مارکسیستی، «کمونیسم» به عنوان مرحله نهایی شد تاریخی بشر است که در آن هم به عنوان حاکمان سیاسی و هم اقتصادی مطرح می‌شوند.
فلسفه کمونیسم بر اساس این اندیشه بنا شده‌است که هر فرد به موفقیت کلی ملت خود کمک نموده و منابع کشور نیز بر مبنای نیازهای افراد بین آن‌ها تقسیم شود. دولت مرکزی مالکیت عوامل تولید را بر عهده داشته و تمامی افراد برای سازمان های دولتی کار می‌کنند. به علاوه این دولت است که مشخص می‌کند مردم چه چیزی را بخرند زیرا این‌که چه چیزهایی تولید شوند به وسیله دولت دیکته می‌شود.
با نگاه ویژه به چین و روسیه می‌توان مشاهده نمود که چه عواملی باعث شکست کمونیسم شد. اول از همه، قانون اساسی در این کشورها ضعیف یا بی‌معنی بود. بنابراین با این‌که دولت قوانین مختلف وضع می‌کرد اما این قوانین ثمربخش واقع نمی‌شدند. دوم این‌که دولت مالکیت عوامل تولید را بر عهده داشت و تمامی تصمیمات اقتصادی را اتخاذ می‌نمود. بنابراین نیروهای بازار اجازه عمل نداشتند و قوانین عرضه و تقاضا دنبال نمی‌شدند. سوم این‌که شهروندان در این کشورها دارای حقوق محدودی بودند و تمامی شهروندان تحت کنترل گروه‌های کمونیستی قرار داشتند. وجود افراد برای خدمت به جامعه قلمداد می‌شد و افراد عملا برای خود دارای آزادی عمل نبودند. تمامی این عوامل منجر به سقوط کمونیسم شد و در نتیجه چین و روسیه امروزه سعی در خصوصی سازی داشته و از روش‌های سرمایه‌داری به منظور بهبود وضعیت اقتصادی خود کمک می‌گیرند تا اقتصاد خود را به اقتصاد بر مبنای بازار تبدیل نمایند. آن‌ها به شدت در تلاش‌اند تا کاری کنند که خود بازار در محصولات و خدمات آن‌ها ایجاد تعادل نماید. محصولات و خدماتی که عموما به وسیله دیگر کشورها مورد پذیرش نیستند.

جامعه‌گرایی (سوسیالیسم)

سوسیالیزم نیز به عنوان نوع دیگری از سیستم های اقتصادی مطرح می‌شود که ویژگی آن مالکیت و اداره امور صنایع اساسی به وسیله دولت است. برای مثال هنگامی که صنایع مخابرات، پتروشیمی و سوخت‌رسانی و برخی از صنایع اصلی تحت مالکیت دولت باشند اقتصاد چنین کشوری به عنوان یک اقتصاد سوسیالیستی مطرح می‌شود. سوسیالیزم دارای برخی از ویژگی‌های هر دو اقتصاد سرمایه‌داری و کمونیستی است. دولت‌های سوسیالیست به افراد اجازه می‌دهند تا صاحب املاک و واحدهای تجاری باشند و شغلشان را خود انتخاب نمایند. با این وجود این گونه دولت‌ها درگیر فراهم‌سازی انواع خدمات عمومی مانند مزایای بیکاری، تأمین عمومی بهداشت و درمان برای تمامی شهروندان یا حمل و نقل عمومی می‌باشند. هزینه‌های این خدمات عمومی به وسیله نرخ های بالای مالیات بر درآمد تأمین می‌شود. عجیب نخواهد بود که در صورت بالا بودن بیش از اندازه نرخ های مالیاتی، کارآفرینان انگیزه کمتری برای راه اندازی کسب و کار داشته باشند.
سوسیالیسم بر مبنای این عقیده بنا نهاده شده است که صنایع اساسی اهمیت‌شان بیشتر از این است که بخواهند در دستان بخش خصوصی قرار داده شوند؛ با این وجود مالکیت خصوصی در صنایعی که دارای ضرورت کمتری در رفاه عمومی باشند بالامانع است.
با انزوای سوسیالیسم، تئوری‌های جدیدی برای تنظیم سیستم های اقتصادی در حال ظهورند. این نظریه‌ها بنا ندارند تا همانند سوسیالیسم، ارتباطات اقتصادی بین اشخاص را کنترل نمایند بلکه به دنبال تنظیم و کنترل کلی ارتباطات اجتماعی هستند. برای مثال، همیشه میل به افزایش «سرمایه اجتماعی» در جوامع وجود دارد.
اگر «سرمایه اجتماعی» را به صورت هنجارها و شبکه هایی تعریف نماییم که همکاری و اعتماد بین اشخاص را ترویج و تشویق می‌نمایند، بنابراین وجود سرمایه اجتماعی سودمند است. دلیل این مسئله این است که با این تعریف، سرمایه اجتماعی هزینه‌های معاملاتی را کاهش داده، به گسترش دانش کمک کرده و می‌تواند حس رفاه اجتماعی را افزایش دهد. حال این سؤالات مطرح می‌شوند که آیا دولت می‌تواند ایجاد سرمایه اجتماعی نماید یا حتی به گونه‌ای اساسی‌تر، آیا دولت باید این کار را انجام دهد یا نه؟ با این‌که نوع سنتی سوسیالیسم دیگر به عنوان ساختاری موفق در بازار شناخته نمی‌شود اما بقایای آن هنوز هم در اقتصاد امروز قابل مشاهده است.
به هر حال عمده سیستم های اقتصادی که امروزه مشاهده می‌شوند به گونه‌ای اقتصادهای مرکب می‌باشند. این سیستم ها ویژگی‌های هر دو سیستم اقتصادی برنامه ریزی شده و سیستم اقتصادی بازار را نشان می‌دهند.
در اقتصاد مرکب بازار، در بسیاری از مواقع شرکت‌های دولتی در کنار سازمان های خصوصی به فعالیت می‌پردازند. مثال‌های خوبی از این پدیده در اروپا قابل مشاهده‌اند جایی که دولت‌های مربوطه به طور سنتی برخی از صنایع کلیدی مانند راه آهن، بانک‌داری و مخابرات را تحت کنترل خود داشته‌اند. هر چند که آن‌چه امروزه مشاهده می‌شود روند خصوصی سازی در بسیاری از صنایع دولتی است. در سال ۱۹۸۶ انگلستان صنایع گاز خود را خصوصی سازی نمود. در سال ۱۹۸۷ صنایع فولاد و در سال ۱۹۸۹ صنابع آب رسانی نیز خصوصی سازی شد. امروزه کشوری مثل اتریش نیز این روند را ادامه می‌دهد و صنایع فولاد، نفت و پتروشیمی خود را خصوصی سازی می‌نماید.

چهار مرحله چرخه کسب و کار

چرخه کسب و کار، که به آن چرخه اقتصادی نیز گفته می‌شود، به سلسله رویدادهای تکرار شونده توسعه، رونق، انفجار و رکود اشاره دارد. به ندرت پیش می‌آید که طول چرخه‌های اقتصادی از نظر زمانی یکسان باشند. چرخه‌های کسب و کار انبساط و انقباض دوره‌ای مکرری را در طول کل حیات اقتصادی خود تجربه می‌کنند. برای مثال، ایالات متحده از زمان پایان جنگ جهانی دوم، ۱۱ چرخه کامل کسب و کار را تجربه نموده است. چرخه‌های اقتصادی دارای اهمیت زیادی می‌باشند زیرا تصمیمات تجاری و الگوهای خرید مصرف کنندگان در طول هر یک از مراحل چرخه اقتصادی متفاوت‌اند و این‌که در کجای یک چرخه کسب و کار باشید در توسعه راهبردهای سازمانی شما دارای اهمیت است.
شکوفایی یا همان مرحله «رونق» یک چرخه کسب و کار زمانی اتفاق می‌افتد که بیکاری پایین باشد، اعتماد بالای مصرف کنندگان منجر به خریدهای بی‌سابقه شود و در نتیجه آن واحدهای کسب و کار برای استفاده از فرصت‌های ایجاد شده در بازار رشد و توسعه یابند. یکی از مثال‌های خوب از تجربه رونق در بازار در دره سیلیکون از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۱ اتفاق افتاد. به طور ناگهانی بازار متوجه فناوری به عنوان فرصتی عظیم در کسب وکار نوین شد و بنابراین شرکت‌ها فناوری های آنلاین را با سرعتی بی‌سابقه به خدمت گرفته و پیاده می‌کردند و واحدهای تجاری سنتی برای اولین بار رو به بازارهای الکترونیک آوردند. همان طوری که احساس عمومی به ما می‌گوید، هیچ اقتصادی نمی‌تواند مرحله رونق را برای همیشه حفظ نماید و بنا به آن‌چه در دره سیلیکون نیز مشاهده شد، یک مرحله رکود یا حتی یک بحران مقطعی (یک تأخیر کوتاه‌مدت) پس از دوره رونق به وقوع خواهد پیوست.
رکود به مرحله انقباض اقتصادی گفته می‌شود که حداقل برای شش ماه به طول می‌انجامد. اقتصاددانان معتقدند که مرحله رکود منجر به پس رفتی به طول حداقل دو فصل پی در پی می‌شود. در طول رکود اقتصادی مصرف کنندگان عمومآ خریدهای اصلی خود را مانند خانه و وسایل نقلیه به تعویق می‌اندازند و واحدهای کسب و کار نیز تولید خود را آهسته نموده، برنامه های توسعه را عقب انداخته، موجودی‌ها را کاهش داده و از تعداد کارکنان خود می‌کاهند. در نتیجه میزان بیکاری افزایش یافته و تقاضای مصرف کنندگان بیشتر کاهش می‌یابد.
بحران اقتصادی نوعی از رکود اقتصادی است که حرکتی نزولی را در دوره زمانی طولانی‌تر دنبال نماید. همچنین از ویژگی‌های بحران اقتصادی استمرار نرخ بالای بیکاری و کاهش مصرف مصرف کنندگان می‌باشد. بسیاری از اقتصاددانان معتقدند که دولت‌ها با بهره‌گیری از ابزارهای مناسب می‌توانند از تبدیل یک رکود حتی شدید اقتصادی به بحران جلوگیری نمایند. برای مثال، دولت‌های مرکزی، ایالتی و محلی می‌توانند با سرمایه گذاری به منظور بهبود زیرساخت‌های کشور، بازار را از بحران خارج نمایند. آن‌ها می‌توانند در سیستم های حمل و نقل یا مراکز عمومی مانند مدارس و دانشگاه‌ها سرمایه گذاری نموده یا وام هایی را با هدف رشد اقتصادی به کسب و کارهای کوچک واگذار نمایند. همچنین دولت‌ها می‌توانند با ایجاد قوانین و مقررات ویژه در سیاست‌های پولی و مالی بر روی وضعیت اقتصادی اثر بگذارند.
در نهایت، این ابزارها به ظهور مرحله بعدی در چرخه اقتصادی کمک می‌کنند: ترمیم اقتصادی. دوره ترمیم، زمانی است که فعالیت‌های اقتصادی دوباره شروع به قوت گرفتن می‌کنند؛ اعتماد مشتریان افزایش می‌یابد که این منجر به افزایش مصرف منابع مالی برای خریدهای بزرگ‌تر مانند خانه و وسایل نقلیه می‌شود. میزان بیکاری نیز شروع به کاهش نموده و افراد دوباره شروع به کار و کمک به رشد اقتصاد می‌نمایند.

 

برای مطالعه مقاله های دیگر در زمینه‌های مختلف فناوری اطلاعات و ارتباطات اینجا کلیک کنید